Search
Generic filters

علم گرایی در قرن ۱۹

۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

این مکتب، روش‌های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش‌های جستجوی انسانی می‌داند. علم‌گرایی تنها روش‌های تجربی و استدلالی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می‌داند.


تحت تاثیر پیشرفت های چشمگیر علمی، نحله ای در مکاتب فکری در قرن ۱۹ ایجاد شد که علم گرایی نامیده میشود. این مکتب، روش‌های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش‌های جستجوی انسانی می‌داند. علم‌گرایی تنها روش‌های تجربی و استدلالی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می‌داند. این دیدگاه متاثر از تجربی گرایی غالب در دوران روشنگری بوده، و همچنین همبسته با پوزیتیویسم آگوست کنت (۱۷۹۸ میلادی – ۱۸۵۷ میلادی) دانسته می‌شود. کنت معتقد بود که دانش حقیقی تنها از راه تجربه حسی حاصل می‌شود. او برای هر علم و دانشی سه مرحله قائل است که مرحله اول آن مرحله الهیاتی و آموزه های وحیانی است. مرحله دوم مربوط به متافیزیک و مفاهیم کلی و عقلی است و مرحله سوم که الان در آن به سر می‌بریم مرحله علمی پوزتیو است. در این مرحله (که او زمان بلوغ بشریت می‌نامد) خرافات و متافیزیک جای خود را به امور محسوس می‌دهد و لذا در عصر علم دیگر جایی برای دین هم نیست.

این تلقی از علم در عصر حاضر کاملا زیر سوال رفته است. واژه «علم‌گرایی» در حال حاضر معنای مثبتی ندارد و معمولا برای تحقیر کسانی که حرمت بیش از اندازه برای علم قائل می‌شوند به کار می‌رود. مخالفان علم‌گرایی می‌گویند، علم یگانه راه شناخت و تلاش فکری بشری نیست. همچنین آنها به حذف جنبه‌های غیرعلمی حیات بشر مثل هنر و دین و.. معترض هستند. برای مثال پل فایرابند فیلسوف علم معاصر می‌گوید: «علم هیچ خصوصیت ویژه‌ای ندارد که آن را ذاتا برتر از سایر شاخه‌های معرفت همچون افسانه‌های باستانی یا سحر و جادو بنشاند» همین فیلسوف از منظر انسان‌گرایی هم معتقد است علم جدید باعث دربند شدن انسان‌ها شده و بخش مهمی از آزادی و اختیار آنها را سلب کرده، او برای مثال می‌پرسد که «چرا همانطور که در آمریکا هر کس آزادانه می‌تواند دین خود را انتخاب کند، نمی‌تواند علم خود را انتخاب کند؟ چرا در آمریکا بین دین و سیاست جدایی هست، ولی بین علم و سیاست جدایی نیست؟» این انتقادات اجتماعی و فلسفی در کنار پدیدار شدن برخی از کاستی‌های علم جدید، وضعیت را در ۵۰ سال اخیر برای علم طور دیگری رقم زده است. انتقادات فراوانی که نسبت به ساخت سلاح‌های کشتار جمعی در جهان وجود دارد که به جهت پیشرفت علم جدید سرایت کرده است. برخی پیشرفت علم را خدمت به قدرت‌مندان و استعمار‌گران می‌دانند و علیه کشورهای کوچک‌تر و ضعیف تر. شاهد حرف آنها غیر سلاح‌های کشتار جمعی، فجایع زیست‌محیطی است. بسیاری از شهرها به دلیل مجاورت با کارخانه‌های صنعتی به لحاظ زیستی خطرناک شده و گونه‌های متعددی از گیاهان و جانوران در حال انقراض هستند.

برای مثال درمورد پدیده «گرمایش زمین» طیق تحقیقات به عمل آمده طی ۱۰۰ سال گذشته، کره زمین به طور غیر طبیعی حدود ۰٫۷۴ درجه سلسیوس گرم‌تر شده که این موضوع دانشمندان را نگران کرده‌ است. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۱۴ زمین شاهد رکورد بی‌سابقه «گرم‌شدن» باشد. همچنین گفته می‌شود گرم‌شدن کره زمین، در سال ۲۱۰۰ باعث خشکسالی شدید، گرمای سوزان و توفان‌های وحشتناک خواهد شد. در مورد دلایل این پدیده، یک سری از تئوری‌ها بر تأثیر گازهای گلخانه‌ای بر این فرایند مبتنی است و برخی دیگر فرایندهایی نظیر فعّالیّت‌های آتشفشانی و زمین‌گرمایی و همچنین فعّالیّت‌های خورشیدی را دلیل این پدیده می‌دانند.

برچسبها:

برنامه‌های پژوهشی مرتبط