گزارش جلسه چهارم حلقه بازخوانی انتقادی کاپیتال اثر کارل مارکس

گزارش جلسه چهارم حلقه بازخوانی انتقادی کاپیتال اثر کارل مارکس

در جلسه چهارم حلقه کاپیتال، آخرین مباحث مرتبط با آدام اسمیت توسط آقای ناسخیان ارائه شد. قانون سودهای یکسان که از روی قوانین فیزیکی ظروف یکسان مشابهت‌سازی شده بدین شرح است: در صورت وجود بازار رقابتی کامل، سودهای صنایع مختلف، به سمت تساوی میل می‌کند.

بنابراین در میان‌مدت و بلندمدت، امکان گرفتن سود غیرمتعارف از بازار رقابتی کامل وجود ندارد. 

مشابه این قانون در مورد مزد کارگران و بهره سرمایه هم ارائه‌شده است. یعنی در شرایط رقابت کامل، مزد کارگران به سمت مزد متوسط، و بهره سرمایه هم به سمت بهره متوسط میل می‌کند

فرض اصلی در توسعه اقتصادی، انباشت سرمایه و تقسیم‌کار است. عده‌ای معتقدند چون اسمیت درون دوره انقلاب صنعتی می‌زیسته است، نمی‌توانسته اثر تکنولوژی بر اقتصاد را ببیند. اما برخی هم معتقدند که او به این امر توجه داشته است.  

نکته مورد تأکید اسمیت این است که توسعه اقتصادی جامعه، به حجم ثروت وابسته نیست بلکه به رشد سرمایه است. اسمیت اقتصاددانی خوش‌بین است و معتقد است که تا اشباع شدن بازار زمان زیادی مانده و مشکلی ازاین‌جهت ایجاد نخواهد شد. اما بعدها مالتوس می‌گوید که رشد جمعیت بیشتر از رشد ثروت است (چراکه یکی رشد هندسی دارد و دیگری رشد حسابی)، و این تفاوت در رشد، تعادل بازار را به هم می‌زند و بی‌کاری گسترده به وجود می‌آورد. او برای حل مسئله، پیشنهاد می‌دهد که فقرا عقیم شوند چون انتظار برای مرگ فقرا را کارآمد نمی‌داند. 

اسمیت توصیه‌هایی اخلاقی هم برای نیل به توسعه اقتصادی ارائه می‌دهد. مثلاً توصیه به ‌صرفه‌جویی و مصرف کمتر می‌کند تا سرمایه لازم انباشته گردد. اما اسمیت در این بحث هم به بیش از صرفه‌جویی مردم، به ‌صرفه‌جویی دولت (که به عدم دخالت دولت منتج می‌شود) اهمیت می‌دهد. بنابراین توصیه اکید او این است که جز در موارد استثنا، دولت باید از اقتصاد بیرون برود، چون حضور دولت گروه‌های غیر مولد را افزایش می‌دهد. ازنظر اسمیت، تنها چهار گروه مولد هستند: کشاورزان، بازرگانان، خرده‌فروشان و پیشه وران.  

نگاه اسمیت به بهره مالکانه هم مثبت نیست، چون این طبقه پول را صرف افراد غیرم ولد می‌کنند. بعدها ریکاردو بر این موضوع تأکید و آن را برجسته می‌کند. ازنظر او بهره مالکانه ربطی به تولید ندارد چراکه مالک هیچ‌گاه نگران سود خودش نیست. 

ازنظر اسمیت، ورود دولت تنها در نقاط شکست بازار مجوز دارد، مانند حوزه آموزش‌وپرورش، زیرساخت‌های توسعه و موارد مشابه. 

ازنظر اسمیت، انحصار که ناشی از بی‌عدالتی و نابرابری در رقابت است، بهره‌وری اقتصادی را کاملاً به خطر می‌اندازد.

در تعریف اسمیت از عوامل اقتصادی، بازیگر اقتصاد اطلاعاتی کامل و فعالیتی عقلانی دارد. بنابراین لازم نیست به عامل اقتصادی گفته شود که چه‌کار بکند. در همین راستا، اسمیت مسئله مزیت مطلق را مطرح می‌کند. ازنظر او، عامل اقتصادی بی‌خود به دنبال تولید که مزیت اقتصادی ندارد، نمی‌رود.  

اسمیت صنایعی که به امنیت کشور مربوط است را رقابتی نمی‌داند و انحصاری ماندن آن را مجاز می‌شمرد، مثل صنعت کشتیرانی انگلستان در قرن هجدهم. در جنگ تعرفه‌ای هم، اعمال مالیات را مجاز می‌داند. یعنی اگر کالاهای انگلستان در کشوری مشمول تعرفه شد، انگلستان‌ هم باید برای تولیدات آن کشور تعرفه تعریف کند. یا اگر مالیاتی بر کالای خاصی در داخل کشور وجود دارد، باید بر مشابه خارجی آن‌هم وارد شود. و یا مثلاً اگر کشور دچار تحریم شد، می‌تواند بر واردات کالا تعرفه وضع کند. یعنی در عمل هم اسمیت استثنائات زیادی برای بازار آزاد قائل می‌شود. در کل می‌توان دغدغه اسمیت را اقتصاد کشور انگلستان فهمید، هرچند مباحثش به‌صورت عام بیان‌شده است. 

بعدها مکتب اقتصاد تاریخی (که معمولاً در آلمان رشد کردند) با ایده اسمیت مخالفت می‌کنند. ملی‌گراها و نهادگراها از نتیجه انتقادات این جریان زاده می‌شوند. اما اقتصاددان‌های دیگر (یعنی کلاسیک‌ها و نئوکلاسیک‌ها به‌خصوص جان استوارت میل) راه اسمیت را ادامه می‌دهند و تکمیلش می‌کنند. 

 

#مارکس#آدام_اسمیت#کاپیتال#علوم_انسانی_و_توسعه#لندیشکده_مهاجر#جامعه_اسلامی_شریف

متن شما