گزارش جلسه نهم حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

گزارش جلسه نهم حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه نهم از سلسله حلقه‌های تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری  با سه ارائه آقایان صفدری ، ریاحی و خلیلی در تاریخ بیست و هشتم دی‌ماه سال نودوپنج در محل اندیشکده مهاجر  برگزار شد.

ارائه آقای صفدری (دانشجوی دکتری فلسفه علم دانشگاه شریف) از فصلِ پنجم مرجع زیر:

Floridi, L. (2013). The Philosophy of Information. Oxford: Oxford UP.

در ادامۀ فصول قبلی، فلوریدی در این فصل سعی می‌کند تا یکی از مسائلِ بنیادین نظریۀ اطلاعات را حل کند. این مسئله همان پارادوکسِ معناشناختیِ بار- هیلل- کارنپ[۱] می‌باشد. تعریفِ رایج اطلاعات، تعریفی احتمالاتی است. به این معنا که هر چه یک گزاره محتمل‌تر باشد، محتوای اطلاعاتیِ آن‌هم کم است و برعکس. برای مثال این‌همانی‌ها (مثلاً این مربع، مربع است) به لحاظِ احتمالاتی قطعی هستند، ولذا طبقِ تعریف، حاوی هیچ اطلاعاتی نیستند. تعریف احتمالاتی، تا اینجا مطابق با شهود است.

سرِ دیگر طیف، شاملِ تناقضاتِ منطقی می‌شود. احتمالِ تحققِ یک گزارۀ متناقض (فردا هم باران می‌آید، هم نمی‌آید) صفر است، ولذا طبق تعریف احتمالاتی، بیشترین محتوایِ اطلاعاتی را هم دارد که این‌طور واضحی غیرشهودی است. می‌دانیم که گزارۀ متناقضِ “فردا هم باران می‌آید و هم نمی‌آید”، حاویِ هیچ اطلاعاتی نیست.

فلوریدی برای حل این مسئله، با الهام از کارهای کارنپ، نوعی نظریۀ اطلاعاتِ قویاً معنایی[۲] ارائه می‌دهد. در این نظریۀ قوی، تعریف اطلاعات دیگر احتمالاتی نیست. تعریفی خطی از اطلاعات ارائه می‌شود، که می‌تواند پارادوکس مزبور را حل کند:

در این رابطه کمّیتِ سمت چپ عبارت است درجۀ محتواداری[۳] و کمّیتِ سمت راست عدمِ تطابقِ با واقع است که می‌تواند بین -۱ برایِ تناقضات و +۱ برای این‌همانی‌ها تغییر کند. به‌این‌ترتیب مشاهده می‌شود که درجۀ محتواداری در دو حالتِ +۱ و -۱ می‌شود ۰٫ و این یعنی این‌همانی‌ها و تناقض‌ها، هیچ محتوایِ معناداری ندارند.

ارائه فصل آخر کتاب فربیک (what things do) توسط جناب آقای ریاحی (دانشجوی دکتری فلسفه علم دانشگاه شریف):

فربیک در این فصل بر آن است که باید محدوده‌ی طراحی صنعتی را گسترش بدهیم و اموری دیگر را نیز به طراح نسبت دهیم. به نحو سنتی در طراحی این امور را در نظر می‌گرفته‌اند:

:Function یا material utility که این مربوط به مدرن‌هاست

social & cultural utility :Value signاین را پست‌مدرن‌ها آورده‌اند.

مثال قایق تفریحی: کسی که سوارش می‌شود می‌خواهد بگوید که style خاصی در آن است و مثلاً پز بدهد!

مثال میز: میز مستطیل بالا پایین دارد، دایره بالا پایین ندارد.=>  این بسته به بافتار اجتماعی است

فربیک فراتر از این می‌رود اگرچه حرفش تا حدودی شبیه به دومی است ولی می‌خواهد از بافتار اجتماعی بالاتر برود.

ولی گاهی رفتار ما همواره به نحو خاصی جهت می‌شود (مثل درب چرخنده یا speed bump که رفتار ما را خواه‌ناخواه جهت می‌دهد)

فربیک می‌خواهد این مورد اخیر را بگوید. مصنوع تکنیک با متریالیتی ش است که نوع خاصی از رفتار را باعث می‌شود و جهت می‌دهد.

فربیک در پساپدیدارشناسی ==> مفهوم جدیدی تحت عنوان “متریال استتیک” را طرح می‌کند. که زیبایی ش هم صرفاً ویژوال نیست بلکه ادراک‌های دیگر حسی هم مطرح است. این مفهوم متریال استتیک با mediation در ارتباط است یعنی باید به نحو مدییشنی فهمید که این متریالیتی استاتیک چطور تأثیر می‌گذارد! زیبایی‌شناسی شامل امور مختلف می‌شود که حضور فیزیکی آن‌ها بر ما تأثیر می‌گذارد. حرفی که بیشتر از طراحی صنعتی می‌زند این است که طراحی صرفاً به زیبایی‌های ظاهر صرف محدود نمی‌شود بلکه mediationها خصوصاً در حالتی که تأثیرات جانبی دارند (byproduct) ها هم باید زیبا شود و این ملاحظه را باید در طراحی لحاظ کرد.

مثال eternally yours

استانداردهای MET: عنصرهای استاندارد برای طراحی زیست‌محیطی در هلند وجود دارد که معیارهای آن این موارد است:

Material cycle: ماده از دوباره استفاده شود

Ecology : محیط‌زیست مخدوش نشود

Toxicity: آلودگی نداشته باشد

پروژه ایترنال یورز: هرچقدر مدگرایی بیشتر باشد و تنوع استفاده و عدم دل‌بستگی بیشتر شود باعث می‌شود که معیارهای اخیر محقق نشود.

مصنوع فن باید durable design داشته باشد تا استفاده‌کننده‌اش به آن دل‌بستگی پیدا کند و آن را زود دور نیندازد.

دلایلی که امروزه باعث می‌شود که یک کالا دورریختنی شود:

فن: مصنوعی خراب‌شده باشد.

اقتصادی: مد عوض می‌شود و مصنوعی را کنار می‌گذارند.

روان‌شناختی: تعلق به شی‌ء کاهش یابد (به هر دلیل احساسی).

برای این‌که بتوانند دوام محصول را افزایش داد:

Shap’n surface: طراحی شی‌ء طوری است که برای طولانی‌مدت جذاب است. مثلاً مبلمانی که بعد از گذشت زمان طرحش مدام  عوض می‌شود.

Sale in service: گارانتی شی‌ء فروخته‌شده زیاد شود و شرکت مدام کالا را چک کند و تعمیر کند.

Sign script: داستانی ایجاد شود که صاحب آرتیفکت احساس کند که به شی‌ء دل‌بستگی ویژه‌ای دارد (مثل این داستان‌هایی که اپل برای کارهایش ارائه می‌کند)

مطالعه‌ای تجربی شده برای attachment یا دل‌بستگی به آرتیفکتها: مثلاً با خاطرات طرف در ارتباط باشد و با اهداف طرف ارتباط داشته باشد و غیره.

این حرف‌ها زده‌شده، حالا فربیک می‌خواهد حرفش را بزند:

Transparent artefact

تحلیل هایدگر درباره تودستی و فرادستی. آرتفکت در حین کار شفاف می‌شود (توجه جلب نمی‌کند). در نگاه نظری کارآشوب می‌شود و فرادستی می‌شود. اشیا باید مدام طوری طراحی شوند که مدام تودستی بمانند و اگر هم از تودستی درآمد زود برگردد به همان‌جا. این باعث می‌شود اینگجمنت من با شی‌ء بیشتر بشود و رابطه مداوم با شی‌ء داشته باشیم.

نقد به اپل که هر آرتیفکت را تبدیل به یک کل جداناپذیر کرد و اینگجمنت استفاده‌کنندگان (از طریق تعمیر و غیره) را از بین برد، حالا اگر ابزار خراب بشود آن را دور می‌اندازیم!

مثال خوب: پرینتر itcha که اینگیجمنت طرف با خود محصول را زیاد می‌کند.

اگر خود user تعمیر کند و اینگیجمنت بیشتری داشته باشد تعلقش بیشتر می‌شود.

Engaging artefact

طراحی طوری باشد که اینگیجمنت بیشتری را از سوی استفاده‌کنندگان بطلبد (مدام  با آن ور بروند و دورش جمع شوند و غیره!)

طراحی باید طوری باشد که کاملاً اتوماسیون نباشد، اینگجمنت انسانی باید مدام  بیشتر شود.

مثال هیتر: اینگیجمنت انسانی را طلب می‌کند.

مثال رادیو کوکی: هر باید با شی‌ء اینگیجمنت داشته باشیم.

اگرچه دو ایده اخیر فربیک تا حدودی مسخره به نظر می‌رسند ولی هدف افزایش اینگجمنت است برای افزایش تعلق به شی‌ء برای افزایش دوام استفاده از شی‌ء و درنهایت کاهش مصرف‌گرایی.

درنهایت آقای خلیلی (دانشجوی دکتری فلسفه علم دانشگاه شریف) پیش‌نویس مقاله‌ای را که در دست تحریر دارد ارائه نمود.  خلاصه آن به‌قرار زیر است:

Abstract: I, in this paper, aim to examine the care crisis in the modern medicine, according to which the existential needs of patients are not satisfied. I will scrutinize a rather suitable response to the care crisis: “virtuous physician”. Subsequently, I will argue that in this suggestion, the role of technologies is not considered. At last, I will propose an ethical approach including the evaluation of various contributing factors in the care crisis, including physicians, technologies and so forth. This approach is an attempt to ease the care crisis.

 

#اخلاق_و_فناوری#فربیک#تکنولوژی#فلسفه_اطلاعات#اخلاق_درمانی

 

[۱] Bar-Hillel–Carnap

semantic Paradox

[۲] theory of strongly semantic information

[۳] Degree of Informativeness

متن شما