گزارش جلسه سوم حلقه بازخوانی انتقادی کاپیتال اثر کارل مارکس (بررسی آراء آدام اسمیت )

گزارش جلسه سوم حلقه بازخوانی انتقادی کاپیتال اثر کارل مارکس (بررسی آراء آدام اسمیت )

جلسه سوم حلقه کاپیتال با ادامه مباحث مرتبط با آدام اسمیت توسط آقای ناسخیان شروع شد. اسمیت، هیوم و هاچسون، متعلق به حوزه اسکاتلند بودند. اسکاتلند در حوزه آموزشی عالی و تحصیلات علمی، بسیار بر آینده اروپا اثر گذاشته است. هاچسون معلم اخلاق اسمیت، پایه گذار اخلاق طبیعی و طبیعت گراست. 

این دسته از متفکرین، الهیات را حتی از اخلاق هم بیرون کردند، چه رسد یه علم و فلسفه در زمان اسمیت، اصناف کارگری تشکیل شد. این اصناف سعی کردند در دولت و مجلس نفوذ کنند تا بتوانند جلوی انحصار طبقه متوسط و دیگران در اقتصاد را بگیرند. در گذشته، اصناف بیشتر در نسبت با تجارت شکل گرفته بودند ولی بعدها اصناف کارگری هم تشکیل می شوند تا اتحادیه های کارگری را بسازند. این اتحادیه ها ابتدا در فرانسه دست به شورش زدند. بعدها در انگلستان هم شورش های کارگری به راه افتاد.

انقلاب صنعتی از زمان اسمیت شروع شد و تا نیمه قرن نوزدهم ادامه پیدا کرد. تا قبل از انقلاب صنعتی، تکنولوژی وجود داشت ولی نقش اقتصادی بر عهده نداشت. هنوز اختراعات وارد صنعت نشده بود و تولید انبوه شکل نگرفته بود. با انقلاب صنعتی، حوزه هایی چون ریسندگی و کشاورزی به تولید انبوه رسیدند.

مهمترین بحث اسمیت در «ثروت ملل» تقسیم کار و تولید صنعتی است. نه اینکه قبلا حرفی از تقسیم کار یا تولید انبوه در کارخانه نباشد، ولی آگاهی علمی از آن وجود نداشت. این جریانات به صورت غریزی در رفتار اقتصادی مردم وجود داشت، ولی این اسمیت بود که آن را تئوریزه کرد. این سوال در جامعه شناسی و فلسفه علم خیلی مهم است که تئوری واقعیت را می سازد، یا از واقعیت منتزع می شود؟ در این مورد خاص، ابتدا واقعیتی پراکنده و ناخودآگاه در رفتار اقتصادی مردم وجود داشته است، که بعدها توسط اسمیت تئوریزه می‌شود.

اسمیت با پذیرش نقش سرمایه دار، زمین دار و کارگر، و حق آنها برای سهم داشتن و مشارکت در سود، تنها ار را ارزش آفرین می داند. از نظر اسمیت، کارگر مسئول کار است و هموست که سرمایه دار را برای انجام کار خویش به استخدام خودش در می‌آورد.

اسمیت ارزش مبادله ای کالا را از ارزش مصرفی آن جدا می کند. ارزش اولی ناشی از مبادله است و در بازار تعیین می شود، ولی ارزش دومی ناشی از مصرف است. در مارکس این دوگانه ارزش مبادله ای – مصرفی بسیار پررنگ می شود. یکی از مسائل دیرپای اقتصاد که هنوز هم حل نشده است، جدایی قیمت بازاری کالا از قیمت طبیعی آن است. قیمت طبیعی آن چیزی است که باید بر اساس تئوری ارزشِ کار تعیین شود، اما قیمت بازاری آن است که در نهایت کالا به ارزش آن فروخته می شود. این قیمت تحت عوامل زیادی قرار دارد که بخشی از آنها ربطی به قیمت طبیعی ندارد. منتها باید به این نکته توجه کرد که یک فرض مهم نزد اسمیت وجود دارد که می گوید: «قیمت بازار به سمت قیمت طبیعی میل می کند.» به قول امروزی ها، اگر بازار رقابتی کامل باشد و دولت در آن دخالت نکند، در نهایت این دو قیمت به هم نزدیک می شوند.

قیمت طبیعی کارگر، قیمتی است که فرد با آن زنده می ماند. هم خودش زنده می ماند و هم وظیفه تولید نسل را انجام می دهد. به همین دلیل است که اسمیت از قضیه تصفیه خودکار اسم می برد. ممکن است علل طبیعی و مقررات دولتی قیمت بازار را از قیمت طبیعی بالاتر ببرد. ولی با عدم دخالت دولت و پیدایش حوادث طبیعی، این ختلافات خود به خود از جامعه حذف می شود و دستی نامرئی همه را به سمت منافع جمه سوق می‌دهد.

 

#مارکس#اسمیت#هاچسن#علوم_انسانی_و_توسعه#کاپیتال