گزارش جلسه دوم حلقه نظریه وابستگی در توسعه

گزارش جلسه دوم حلقه نظریه وابستگی در توسعه

جلسه با نقد آقای علی عبدالوهاب بر مباحث مطرح‌شده حول اپتر در جلسه قبل شروع شد. در ادامه آقای محمدقائم خانی، به‌مرور توسعه از دیدگاه ارگانسکی پرداختند. ارگانسکی توسعه را طی مراحل رسیدن به سرمایه‌داری می‌داند

منتها مانند اکثر نظریه‌پردازان توسعه، با نگاهی تکنولوژیک – اقتصادی به این مراحل نگاه می‌کند. ازنظر او جوامع چهار مرحله در مسیر پیشرفت دارند: ۱)یکپارچگی اولیه، ۲)صنعتی شدن ۳)وضعیت مناسب و ۴) دوره وفور و فراوانی. او یکپارچگی اولیه را مربوط به مرحله پیشامدرن می‌داند که با ورود کشورها به مرحله توسعه، کنار می‌رود. اما رسیدن به مرحله بعد (یعنی صنعتی شدن) یک امر ضروری نیست و صرفاً در اشکال محدودی اتفاق می‌افتد. طی مرحله صنعتی شدن در صورتی موفق خواهد بود که چند خصیصه را هم‌زمان داشته باشد. انباشت سرمایه، ورود نخبگان اقتصادی به قدرت، تحدید ارتباطات اجتماعی و درنهایت کاهش قدرت سیاسی توده‌ها، اتفاقاتی است که در مرحله صنعتی شدن برای یک کشور اتفاق می‌افتد. ازنظر ارگانسکی، تابه‌حال تنها سه‌نظام توانسته‌اند مسائل مرحله صنعتی شدن را حل کنند؛ بورژوازی، استالینی و سن کرتیک. بنابراین ازنظر ارگانسکی، باوجودآنکه راه‌حل‌های مختلفی برای حل مسائل مرحله صنعتی شدن ممکن است، اما تابه‌حال تنها تجربه سه‌نظام موفق بوده که به سه نتیجه مختلف هم رسیده است.

در مرحله بعدی توسعه، کشور وارد دوره وضعیت مناسب می‌شود. در این دوره مهم‌ترین مشکل جامعه، فشارهای ناشی از تکنولوژی است. تکنولوژی در جامعه صنعتی شده سبب می‌شود انواع فشارها به طبقات مختلف اجتماعی وارد شود و جامعه در معرض فروپاشی قرار بگیرد. در این مرحله، وظیفه اصلی حکومت توزیع وسیع قدرت و امکانات است تا فشارهای جامعه پایین بیاید. بنابراین نقش دولت بسیار حائز اهمیت خواهد بود به‌نحوی‌که بدون ایفای نقش دولت، امکان پیشروی جامعه وجود ندارد. مهم‌ترین بحرانی هم که حکومت باید آن را حل کند، بحران مشارکت در جامعه است. سه‌نظام مذکور در بخش قبل که موفق شدند مرحله صنعتی شدن را طی بکنند، در مواجهه با مسئله بحران مشارکت، به سه نوع از مدل حکومت رسیدند؛ دموکراسی، کمونیسم و نازیسم. باوجود چنین دولت‌هایی، یک جامعه صنعتی شده می‌تواند وارد دوره وفور و فراوانی شود. دوره‌ای که در آن امکانات به میزان زیادی در دسترس افراد مختلف جامعه قرار دارد. مسئله مهم در این دوره، عدم تعادل در اشتغال است. تکنولوژی و اقتصاد مبتنی بر آن باعث گسترش بیکاری می‌شود که تعادل اشتغال را در جامعه بر هم خواهد زد. همین چالش، جامعه را به نظارت گسترده دولت بر امور اجتماعی به دنبال خواهد داشت. در صورت عدم دخالت دولت، اشتغال بحرانی ایجاد خواهد کرد که جامعه را بر سر معضلی بزرگ قرار خواهد داد. دوره وفور و فراوانی امکانات، جدایی نخبگان از توده جامعه را به دنبال دارد و فاصله آن‌ها را مدام بیشتر می‌کند. همبستگی نخبگان اقتصادی و سیاسی باعث می‌شود جامعه از شکاف‌های نخبگان – توده فاصله بگیرد.

 

#ارگانسکی#اپتر#توسعه#نازیسم#کمونیسم#دموکراسی#بورژوازی#استالین#علوم_انسانی_و_توسعه