گزارشی از نشست «مهاجرت به علوم انسانی»

محدثه حسینی / خبرنگار روزنامه فرهیختگان / منتشر شده در شماره 2484 روزنامه فرهیختگان/ مورخ 15 اردیبهشت 97

گزارشی از نشست «مهاجرت به علوم انسانی»

واکاوی علل تغییر رشته نخبگان فنی مهندسی و ورود به حوزه های مربوط به علوم انسانی

طبق آخرین آمار ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دانشجو در مقاطع کاردانی، کارشناسی، ارشد و دکتری در ۲ هزار و ۵۰۰ موسسه آموزش عالی در حال تحصیل هستند. علوم انسانی با تعداد یک‌میلیون و ۹۷۰ هزار نفر دانشجو معادل ۴۶ درصد بیشترین دانشجو را دارد، کمترین سهم مربوط به رشته هنر یعنی ۵٫۴ درصد است، سایر رشته‌ها ازجمله فنی مهندسی ۳۳٫۴ درصد، علوم پایه ۷٫۲ درصد، کشاورزی و دامپزشکی ۶٫۳ درصد و علوم پزشکی که متولی آن وزارت بهداشت است دارای ۱٫۳ درصد دانشجو است.
تغییر رشته از علوم فنی و پایه به علوم انسانی از سال ۸۴ تا ۹۴، در این یک دهه نسبت به سال‌های گذشته ۷ برابر شده است که می‌توان این تغییر رشته را ازنظر جامعه‌شناختی یک «موج» دانست.
اما دراین‌بین باوجوداینکه علومانسانی بیشترین تعداد دانشجو را دارد، چندسالی است که مهاجرات از دیگر رشتهها ازجمله فنی به آن افزایش‌یافته است.
طبق بررسی اندیشکده مهاجر و آماری که با حمایت نقشه جامع علمی کشور در همین رابطه احصاء شده، تغییر رشته از علوم فنی به انسانی شامل سه دوره است.
دوره اول مربوط به قبل از سال ۵۷ است. این دوره متأثر از فضای حاکم در دهه ۵۰ و مباحث مطرح در آن دوره بخصوص مباحث روشن‌فکری دینی و شخص علی شریعتی است. فضای حاکم در دهه ۵۰، تأثیر بسزایی در علاقهمندی دانشجویان به علوم انسانی داشت و منجر به تغییر رشته به‌سوی علوم انسانی می‌شد.
دوره دوم این سیل تغییر رشته، مربوط به دهه هفتاد است که متأثر از فضای سیاسی و گرم شدن فضای عمومی کشور است.
دوره سوم این جریان در دهه هشتاد رخ داد و این موج تغییر رشته بیشتر در میان دانشجویان فنی و بعضاً علوم پزشکی است.
هفته گذشته در «کافه بهشت» دانشگاه شهید بهشتی، جمعی از دانشجویان برای واکاوی علل تغییر رشته نخبگان فنی و مهندسی و ورود به حوزههای مربوط به علوم انسانی با عنوان «مهاجرت به علوم انسانی» به همت اندیشکده مهاجر و میزبانی محمدقائم خانی به گفتگو نشستند.
اندیشکده مهاجر، موسسه‌ای واقع در دانشگاه صنعتی شریف است که اعضا آن‌همه دانشجویانی هستند که از رشته‌های فنی و مهندسی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری، به رشته
های علوم‌انسانی مهاجرت کرده‌اند.
محمدعلی حاجی عبدالوهاب ورودی سال ۸۴ رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف که بعد از ورود به دانشگاه، رشته فنی را رها کرده و در رشته جامعه‌شناسی(کارشناسی و کارشناسی‌ارشد) ادامه تحصیل داده است، از مهمان‌های این نشست بود.
حاجی عبدالوهاب حال و هوای خود در دوران دانشجویی در رشته مهندسی را این‌گونه تشریح می‌کند: «آن روزها در دانشکده، جمعی دانشجویی بودیم که پس از گذشت مدتی هرکدام تغییر رشته دادیم. بعضی به تحصیلات حوزوی، بعضی به رشته‌های مدیریتی و دیگر رشته‌های علوم‌انسانی رفتند. علت این امر(یعنی تغییر رشته) احساس نیاز به اثرگذاری بیشتر در جامعه بود. در آن دوره مجموعه جلساتی با عنوان «جهت‌گیری تخصصی» برگزار می‌شد. هدف این جلسات بیشتر برای انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد دانشجویان بود. در این جلسات از فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف، روان‌شناسان(برای استعدادشناسی دانشجویان)، آینده‌پژوهان(درباره درآمدزایی و ارزیابی سمت‌وسوی جهان آینده) و نیز افراد سیاست‌گذار حضور داشتند.»
وی ادامه داد: «صحبت‌های فارغ‌التحصیلان در انتخاب رشته بسیار مؤثر است. فارغ‌التحصیل کسی است که مسیر را طی کرده است و از دانشگاه تصویری واقعی دارد نه فانتزی. ورود به دانشگاه صرفاً برای اخذ مدرک بوده و بستری است برای آشنایی دانشجو با رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کند و نه بیشتر. شخص برای رسیدن به آنچه در ذهن دارد، خود باید تلاش کند.»
یکی از دانشجویان حاضر با بیان این نکته که اکثر دانشجویانی که تغییر رشته می‌دهند بیشتر از میان دانشجویانی هستند که در فضای تشکیلاتی دانشگاه فعالیت داشته‌اند، گفت: بلی، در دهه ۸۰ تشکیلات دانشجویی و فعالیت‌های دانشجویی بسیار جدی‌تر بوده است اما اکنون این‌گونه نیست.
یکی دیگر از حاضرین درباره رویکردهای سیاسی در دانشگاه‌ها گفت: «در دانشگاه شریف دانشجویان به‌واسطه چندین سالی که برای تحصیل وقت گذاشته‌اند، متقاضی تأثیرگذاری بیشتری در جامعه هستند، از طرفی هم رویکردها در دانشگاه شریف خیلی عمیق نیست و هیجانی است.»
میهمان دیگر این نشت، علی الماسی زند، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی برق بود که به فلسفه هنر تغییر رشته داده است. الماسی یکی از علل اصلی تغییر رشته به علوم انسانی و وجه مشترک بین دانشجویانی که تمایل به تغییر رشته دارند را عامل «مذهبی بودن» دانست و گفت: «پس از اتفاقات سال ۸۸ و درگیر شدن با مفاهیم مربوط به دین، فلسفه و علوم اجتماعی، خیلی از دانشجویان به خواندن جدی‌تر این مباحث ترغیب شدند.»
الماسی در پاسخ به «چرایی برآورده نشدن توقعاتش در رشته فنی» گفت: «در دانشکده‌های فنی همواره دانشجویان نسبت به مسائل سیاسی-اجتماعی سطحی‌نگر و هیجانی عکس‌العمل نشان می‌دادند. درواقع جستجوی حقیقت و اراده به عمیق شدن در مسائل، موجب این تغییر رشته بود.»
الماسی افزود: «در جامعه نگاه قشری، فضای مهندسی و علوم فنی را اصیل‌تر می‌داند درحالی‌که علوم انسانی، علوم مبنایی و زیرساختی هستند.»
الماسی در پاسخ به این پرسش که: «آیا می‌توان تربیت نخبگان و کسانی که بار هدایت سیاسی جامعه را به عهده می‌گیرند را به دانشکده‌های علوم انسانی موجود سپرد؟» گفت: «خیر، اما این گناه دانشکده‌های علوم انسانی نیست. دانشکده‌های علوم انسانی تضعیف شده‌اند. این دانشکده‌ها در سال‌های گذشته به دلیل بیماری نظام آموزشی کشور، ازنظر نیروی انسانی و دانشجو بد تغذیه شده‌اند.»
وی افزود: «اگر هدایت تحصیلی به‌درستی انجام شود، این میزان استعدادها از بین نخواهد رفت. از طرفی علوم انسانی در دانشگاه‌ها نیز مورد بی‌توجهی قرار دارد. مثلاً در دانشگاه شریف چند نشریه ادبی و فرهنگی منتشر می‌شود، با کاغذهای گلاسه و تمام‌رنگی، و این در حالی است که مثلاً در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه‌‎طباطبایی، چند نشریه محدود سیاه‌وسفید منتشر می‌شود که گهگاه هزینه آن را دانشگاه متقبل نمی‌شود و دانشجو هزینه می‌کند و با آوردن فاکتور، پس از گذراندن مراحل اداری هزینه‌ها پرداخت می‌شود. و این نمونه‌ای از تضعیف دانشکده‌های علوم انسانی ست.»

الماسی در پایان خاطرنشان کرد: «بسیاری از دانشجویان از وضع  موجود در دانشگاه‌ها اطلاعی ندارند، اما امید به تصحیح وضع موجود، وجود دارد. ای‌کاش دانشجویان علاقه‌مند و درگیر با علوم انسانی هرچه بیشتر متوجه ارزش این درّ گران‌بها یعنی “انسانیات” باشند. ما جزء کسانی هستیم که موفق به تغییر رشته شده‌اند و بسیاری همچنان در حسرت این تغییر هستند. بسیاری از دانشجویان موفق به تغییر رشته به دلایل مشکلات زندگی و معیشتی نمی‌شوند. یک عده نیز اصلاً متوجه علایق و استعدادهای خود نمی‌شوند.»
سومین میهمان این نشست، ابوطالب صفدری است. صفدری نیز از «مهندسی‌مکانیک» به «فلسفه علم» تغییر رشته داده است. صفدری با بیان این پیش‌فرض که دانشگاه‌های ایران به‌طورکلی چاله‌هایی هستند که دانشجو را اقناع نخواهند کرد، گفت: «دانشجو فارغ از اینکه در کجا درس می‌خواند تنها باید از علاقه خود نسبت به رشته‌اش مطمئن باشد. این علاقه بامطالعه چند کتاب تخصصی و یا صحبت کردن با افرادی که در آن رشته تحصیل کردند، به دست خواهد آمد
.»
صفدری درباره موقعیت‌های شغلی دانشجویان افزود: «دانشجویی که در رشته مهندسی و فنی یا در علوم انسانی تحصیل می‌کند، هر دو یکسان هستند و به‌نوعی می‌توان گفت هر دو «صفر» هستند. این تصور اشتباه است که دانشجوی فنی مهندسی قرار است میلیاردر شود و دارای شغل و جایگاه بالای اجتماعی است. رشته علوم‌پزشکی تنها رشته‌ای است که در ایران منجر به ثروت می‌شود
.»
وی افزود: «در تغییر رشته از فنی و مهندسی نباید این دیدگاه وجود داشته باشد که شخص از یک بهشت به یک باتلاق وارد می‌شود، بلکه دانشجو از یک باتلاق وارد یک باتلاق دیگر می‌شود.»
صفدری معتقد است در بعضی موارد علوم انسانی از رشته فنی مهندسی جلوتر است: «در رشته‌هایی مثل فلسفه که تعداد دکتری این رشته تنها
۵ نفر است در مقابل تعداد دکتری رشته مکانیک، مثلاً ۵۰۰ نفر است، آن‌هم در اقتصاد ما که ممکن است تنها ۵ نفر «دکتری مکانیک» نیاز داشته باشد.»
صفدری در بیان نکته مهم بعدی گفت: «جهان امروز به‌شدت وابسته به خلاقیت‌های فردی است.  جهان، پویا و دستخوش تغییرات است. شخص نیز باید در حال تغییر، تفکر انتقادی و خلاقیت باشد. این ویژگی‌ها در علوم انسانی بیشتر نمایان است. اینکه فردی که وارد علوم‌انسانی می‌شود، شغل مناسبی به دست آورد، به خلاقیت فرد بستگی دارد. توانایی در کلام، استدلال‌ورزی و تفکر انتقادی در علوم انسانی بسیار حائز اهمیت است درحالی‌که در علوم فنی به این میزان دارای اهمیت نیست
.»
صفدری همچنین بر آن است که: «مهم نیست شخص در کدام دانشگاه و رشته در حال تحصیل است بلکه دانستن «چرایی بودن در آن نقطه» است که بسیار مهم است
.»
صفدری درباره تغییر رشته معتقد است که: «چرایی تغییر رشته بسیار مهم است. اگر این چرایی وجود داشته باشد تمام زحمات شخص واجد ارزش می‌شود
.»
صفدری در جواب به سؤال که آیا می‌توان پرورش نخبگان و هدایت‌کنندگان جامعه را به دانشکده‌های فنی سپرد، گفت: «این کار اشتباه در اشتباه است. اگر چنین کاری به علوم انسانی سپرده شود، حداقل شخص ممکن است به این موضوع فکر کند. مسئولین مهندسی درک درستی از مسائل اجتماعی و فرهنگی ندارند. حداقل در علوم انسانی درک اولیه‌ای درباره این مسائل وجود دارد.»
صفدری ادامه داد: «با نگاهی گذرا به پیشرفت کشورها می‌توان دید پیشرفت تنها در یک زمینه خاص وجود ندارد بلکه در همه زمینه‌ها -مثلاً اقتصادی فرهنگی ورزشی علمی و…- پیدا می‌شود و در کشورهای توسعه‌نیافته، همه مسائل توأمان عقب هستند
.»
وی در ادامه توضیح داد: «در ایران در علوم انسانی سرمایه‌گذاری نشده است و نیروهای انسانی باهوش به رشته‌های مهندسی و در چند سال اخیر به رشته‌های پزشکی می‌روند. نتیجه چه شد؟! باوجوداین همه مهندس در صنعت هیچ حرف جدی‌ای هم زده نمی‌شود
.»
الماسی زند در پاسخ به صفدری گفت: «این مورد به‌خاطر وجود ضعف مدیریتی است. ایران مهندس خوب دارد که در ایران به کار گرفته نمی‌شوند اما در اروپا و امریکا کارآمدند چون به کار گرفته و مدیریت می‌شوند. ما نیاز به مدیریت داریم. کسی که نیروی انسانی را مدیریت کند و بستر را برای پیشرفت آماده کند نداشته‌ایم چراکه بستری برای تربیت و کشف چنین اشخاصی نبوده. این بستر همان علوم انسانی پویا و ریشه‌دار است. زیرساخت‌های موردنیاز وجود ندارد. در رشته‌های فنی به‌صورت جزئی پیشرفت وجود داشته است اما منتج نشدن تولید و فعالیت‌های صنعتی به تکنولوژی اصیل و بومی، به علت عدم ارتباط صنعت با علوم انسانی است.»
صفدری ضمن تصدیق الماسی، افزود: «بدون پرداختن به علوم انسانی، نیروهای رشته فنی هم از دست می‌رود. در ایران به علوم انسانی عنایت نشده و به نظر نمی‌رسد که قصد التفات هم داشته باشیم، بنابراین به مدیریت زمینه‌های فنی هم عنایت نداشته‌ایم و نداریم.»
صفدری در رابطه با تغییر رشته به علوم انسانی، لازمه تغییر رشته را فاکتور علاقه دانست و تأکید کرد: با اطمینان از فاکتور علاقه، فرد حدود ۹۵درصد از تغییر رشته مطمئن می‌شود. موفقیت انسان درجایی است که استعداد دارد و استعداد انسان درجایی است که به آن علاقه دارد، با علاقه است که فرد پشتکار به خرج می‌دهد. موفقیت فرد به پشتکار او بستگی دارد
.
حاجی عبدالوهاب نیز درباره تغییر رشته افزود: «تغییر رشته تحصیلی اصلاً تصمیم ساده‌ای نیست و کل زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شخص پیش از تغییر رشته باید آگاهی کامل را به دست بیاورد و تصمیم درستی بگیرد. کسانی هم بودند که تغییر رشته داده‌اند و بعد پشیمان شده‌اند اما شرایط گذشته را نداشتند که باز بتوانند تغییر رشته دهند. شخص پس از عبور از سن و سالی خاص دیگر توان ذهنی سابق را ندارد.
محمدقائم خانی میزبان نشست، نکته مهم و مثبت تغییر رشته را چنین برشمرد: «بامطالعه جریان تغییر رشته، نتیجه‌ای باارزش‌تر و مهم‌تر از خود تغییر رشته را می‌توان ملاحظه کرد. این نتیجه ما را به آینده ایران امیدوار می‌کند و نام آن را می‌توان«مسیر بلوغ» گذاشت. در این جریان، شاید اولین بار است که دانشجو تصمیم مهمی می‌گیرد و مسئولیت تصمیم خود و نتیجه این تصمیم را عهده‌دار می‌شود.»
وی افزود: «پیش از بلوغ، تفکر انتقادی در کار نیست و فرد اساساً نمی‌تواند درباره آنچه می‌خواند یا می‌شنود، تفکر و چون‌وچرا کند. یکی از مهم‌ترین خلأهایی که در آموزش‌وپرورش وجود دارد، این است که اصلاً عادت به تفکر انتقادی وجود ندارد. اکثریت تغییر رشته‌ها دلالت بر وجود تفکر انتقادی دارد.»
حاجی عبدالوهاب اما با این ارجاع موافقت نداشت: «این اتفاق لزوماً مبتنی بر بلوغ نیست. مسیر با تغییر رشته آغاز می‌شود و سنگلاخ است. راه‌هایی هست که فرد باید به‌تنهایی باز کند و امکان گشودگی راه، از ابتدا مشخص نیست. تغییر رشته موجی است که می‌تواند مد باشد و یا آنکه جریانی عقلانی باشد
.»
الماسی‌زند هم در باب نسبت تغییر رشته و بلوغ چنین اظهار کرد که: «مهم‌تر از اینکه این انتخاب ناشی از بلوغ بوده یا خیر، این است که زیادشدن این تغییر رشته‌ها نشانه یک مسئله جدی و نقص در مسیر علمی دانشجویان است. این موج تغییر رشته از جهتی نشانگر ضعف نظام آموزش عالی است.» وی با تصدیق حاجی عبدالوهاب ادامه داد: «نمی‌توان کلی صحبت کرد. یک عده ممکن است تغییر رشته را بر اساس تفکر و یا عده‌ای نیز متأثر از موج و مد انجام داده باشند. اما همه این‌ها دلالت بر وجود نقص در مسیر انتخاب اولیه این افراد دارد
.»
صفدری اما جانب مد را نگرفت و اظهار کرد: «احتمال اینکه تغییر رشته یک موج بالغ باشد زیاد است.»

#مهاجرت_به_علوم_انسانی#اندیشکده_مهاجر#دانشگاه_شهید_بهشتی#کافه_بهشت#محمدقائم_خانی#ابوطالب_صفدری#علی_حاجی_عبدالوهاب
#علی_الماسی_زند