گزارشی از حلقه علم و دین

کارگروه علم و دین

گزارشی از حلقه علم و دین

این جلسه از حلقه علم و دین با ارائه خانم شاهین نیا پیگیری شد. ایشان در این جلسه توضیحاتی اجمالی پیرامون رویکرد محاسبه گرایانه و اتصال گرایانه در تبیین شناخت  ارائه نمودند. 

خلاصه‌ای از موضوع محاسبه گرایی :

محاسبه گرایی دیدگاهی ست که طبق آن برای ظرفیت‌های شناختی تبیین‌های محاسباتی ارائه شده یا در معنایی قوی‌تر شناخت نوعی محاسبه درنظرگرفته می‌شود. بسیاری از علمای علوم شناختی از برخی گرایش‌های محاسبه گرایی حمایت می‌کنند و در پژوهش‌های خود به دنبال چنین تبیین‌هایی در توضیح مکانیسم‌های شناخت و ذهن هستند. تبیینی که علوم شناختی برای ظرفیت‌ها و توانایی‌های شناختی ارائه می‌دهد شامل محاسباتی ست که شناخت به‌وسیله‌ی آن واقع می‌شود.

محاسبه گرایی معمولاً یک نظریه‌ی تجربی دانسته می‌شود که به‌وسیله‌ی تجربه می‌تواند رد و ابطال شود. اما اینکه این نظریه تا چه حد قابلیت آزمایش و تأیید و رد تجربی دارد بسته به آن است که ما چه تعریفی از مفهوم محاسبه ارائه می‌کنیم. به نظر می‌رسد به میزانی که این مفهوم را جامع‌تر بدانیم، نظریه‌ی ضعیف‌تری از محاسبه گرایی خواهیم داشت. به‌طوری‌که برخی مفاهیمی که از محاسبه ارائه می‌شود می‌تواند همه‌چیز را شامل شود و درنتیجه با چنین مفاهیمی نمی‌توان تعریفی دقیق و نظریه‌ای قابل‌اعتنا در محاسبه گرایی داشت.

با تمام اوصافی که برای محاسبه گرایی وجود دارد ، این نظریه جذابیت خود را هنوز حفظ کرده است ، به علت آنکه می‌تواند با ادعای محاسبه ، مسائل گوناگون را پاسخ دهد و ازآنجاکه از مهم‌ترین مفاهیمی که با آن متعین شده است کامپیوترهای دیجیتال است ، قابلیت خود را در عرصه‌های گوناگون فکری از مسائل ریاضی تا بازی‌های پیچیده نشان داده است.

اما برای فهم درست این نظریه باید نخست مفاهیم اولیه آن را بررسی کرد . به‌طور مثال یک سیستم چگونه می‌تواند سیستم محاسباتی باشد؟ برای پاسخ به این پرسش سه جواب در طول یکدیگر و به صورتی که همدیگر را تکمیل می‌کنند وجود دارد.

۱)     تبیین علیّ

۲)     تبیین معناشناختی (تبیین علیّ + محاسبه پردازش بازنمایی است)

۳)     رویکرد مکانیکی (تبیین علیّ+تبیین معناشناختی + فرض کردن این مسئله که تبیین محاسباتی گونه‌ای از تبیین‌های مکانیکی است و سیستم‌های محاسباتی نوعی خاصی از مکانیسم که بتواند محاسبات انجام دهد.)

تبیین علیّ

درواقع تبیین علّی سیستم‌های محاسباتی، تنها به نگاشتی میان توصیفات فیزیکی و محاسباتی نیاز دارد به‌گونه‌ای که روابط علّی میان حالات فیزیکی با روابط میان حالاتی که تغییراتشان به‌وسیله‌ی توصیفات محاسباتی مشخص می‌شود، هم‌ریخت باشد. بنابراین طبق این دیدگاه محاسبات، ساختار علّی فرآیندهای فیزیکی ست.

نظریه‌ی محاسباتی ذهن و انواع آن

نظریه‌ی محاسباتی ذهن به‌عنوان یک مجموعه نظریه که به مکانیسم‌های شناختی می‌پردازد، نقش مؤثری در

دیدگاه‌های علوم شناختی ابتدایی ایفا می‌کند و به نظر می‌رسد بتوان آن را از مرکزی‌ترین ایده‌ها در علوم شناختی به‌حساب آورد (Chalmers,2012) . مطابق، ذهن چون رایانه‌ای قابلیت نگهداری و پردازش در اطلاعات واردشده را دارد. اطلاعات از خارج از ذهن گرفته می‌شود توسط حافظه و دیگر مکانیسم‌های ذهنی نگهداری و در فرآیندهایی تحلیل می‌شود که خروجی‌های آن رفتار و گفتار است. پس در این نگاه ذهن همچون دستگاه پردازشگر اطلاعات دانسته می‌شود که مطالعه‌ی آن بر مبنای تشابه با رایانه است.

نظریه محاسباتی ذهن انواع متفاوتی دارد ولی در همه آن‌ها تشابه ذهن با داده‌ها و اطلاعات کامپیوتری در پردازش و غیره دیده می‌شود .از این منظر این نظریه جزء نظریه‌های کارکردگرایانه است.

نظریه کلاسیک محاسباتی

دو مفهوم اصلی داریم : ۱) ویژگی نحوی نماد ۲) ویژگی دلالت شناختی نماد

که منظور از اولی این است که به‌طور مثال می‌دانیم "فودور" از چه حروفی تشکلی شده و سایر ویژگی‌های ظاهری آن را می‌فهمیم درواقع ویژگی نحوی به شکل نماد وابسته است. اما در ویژگی دلالت شناختی بامعنای نمادها سروکار دارد و به‌طور مثال از "فودور" به دنبال معنای آن است.

حال ماشین‌های محاسباتی ۱) می‌توانند نمادهای نحوی را تشخیص بدهند و استفاده کنند

 2) درحالی‌که ماشین‌های محاسباتی بر اساس ویژگی‌های نحوی، نمادها را تشخیص می‌دهد و به کار می‌برد، با این

حال می‌توانند به‌گونه‌ای تنظیم شوند که نمادها از جهت ویژگی‌های دلالت شناختی حفظ شوند و حتی مورد

استفاده باشند.
بر اساس نظریه‌ی محاسباتی ذهن و به‌طور خاص رویکرد کلاسیک آن، افکار، نمادهای مرکبی هستند که دارای ویژگی‌های دلالت شناختی و نحوی‌اند و چنان‌که در ویژگی‌های ماشین‌های محاسباتی گفته شد فکر کردن شامل فهم و به کاربستن افکار مبتنی بر ویژگی‌های نحوی آن‌هاست.

 

اتصال گرایی :

اتصال گرایی رویکردی در علوم شناختی ست که سعی در توضیح توانایی‌های ذهنی با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی دارد. این شبکه‌های عصبی که مدل ساده‌شده‌ی مغز محسوب می‌شوند از تعداد زیادی واحد تشکیل‌شده‌اند     )مشابه سلول‌های عصبی(  اتصال این واحدها به‌وسیله‌ی پیوندهای یست که وزن این پیوندها میزان ارتباط میان این واحدها را اندازه‌گیری می‌کند ) این وزن‌ها اثرات سیناپس ها را در ارتباط میان یک سلول عصبی به سلول دیگر مدل می‌کنند(.

در این نظریه فرض بر این است که ذهن مجموعه‌ای از اتصال‌های نورونی است که دارای وزن هم هستند و قابلیت این مطلب را دارند که حتی یاد بگیرند و به‌مرور اشتباهات خود را تصحیح کنند . اتصال گرایان ذهن را به مجموعه از عصب‌ها و گره‌ها می‌بینند که در سه دسته تقسیم می‌شوند :۱) واحدهای ورودی ۲) واحدهای خروجی ۳ ) واحدهای پنهان

و این شبکه‌ها توانایی کارآموزی (training) دارند .

اتصالگرایان پیشرفتهای فراوانی در جهت نشان دادن توانایی‌های شبکه‌های اتصالی )عصبی( در انجام کارهای شناختی داشته‌اند و از همین رو این ادعا که شبکه‌ها مدل‌های خوبی برای نشان دادن هوش انسانی و فرآیند شناختی او هستند، تقویت شده است.

از ویژگی‌های شبکه‌ی اتصالی ریونزکرافت (۲۰۰۵) به مواردی اشاره می‌کند که آن‌ها را  برمی‌شماریم:

۱)     شبکه‌های اتصالی می‌توانند بیاموزند.

۲)     شبکه‌های اتصالی به‌صورت موازی پردازش می‌کنند و به همین سبب سرعت بالایی دارند .

۳)     بازنمایی‌ها در شبکه اتصالی توزیع شده هستند .

۴)     پردازش در شبکه‌های اتصالی ، موضعی است .

۵)     شبکه‌های اتصالی در مقابل ورودی‌های با کیفیت بد، تحمل دارند .

۶)     شبکه‌های اتصالی جان‌سخت هستند.

 

متن شما