گزارشی از حلقه سنت پژوهی با موضوع براهین اثبات خدا

گزارشی از حلقه سنت پژوهی با موضوع براهین اثبات خدا

گزارش جلسه براهین اثبات خدا (۹/۲۵ /۹۵) /

گزارشی از براهین ابطال تسلسل /

یک قسم از براهین اثبات وجود خداوند، قسمی است که جهان هستی را بر اساس به دو قسم و دو وصف مانعة الجمع و مانعة الخلو تقسیم می‌کنند، به‌نحوی‌که یکی از آن اقسام دارای خصوصیت وجوب یا ملازم با خصوصیت وجوب است که درنهایت با حد وسط‌های دیگر این خصوصیت به‌حق متعال منتهی می‌شود، و قسم دیگر وصفی است که دارای خصوصیت امکان یا فقر یا ملازم با این خصوصیات هستند که درنهایت از آن‌ها به ماسوی الله تعبیر می­شود

محمد شرافتی / کارشناسی فیزیک شریف / عضو کارگروه علم و دین

۱- مقدمه: تبیین جایگاه و چرایی طرح بحث ابطال تسلسل

یک قسم از براهین اثبات وجود خداوند، قسمی است که جهان هستی را بر اساس به دو قسم و دو وصف مانعة الجمع و مانعة الخلو تقسیم می‌کنند، به‌نحوی‌که یکی از آن اقسام دارای خصوصیت وجوب یا ملازم با خصوصیت وجوب است که درنهایت با حد وسط‌های دیگر این خصوصیت به‌حق متعال منتهی می‌شود، و قسم دیگر وصفی است که دارای خصوصیت امکان یا فقر یا ملازم با این خصوصیات هستند که درنهایت از آن‌ها به ماسوی الله تعبیر می­شود. (مثال‌های رایج از این دسته­بندی­ها این‌چنین است: غیر معلول/ معلول – واجب/ ممکن – غنی بالذات/ فقیر بالذات –  محرک بلاحرکت/ متحرک – قدیم/ حادث و …)

پس‌ازآنکه وصفی برای ماسوی الله اثبات و تبیین می‌گردد، از این مطلب بحث می‌شود که موجودیت و تحقق آن وصف منوط و مشروط به تحقق واجب تعالی (یا وصفی ملازم با آن) خواهد بود. مسیر و طریقی که از ماسوی الله به سمت اثبات واجب تعالی طی می­شود از سه طریق میسر است:

الف) راه بر اساس در نظر گرفتن مجموعه ماسوی الله است،

ب) بر اساس نفی دور و تسلسل در علل

ج) بر اساس بررسی هویت و حقیقت ماسوی الله و تلازم بین تحقق ماسوی الله و تحقق واجب تعالی.

۲- چند نکته مهم:

۱- موقعی این قبیل دسته‌بندی‌ها می‌تواند به‌عنوان مقدمه برهان مورداستفاده قرار بگیرد که دو طرف تقسیم، نقیض یکدیگر باشند که اجتماع و ارتفاع آن‌ها هر دو محال باشد… منتها باز باید مقدمه‌ای برای تتمیم این قبیل براهین آورد و آن اینکه موجودی در عالم داریم. ذکر این مقدمه از آن روی لازم است که بدانیم این دسته‌بندی ما ناظر به یک حقیقت واقعی و موجود خارجی است. مگر اینکه ذکر نکردن ما ناشی از بدیهی فرض کردن آن باشد.

۲- هر دسته‌بندی لزوماً به نحو مستقیم به اثبات ذات واجب تعالی منجر نمی­شود. برای مثال اثبات «علت غیر معلول» در براهین اثبات خداوند از حیث برهانی ما را به مقصودمان که اثبات وجود خداوند به‌عنوان وجودی واجب و قائم بالذات و منشاء و مبداء سایر موجودات و همچنین استخراج سایر اوصاف او ازجمله توحید و علم مطلق و قدرت مطلق و … نمی­رساند، بلکه نیاز به تتمیم و تکمیل دارد. به همین خاطر اکثر براهینی که در سنت فلسفه اسلامی به نحو رسمی محل توجه و اعتنا قرارگرفته‌اند مستقیماً روی وصف وجوب/امکان دست گذاشته‌اند.

۳- یک نکته مهم هم این است که تقسیم‌بندی ما در ابتدای برهان باید به نحوی باشد که یک وصف مشترک بین خداوند و برخی از مخلوقات را مبداء تقسیم قرار ندهیم. برای مثال تقسیم‌بندی قدیم/حادث از این ضعف برخوردار است که وصف قدیم مشترک بین خداوند و عقول مفارقات است.

۳- شروط ضروری در تسلسل­های محال

این نکته مهمی است که فلاسفه اسلامی هر نوع تسلسلی را محال نمی­دانند. بلکه تسلسل­های غیر محال هم داریم. آن تسلسلی که نزد فلاسفه اسلامی باطل و ممتنع‌الوجود‌است، تسلسل علل وجودی است که البته هر چهار نوع علل وجودی را در برمی­گیرد. منتها بحث ما در این جلسه محدود به بررسی تسلسل در علت فاعلی (وجود بخش) بود.

سه شرط کلی برای تسلسل­های محال در کتب فلسفی مطرح‌شده است: ۱- ترتبی بودن اجزاء سلسله بر همدیگر  ۲-مجتمع الوجود بودن اجزاء سلسله  ۳-بالفعل بودن تمامی اجزاء سلسله

تسلسل­هایی که فاقد یکی از این شروط باشد، نمی‌توان برای ابطال تحقق آن‌ها دلیلی اقامه کرد، مگر اینکه به‌واسطه محذور و قاعده‌ای دیگر تحقق آن‌ها نفی شود.

۴- گزارشی از ادله ابطال تسلسل

بحث ابطال تسلسل از بحث‌های دامنه‌دار در سنت اسلامی هم بین فلاسفه و هم بین متکلمین است، چراکه عمده براهینی که متکلمین برای اثبات حق‌تعالی ارائه کرده‌اند، از این مقدمه بهره برده‌اند. در کتاب رحیق مختوم، جلد هشتم، ۱۰ برهان در ابطال تسلسل ارائه‌شده است. ضمن اینکه در توضیحات دو سه برهان بر اساس مبانی اصالت وجود به آن‌ها افزوده است.

برای ابطال تسلسل در یک رابطه علی و معلولی، دو سنخ دلیل اقامه‌شده است؛ یک سنخ از ادله مبتنی بر نوع تفسیر و تلقی است که از حقیقت رابطه علیت پذیرفته­ایم، سنخ دیگر از ادله، مبتنی بر حداقل تحلیل از رابطه علیت، به معنی توقف شیئی بر شیء دیگر می‌باشند. بر این اساس می‌توان کل براهین ابطال تسلسل را به دودسته تقسیم کرد.

در ادامه به‌صورت مختصر و مجمل به بررسی چند دلیل در ابطال تسلسل می‌پردازیم:

۱-۴- دلیل مبتنی بر تشکیکی دانستن رابطه علیت:

مدعای اصلی این دلیل که علامه طباطبایی در پایان فصل سوم از مرحله اول نهایه الحکمه به آن اشاره داشته است؛ این می­باشد که مطالعه در نفس حقیقت تشکیک، ما را به این نتیجه می­رساند که سلسله طولی وجود دارای دومرتبه بالاترین و پایین‌ترین رتبه است و همین امر نتیجه می‌دهد که این سلسله متناهی است و محدود به بالاترین و پایین‌ترین رتبه وجودی است. یکی از دلایلی که صدرالمتألهین در اسفار برای اثبات وجود خداوند استفاده کرده است، از این مقدمه بهره گرفته است که البته در جای خود باید به‌تفصیل به آن پرداخت.

۲-۴- دلیل مبتنی بر ربطی بودن معلول نسبت به علت:

این دلیل هرچند مبتنی بر تحلیلی است که صدرالمتألهین در خصوص رابطه علیت مطرح کرده است، اما برای اولین بار علامه طباطبایی در مبحث علت و معلول از کتاب نهایه الحکمه در رابطه با نفی دور و تسلسل ارائه کرده است. فحوای این برهان چنین است که همان‌طور که در مباحث وجود رابط و مستقل بحث می‌شود، همه معالیل وجود فی غیره هستند. اما تحقق وجود فی غیره ممکن نیست مگر اینکه وجود مستقلی محقق باشد تا معالیل در نسبت با او و در ظل و سایه او تحقق پیدا کنند. بنابراین این نگرش نسبت به رابطه علیت، این نتیجه را می‌دهد که در هر سلسله از سلسله‌های علل و معالیل بایستی ضرورتاً یک وجود مستقل غیر رابط تحقق داشته باشد، چراکه قوام همه اجزای سلسله همگی بالکل به همان وجود مستقل می­باشد. بنابراین این برهان تسلسل در جهت صعود، یعنی تسلسل به سمت علت‌ها را نفی می­کند.

۳-۴- برهان مبتنی بر ظاهر بودن معلول نسبت به علت:

این برهان همچون برهان بالا بر اساس نگرشی خاص در خصوص رابطه علیت مطرح‌شده است. (البته مهم است که توجه کنیم علیت در این تعبیر، به همان معنای وجود بخشی و علیت فاعلی نخواهد بود، بلکه صرف توقف مدنظر است) بدین نحو که معالیل هرچه باشند، همه ظاهر هستند و ظاهر بدون باطن و مظهر، محال است. شرح این مطلب در جای خود خواهد آمد.

۴-۴- برهان اسدّ اخصر فارابی:

این برهان که به گفته فارابی قوی‌ترین و درعین‌حال کوتاه‌ترین برهان در اثبات امتناع تسلسل است، بدین شرح است که اگر سلسله افراد به نحوی باشند که تحقق هر عضو آن مشروط به تحقق عضوی پیش از آن باشد، در این صورت اگر این سلسله در یک مقطعی قطع نشود، این لازم می‌آید که شرط تحقق حتی یک عضو از این مجموعه، هیچ‌گاه برآورده نمی­شود. بنابراین اساساً هیچ‌یک از اعضای این سلسله محقق نخواهند شد.

۵-۴- برهان وسط و طرف بوعلی:

اگر یک سلسله ۳ عضوی را فرض بگیریم که بر هم مترتب باشند، همچون سلسله a>b>c  ، a علت غیرمعلول، c معلول غیرعلت و b  هم علت و هم معلول است. عضو b خاصیت وسط بودن را دارد. اگر ما اعضای b  را به نحو متناهی گسترش دهیم، باز همین خاصیت وسطیت برای تک‌تک آن‌ها و برای مجموعه آن‌ها برقرار است، وسط بودن به این معنی است که طرفینی برای آن وسط محقق هستند.

حال تسلسل اگر بخواهد در این مجموعه رخ دهد، این معنی را می‌دهد که باید اعضای b تا بینهایت پیش روند و هیچ محدودیتی برای تعداد آن‌ها به نحو بالفعل نباید باشد. اما اگر این فرض را بپذیریم، دیگر تحقق a برای این مجموعه را نفی کرده‌ایم و بدین ترتیب اساساً خاصیت وسط بودن را از  مجموعه اعضای b  سلب کرده‌ایم. گویی به وسط بلا طرف قائل شده‌ایم. بنابراین فرض تسلسل در سلسله علل محال خواهد بود، چراکه وسط بلا طرف محال است.

اما ظاهر امر این است که این برهان بوعلی به این بیانی که آمد خالی از اشکال نیست.

 

#علم-و-دین#اثبات-خدا#سنت-پژوهی

متن شما