گزارشی از جلسه یازدهم حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

گزارشی از جلسه یازدهم حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه یازدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری در تاریخ یکم اسفندماه برگزار شد و پس از بحث و بررسی پیرامون مسائل ستادی کارگروه، آقای صفدری ادامه فصل ششم از کتاب فلسفه اطلاعات فلوریدی را ارائه کردند. خلاصه مطالب ذیلاً تقدیم شده است.

فلوریدی در این دو فصل سعی می‌کند تا راهی برای تبیین معناداریِ داده‌ها بیابید، به‌عبارت‌دیگر سؤال اصلی این فصول آن است که معنا از کجا به وجود می‌آید؟ این مسئله به نام مسئلۀ مبنا دهی نمادها[۱] خوانده می‌شود. فلوریدی در فصل ۶، هشت رویکردِ مختلف را بیان می‌کند که تاکنون برای پاسخ به این پرسش پیشنهادشده‌اند، سپس نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از این راهبردها بسنده نیستند، و نهایتاً در فصل ۷ رویکرد پیشنهادی خود را ارائه می‌دهد. دلیل اصلی ناکامی رویکردهای هشت‌گانه آن است که آن‌ها قادر به تبیین خاستگاه اولیۀ معنا نیستند، اینکه اساساً برای اولین بار معنا چگونه به وجود آمد؟ فلوریدی نام این مسئله را شرطِ تعهد به صفرِ معنایی[۲] می‌نامد.

رویکردهای هشت‌گانه‌ای که تابه‌حال برای حل مسئلۀ مبنا دهی پیشنهادشده‌اند در سه دستۀ کلی جای می‌گیرند:

دستۀ اول: رویکردِ بازنمایانه[۳]

این رویکرد از مفاهیمی مثل بازنماییِ مقوله‌ای[۴] بهره می‌برند و خود شامل سه نوع مدلِ مرکب[۵]، کارکردی[۶] و التفاتی[۷] می‌شود.

دستۀ دوم: رویکرد شبه‌بازنمایانه

این رویکرد هم‌زمان که از مفاهیم بازنمایی و مقوله‌بندی استفاده می‌کند، از مفاهیم رفتاری[۸] نیز بهره‌ می‌برد که شامل سه زیر‌مجموعه می‌شود: مدلِ معرفت‌شناختی، مسئلۀ مبنا دهی نمادهای فیزیکی[۹]، مدلی بر اساس تأخیرهای موقتی و معناشناسیِ پیش‌بینی کننده[۱۰].

دستۀ سوم: رویکرد غیربازنمایانه

در این رویکرد صرفاً از مفاهیم رفتاری استفاده می‌شود که خود شامل دو زیرمجموعه می‌شود: مدلِ ارتباطاتی[۱۱]، مدل رفتاری.

 

سپس آقایان خلیلی و ریاحی به ارائه بخشی از فصل ۲ کتاب اخلاقی سازی فناوری فربیک پرداختند که خلاصه آن به شرح زیر است:

فربیک در فصل دوم از کتاب « اخلاقی سازی فناوری» در پی ایجاد زیرساخت مفهومی برای توسعه‌ی یک چهارچوب اخلاقی غیر انسانگرایانه برای فناوری است. او در گام نخست به اهمیت اخلاقی (moral significance) مصنوعات تکنیکی می‌پردازد. دستگاه سونوگرافی فراصوت ازنظر او نشانگر خوبی برای این است که چگونه فناوری باواسطه گری میان انسان و جهان می‌تواند هم منجر به شکل‌گیری موقعیت‌های اخلاقی نوین گردد و هم ما را در پاسخ به سؤالات اخلاقی برآمده از آن موقعیت هدایت نماید. سونوگرافی با تأثیرات خود در سطح ادراک خرد مثل بزرگنمایی جنین، ایزوله کردن جنین از مادر یا تعیین جنسیت می‌تواند منجر به خوانش‌های جدید از جنین به‌مثابه فرد یا بیمار احتمالی گردد. از سوی دیگر والدین نیز دیگر آن والدین سنتی منتظر ایستاده برای تولد کودک نیستند بلکه آن‌ها در یک موقعیت تصمیم جدید قرار گرفتند که مجبورند درباره زندگی کودک خود (سقط کردن یا نکردن) تصمیم‌گیری نماید. چنین وضعیتی حکایت از این دارد که سونوگرافی تنها یک پنجره خنثی به درون رحم مادر نمی‌گشاید بلکه درواقع در حال تأثیرگذاری اخلاقی است.

اما ازنظر فربیک این عاملیت اخلاقی مصنوعات تکنیکی به‌هیچ‌وجه در نظریات اخلاقی انسان گرایانه کنونی قابل صورت‌بندی نیست. در این نظریات خودآگاهی و خودمختاری (که ویژگی‌های مهم انسان‌اند) به‌عنوان ویژگی‌های لازم برای عاملیت اخلاقی معرفی می‌شوند. در چنین وضعیتی مصنوعات تکنیکی هیچ‌گاه نمی‌توانند عامل اخلاقی تلقی شوند و حتی اگر بپذیریم آن‌ها اعمال اخلاقی انسان را جهت‌دهی می‌کنند، این عمل‌ها اخلاقی به‌حساب نمی‌آیند چراکه خودمختاری  انسان را سلب کردند. اما فربیک تلاش می‌کند با نقد متافیزیک انسان‌گرایی که کاملاً در این دسته از نظریات اخلاقی ریشه دوانده راه را برای یک چهارچوب اخلاقی غیر انسان‌محور بگشاید. ازنظر او یکی از پیش‌فرض‌های متافیزیکی محوری در انسان‌گرایی دوگانه سوژه و ابژه است به‌نحوی‌که انسان به‌عنوان سوژه نقشی فعال در جهان بازی می‌کند و ابژه‌های درون جهان صرفاً اشیا منفعلی هستند که تأثیرات انسان را پذیرا هستند. فربیک می‌گوید چنین پیش فرضی درباره دوگانه سوژه و ابژه توسط متفکرانی چون هایدگر و لاتور مورد حمله‌های شدید قرارگرفته است. برای هایدگر انسان و جهان هیچ‌گاه قابل‌تفکیک از یکدیگر نیست و دازاین درواقع چیزی نیست جز در-جهان-بودن. هایدگر معتقد است تقسیم جهان به سوژه و ابژه تنها پیکربندی ممکن درباره واقعیت نیست. لاتور نیز با نقد پروژه مدرنیته برای خالص‌سازی دوگانه سوژه و ابژه معتقد است  انسان تنها در یک شبکه از عاملین انسانی و غیرانسانی و به‌صورت درهم‌تنیده است که تعریف می‌گردد.

فربیک به‌خوبی رد پای این جدایی دوگانه سوژه – ابژه را در نظریات اخلاقی غالب معاصر نشان می‌دهد امری که باعث می‌گردد این نظریات نتوانند اهمیت اخلاقی مصنوعات تکنیکی را تبیین کنند. برای نظریه‌های وظیفه گرایانه امر اخلاقی تنها به‌وسیله تعقل سوژه و قرار دادن آن ذیل یک قانون کلی است که متعین می‌گردد. در این شیوه برای داوری درباره اخلاقی بودن یک عمل باید هرگونه شائبه تأثیرگذاری امری از خارج زدوده شود. بدین ترتیب اهمیت اخلاقی مصنوعات تکنیکی برای رویکردهای وظیفه گرا هیچ‌گاه موضوعیت نخواهد داشت. نگاه‌های پیامدگرا نیز که رو به جهان خارج دارند، تنها نتیجه عمل آن‌هم از منظر سوژه انسانی را موردتوجه قرار می‌دهند. در این رویکرد نیز هیچ‌گاه عاملیت اخلاقی مصنوعات تکنیکی مورد ارزیابی قرار نمی‌گیرد بلکه اگر نتایج مثبت استفاده از یک تکنولوژی برای انسان مناسب باشد عمل انسان اخلاقی می‌گیرد. در هر دو این نظریات انسان نقش محوری در اخلاقیات دارد  و تأثیرات جهان خارج  به‌کل نادیده گرفته می‌شود که این برخلاف سنت پیشا مدرن اخلاق فضیلت است که پرسش از زندگی خوب می‌کرد و در آن نه‌تنها انسان بلکه محیط مادی که انسان با آن پیوند داشت حائز اهمیت بود.

(خلاصه فصل دو کتاب اخلاقی سازی فناوری از: آقای حسین ریاحی)

 

#فلوریدی#فربیک#فلسفه_تکنولوژی#اخلاق_و_فناوری

 

[۱] The Symbol Grounding Problem

[۲] Zero Semantic Commitment Condition

[۳] The Representationalist Approach

[۴] Categorical Representation

[۵] Hybrid

[۶] Functional

[۷] Intentional

[۸] Behavioral

[۹] The physical symbol grounding problem

[۱۰] A model based on temporal delays and predictive semantics

[۱۱] A communication-based model

متن شما