گزارشی از جلسه چهارم حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

گزارشی از جلسه چهارم حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

جلسه چهارم از سلسله حلقه های تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، در تاریخ هفتم آذر ۹۵ برگزار شد. در این جلسه مطالبی توسط آقایان ابوطالب صفدری ، حسین ریاحی و مهدی خلیلی ارائه شد.

ارائه‌ی آقای ابوطالب صفدری: گزارشی از ارائه مدخل Informed Consent  دایره المعارف فلسفی استنفورد

مسئلۀ رضایت آگاهانه یکی از مسائل و مباحث مهمی‌ست که اگرچه ریشه در اخلاق پزشکی و زیستی دارد، ولیکن در اخلاق فاوا نیز اهمیت فراوانی دارد. برای مثال می‌توان شرکت‌های بزرگی چون گوگل و فیس بوک اشاره کرد که اطلاعات کاربران ذخیره و پردازش می‌کنند، بی‌آنکه در مورد رضایت آنان تحقیق کرده باشند. البته این موضوعی است که هم‌اکنون منجر به مباحث جدی‌ای در این حوزه شده است.

در این مدخل سعی شده تا مروری کلی بر ادبیات شکل‌گرفته حولِ این مفهوم انجام شود. ساختار کلی مقاله به‌صورت زیر است:

۱- بررسی و نقد دلایل اهمیتِ رضایت آگاهانه

در این بخش به ۷ اصل اشاره می‌شود که به‌عنوان اصولِ پایه‌ای رضایت آگاهانه در نظر گرفته می‌شوند، به‌عبارت‌دیگر رضایت آگاهانه مهم است چون منجر به این اصول ۷گانه می‌شود. برای هرکدام از این اصول توضیحات مختصری نقل‌شده و سپس نقدهای وارده بیان می‌شوند.

الف. محافظت (Protection) : عبارت است از محافظت از سلامتی و سوءاستفاده‌های احتمالی از شخص (بیمار).

ب. خود آیینی (Autonomy)  : عبارت است از تسلطِ فرد بر عاملیت (Agency) خود.

ج. جلوگیری از رفتارهای سوء استفاده‌گرانه (Preventing abusive conduct)عبارت است ارزش ابزاریِ رضایت آگاهانه در پیشگیری از رفتارهای زیان‌بار.

د. اعتماد (Trust) : عبارت است از اینکه جلب رضایت آگاهانۀ افراد، منجر به تقویت اعتماد عمومی می‌شود.

ه. تسلط بر نفس (Self-ownership)

و. عدمِ تسلط (Non-domination) : ایدۀ اصلی آن است که هیچ‌کس نباید تحت تسلط دلبخواهانۀ افراد دیگر واقع شود.

ز. وحدت شخصیتی (Personal integrity)

۲– مسائل اصلیِ رضایت آگاهانه

در این بخش از مدخل، اجزای اصلی که رضایت آگاهانه از آن‌ها تقویم یافته موردبررسی قرار می‌گیرند. این اجزای اصلی عبارت‌اند از:

الف. دروغ، فریب و اطلاعات ناقص : بدیهی است که همۀ این موارد ناقضِ رضایت آگاهانۀ معتبر (Valid) هستند.

ب. مسائل مربوط به درک و فهم : موضوع این است که اگر شخص، قادر به درک و هضم دقیق آن اطلاعات نباشد چه‌کار باید کرد؟

ج. محتوا : مسئلۀ این بخش آن است که چه اطلاعاتی باید در اختیار شخص قرار گیرد تا منجر به یک رضایت آگاهانۀ معتبر شود؟

د. استحکام (Cogency) : در اینجا بحث می‌شود که اصلاً تا چه حدی اجازه داریم شخص یا بیمار را از وضعیتی که دارد آگاه کنیم؟

۳- رضایت داوطلبانه

در اینجا پرسش‌ها معطوف به وجه داوطلبانۀ رضایت هستند. سه مورد وجود دارد که ناقضِ این وجه می‌تواند باشد:

الف. اجبار مطلق (Literal Coercion) : بدیهی است که اجبار با داوطلبانه بودن ناسازگار است.

ب. القائات فریبنده (Undue Inducement)

ج. بدیل‌های نامناسب (Only bad alternatives) : این موضوع به موقعیت بی‌گزینه (No Choice Situation) هم معروف است.

۴-  سایر مباحث

در ادامۀ مدخل به سایر مباحث موجود پرداخته می‌شود که ازجملۀ آن‌ها به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

الف. مواردی که می‌توان از اخذِ رضایت آگاهانه چشم‌پوشی کرد

ب. استثنائاتی بر رضایت آگاهانه

ج. استلزامِ رضایت آگاهانه : در این بخش به این پرسش پرداخته می‌شود که لزومِ اخذ رضایت آگاهانه چه نوع استلزامی است؟ آیا یک حق طبیعیِ فرد است یا حق قانونی او؟

ارائه‌ی آقای حسین ریاحی: ادامه‌ی کتاب what things do فربیک:

فربیک در فصل سوم از کتاب what things do تلاش می‌کند تا عناصر اصلی یک چهارچوب پساپدیدار شناسانه برای فناوری را تشریح نماید. او کار خود را با نقد رویکرد‌های ساخت‌گرایی اجتماعی تکنولوژی (SCOT) آغاز می‌نماید. این رویکرد‌ها اگرچه با پژوهش تجربی درباره فناوری توانسته‌اند نادرستی ادعاهای جبرگرایانه فلاسفه تکنولوژی کلاسیک را نشان دهند، اما با تأکید بیش‌ازاندازه بر نقش اجتماع در شکل‌دهی به فناوری درواقع تأثیر دوسویه فناوری و جامعه را نادیده می‌گیرند. از سوی دیگر این نوع از تحقیق درباره فناوری نمی‌توانند برای پرسش‌های هرمنوتیکی یا اگزیستانسیالی که فناوری پیش روی ما قرار دهند پاسخی فراهم نمایند.

فربیک ازاین‌رو پدیدارشناسی را که تلاش آن برای غلبه بر دوگانه سوژه – ابژه است محمل مناسب‌تری برای تحلیل این رابطه دوسویه می‌داند. هرچند پدیدارشناسی کلاسیک نیازمند بازتفسیر، و توجه به عناصر حیاتی آن است تا بتواند به یک چهارچوب نوین که فربیک به تأسی از آیدی آن را پساپدیدارشناسی می‌نامد دست یابد. نخست این‌که پدیدارشناسی کلاسیک ادعای دسترسی مطلق به واقعیت را دارد درحالی‌که در فضای معرفت‌شناسی کنونی و به‌خصوص پس از جنبش‌های پست‌مدرن چنین ادعایی مردود به‌حساب می‌آید. البته فربیک نشان می‌دهد اساساً آنچه پدیدارشناسانی همچون هوسرل، هایدگر یا مرلوپونتی انجام می‌دهند درواقع ارائه توصیفی از رابطه انسان و جهان بوده است.

برای این توصیف پدیدارشناسان از مفهوم قصدیّت (intentionality) استفاده می‌نمایند. برای مثال در پدیدارشناسی هوسرل آگاهی هماره جهتمند است لذا آگاهی از چیزی است. به لطف مفهوم قصدیّت پدیدارشناسان تلاش می‌نمودند تا دوگانه سوژه و ابژه را کنار نهند و آن‌ها را درهم‌تنیده با یکدیگر توصیف کنند. فربیک هر دو عنصر توصیف رابطه انسان و جهان و قصدیّت را به‌عنوان عناصر مهم چهارچوب مفهومی پساپدیدارشناسی در نظر می‌گیرد و درباره رابطه سوژه و ابژه نگاه قوی‌تری را به آن اضافه می‌کند که : سوژه و ابژه همدیگر را به‌صورت دوسویه بر سازی می‌کند.

فربیک آرای هایدگر متقدم درباره فناوری که در کتاب هستی و زمان آمده است را نمونه‌ای از نگاه پسا پدیدارشناسانه به فناوری معرفی می‌کند که در آن فناوری به یک واسطه میان انسان و جهان تبدیل می‌گردد. هایدگر تلاش می‌کند توصیفی از این نوع واسطه‌گری و نحوه‌ای که فناوری‌این رابطه را برقرار می‌کند ارائه کند. این واسطه‌گری ازنظر هایدگر خنثی نیست، این همان چیزی است که بعدتر دن ایدی از آن با عنوان قصدیّت فناوری نام می‌برد. یعنی فناوری به نحو خاصی امکان‌های مواجه ما با عالم را جهت‌دهی می‌کند. مثال او درباره نحوه‌های گوناگونی که خودکار، ماشین تایپ، و پردازشگر کامپیوتری نوشتن ما را سو دهی می‌کنند روشنگر این موضوع است.

البته بر اساس چهارچوب پساپدیدارشناسی چنین سوگیری در فناوری خود یک  ویژگی ذاتی و ثابت فناوری نمی‌تواند باشد. زیرا در غیر این صورت ما مجدداً دوگانه سوژه و ابژه را فراخوانده‌ایم. درواقع هویت و ویژگی‌های هر فناوری در زمینه مورداستفاده آن است که به شکل کامل متعین می‌شود و البته این‌یک رابطه دوسویه است. به این معنا که فناوری زمینه مورداستفاده را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هم‌زمان زمینه استفاده هویت فناوری متعین می‌کند.

 

ارائه‌ی آقای مهدی خلیلی از مقاله‌ی زیر:

«Morality in design: Design ethics and the morality of technological artifacts»

نویسنده:

Peter-Paul Verbeek

منبع:

Philosophy and design. Springer Netherlands, 2008. 91-103

پیتر پائول فربیک در مقاله‌ی «اخلاقیات در طراحی: اخلاق طراحی و اخلاقیات مصنوعات فناورانه» که در کتاب «فلسفه و طراحی از مهندسی تا معماری» به چاپ رسیده، بر آن است که اخلاق فعلی فناوری نیازمند نوعی گسترش در موضوع و فعالیت است. اخلاق فعلی فناروی ناظر به ریسک‌ها و خطرات احتمالی تکنولوژی است یعنی درصورتی‌که یک فناوری در “ارزیابی فناورانه” ارزیابی شود و معلوم شود که ریسک و خطر قابل‌ملاحظه‌ای ندارد مقبول واقع خواهد شد. درحالی‌که ازنظر فربیک نوع دیگری از اخلاق لازم است که ناظر به طراحی است و هدف آن ارتقا فضیلت مندانه زندگی انسان است. ذیل این اخلاق، باید از ابتدای فرایند طراحی، نسبت به این موضوع حساس بود که فناوری به زندگی انسان شکل می‌دهد و «واسطه» (mediation) تازه‌ای در ارتباط انسان و واقعیت می‌آفریند، و انسان از طریق این واسطه‌ی جدید است که فعالیت‌هایش شکل می‌گیرد و امور جهان را به نحوی تجربه می‌کند و انتخاب‌هایی را پیشاروی خود می‌یابد. لذا باید نوعی از مسئولیت‌پذیری را به طراح فناوری نسبت داد که طبق آن شخص طراح مسئول است فناوری‌ای بیافریند که علاوه بر اینکه خطرات و ریسک‌های اخلاقی قابل‌ملاحظه نداشته باشد، طوری واسطه‌ی تجربیات و اعمال و تصمیم‌های انسان شود که انسان‌ها زندگی اخلاقی‌تر و فضیلت مندانه ای داشته باشند

فربیک برای اینکه بحث اخیر را به سرانجام برساند، سعی می‌کند مفهوم عاملیت (agency) را تحلیل کند و نشان دهد که اگرچه نمی‌توان به‌طور مستقیم به تکنولوژی عاملیت را نسبت داد (چون فناوری‌ها قصدیّت (intentionality) و آزادی (freedom) ندارند.) ولیکن این هم اشتباه است که فناوری را صرفاً ابزار و فاقد هرگونه قصدیّت و اراده‌ای بدانیم. فناوری‌ها از طریق نقش«واسطه» ای که ایفا می‌کنند نوع موقعیتی که انسان در آن قرار دارد را طوری تغییر می‌دهند که قصدیّت و آزادی انسان دچار دگرگونی می‌شود، لذا می‌توان آن‌ها به نحو غیرمستقیم دارای نوعی قصدیت و آزادی دانست (یا به عبارتی بهتر چنین گفت که مجموعه‌ی انسان و تکنولوژی باهم دارای قصدیتی واحدند). لذا فربیک بر اساس نقش واسطگی تکنولوژی بر این استدلال می‌کند که تکنولوژی به زندگی انسان و موقعیت تصمیم او شکل می‌بخشد به‌تبع موقعیتی جدید می‌آفریند که هم می‌تواند به نحو مستقیم ازلحاظ اخلاق مربوط باشد (یعنی مسئله‌ی مستقیم اخلاقی حاصل کند) و هم می‌تواند ما را به نحو غیرمستقیم به این تأمل وا‌دارد که آیا رفتن به‌سوی چنین موقعیت تازه‌ای که با ورود یک تکنولوژی خاص به محیط ما حاصل می‌شود موافقت کنیم یا نه. از این طریق است که فربیک به این نتیجه می‌رسد که جا دارد علاوه بر اخلاق تکنولوژی فعلی، تأملاتی دیگر ذیل اخلاق داشت و در آن موقعیت حاصل‌شده به‌واسطه‌ی یک تکنولوژی را ارزیابی کرد، و بدین ترتیب به‌سوی طراحی فناوری‌هایی رفت که موقعیت فضیلت مندانه ای را برای انسان حاصل می‌کنند. چنین رویکردی به این می‌انجامد که با طراحی فناوری‌های مطلوب محیط زندگی انسان را به سمتی اخلاقی سوق دهیم.