گزارشی از جلسه چهاردهم آسیب‌شناسی نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران

گزارشی از جلسه چهاردهم آسیب‌شناسی نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران

جلسه چهاردهم از آسیب‌شناسی مباحث نظری حول مفهوم «توسعه» در محل موسسه تمدن با ارائه آقای محمدحسن نیلی برگزار شد. مسئله محوری این جلسه، تحلیل مفهوم پیشرفت در نسبت با انقلاب اسلامی و بررسی وضعیت جمهوری اسلامی در نسبت با این مفهوم است.

محمد قائم  خانی  گزارش می دهد / کارشناسی مکانیک دانشگاه شریف / مدیر کارگروه علم و دین

با دو رویکرد می‌توان به مفهوم پیشرفت نزدیک شد. یکی پیشرفت به‌عنوان مقوله‌ای حصولی، دیگری به‌عنوان مقوله‌ای تحصیلی. در رویکرد اول، پیشرفت هدف از انجام کنش‌های اجتماعی نیست، بلکه نتیجه انجام کار است. اهداف مفاهیمی دیگر چون عدالت یا آزادی است. اما در رویکرد دوم، پیشرفت خود هدف کنش‌های اجتماعی است. در این رویکرد، جامعه به دنبال پیشرفت است و اگر به مفاهیم دیگر هم توجه می‌کند، صرفاً به‌اندازه کمکی است که درراه رسیدن به پیشرفت می‌کنند. در اولی گفتمان، یک گفتمان خاص است که پیشرفت را هم دنبال می‌کند. ولی در دومی گفتمان، گفتمان پیشرفت است. گفتمان اول مسئله سعادت را انفسی (یا به‌عبارتی‌دیگر بین الانفسی) مطرح می‌کند ولی گفتمان دوم، سعادت را آفاقی (یا به عبارت بهتر عینی) تعریف می‌کند. در رویکرد تحصیلی به پیشرفت، باید سعادت را کاملاً عینی و مادی تعریف کرد تا به امر مشترک بین آدم‌ها تبدیل شود. اما در رویکرد حصولی به پیشرفت، سعادت انفسی و غیرمادی تعریف می‌شود چون به فضائل عام مشترک بین انسان‌ها قائل است؛ چه در اهداف فردی و چه در روابط اجتماعی.

شهید مطهری چهار شعار اصلی برای انقلاب اسلامی قائل است؛ عدالت، آزادی، استقلال و معنویت یا اسلام‌خواهی. حضرت امام (ره) مجتهدی مسلم و مرجع تقلیدی کامل بود و کسی در اسلام‌خواهی اصیل او شک نداشت. به همین دلیل وقتی او چنین شعارهایی را یکجا مطرح کرد، نگاه‌ها به سمت نهضت او جلب شد. انقلاب اسلامی این چهار شعار را به‌صورتی اصیل ارائه کرد به‌گونه‌ای که مردم احساس کردند شعارهای مطرح‌شده، واقعاً در اسلام جمع شده‌اند. همین دلیل هم بود که باعث شد همه اقشار به گفتمان انقلاب روی بیاورند و آن را برگزینند. بنابراین می‌توان پیشرفت را در گفتمان انقلاب اسلامی، درون رویکرد حصولی قرارداد که نتیجه عمل دولت اسلامی است، ولی در حکومت پهلوی، پیشرفت با رویکرد تحصیلی دنبال می‌شد. بنابراین می‌توان گفتمان پهلوی را گفتمان پیشرفت دانست و گفتمان انقلاب را، گفتمان اسلام‌خواهی.

در حکومت حضرت امیر (ع) مسئله سعادت ذیل فضیلت‌های عام انسانی مطرح می‌شود نه نتایج عینی مادی. البته عمران زمین جزو وظایف حکومت هست اما صرفاً در چهارچوب پیگیری آرمان‌هایی که خود حکومت مطرح کرده و مردم پذیرفته‌اند. به همین دلیل نحوه عمران در حکومت ایشان، با حکومت‌های گفتمان پیشرفت به‌کلی متمایز است. چنین نیست که حکومت ایشان نقاط خاصی را به‌عنوان هدف از پیشرفت تعیین کند و مردم را به بدان سمت براند. بلکه خطوط کلی حاکم بر عمران و پیشرفت تعیین می‌شود و عمل به خود مردم واگذار می‌گردد. دولت در حوزه شخصی مردم، خودش را عقب می‌کشد تا عقل عملی افراد رشد کند. اگر هم دخالتی صورت می‌گیرد، برای کمک به افرادی است که امکان عمل ندارند و وامانده شده‌اند. اما در حوزه عمومی اهداف مشخص وجود دارد و طرح حکومت برای رسیدن به آن‌ها روشن است. خود سعادت در کلیت خویش، از طرف حکومت حضرت مطرح می‌شود و از همه مردم دعوت می‌شود تا به آن بپیوندند و آن را با طرح‌های جایگزین مقایسه کنند. منتها بعد از اجماع مردم بر سر آن، حکومت اهداف مربوط به سعادت را با قوت پیاده می‌کند. پس می‌توان گفت که درعین‌حال که مبنای رفتار حکومت در حوزه عمومی بر دعوت است و تحمیلی در کار نیست،  اهداف با شدت پیگیری می‌شود. بنابراین با الگو گیری از حکومت امیرالمونین (ع) می‌توان گفت که دو نوع از دستورهای کلی برای دولت اسلامی وجود دارد که به‌صورت دیالکتیکال بر هم اثر می‌گذارند. اولی ورود غیرجزئی دولت در حوزه شخصی افراد برای محافظت از سعادت است، و دومی ورود کلی به حوزه عمومی برای محافظت از مویت سیاسی دولت.

متأسفانه در قسمت عمده‌ای از زمان حاکمیت جمهوری اسلامی، رویکردهای مختلف به پیشرفت درهم‌رفته و الگوی دوگانه حکومت علوی در تفکیک حوزه عمومی از ابعاد اقتصادی – اجتماعی، که در نهضت حضرت امام (ره) هم بدان توجه شده بود، مورد غفلت قرار گرفت. در ابتدای انقلاب، همه به دنبال پیشرفت به‌عنوان مقوله‌ای حصولی بودند ولی بعدها گفتمان پیشرفت با رویکردی تحصیلی جای آن را گرفت. یکی از مهم‌ترین دلایل این جابجایی، زمینه نامناسب جامعه برای رشد عقل عملی بوده است. این زمینه هم‌ریشه در تاریخ ما دارد و هم در مناسبات پیش‌آمده بین دولت با جامعه مدنی در دوره معاصر. ازنظر تاریخی امر سیاسی موردتوجه جامعه ایرانی نبوده است، به همین دلیل سعادت در حوزه عمومی پیگیری نمی‌شده است. این رویکرد به دوران معاصر هم کشیده شده و باوجود تلاش‌های گوناگون برای تغییر آن، هنوز قدرتمندترین ایده سعادت در جامعه ایرانی است. این اتفاق در دهه هفتاد با روی کار آمدن دولت سازندگی رسمیت پیدا کرد و بر فضای جامعه حاکم شد. اما یک مقوله خاص مدرن هم در جابجایی تلقی حصولی از پیشرفت با تلقی تحصیلی مؤثر بوده است. و آن استقرار مناسبات استعماری در رفتار دولت مدرن است. استعمار در بنیان مفهومی آن، حذف عقل عملی افراد جامعه و تصمیم‌گیری به‌جای آن‌هاست. حتی اگر دولت خیرخواه مردم هم باشد، درصورتی‌که با چنین رویکردی به عمران بپردازد، به علت استضعاف آن‌ها در عقل عملی، درنهایت به ضرر جامعه عمل می‌کند و به استعمار مردم می‌پردازد. حضور یک قرنه دولت‌های استعمارگر دوره معاصر باعث شده است که مردم عقل عملی خویش را از دست بدهند و امکان عمل مبتنی بر اهداف کلی را نداشته باشند. بعد شخصی عقل عملی به خاطر حضور مفهوم استعمار در دولت‌های استبدادی استعمارگر یا دولت‌های توسعه‌ای استعمارگر، تضعیف‌شده است. چون دیگر همه افراد باید متناسب با چیزی بیرون از خود تصمیم بگیرند و عمل کنند. تا آنجا که فرد به مأمور و نیروی بیرونی دولت تبدیل می‌شود. این اتفاق جدید باعث شده عقل عملی مردم، چه در حوزه شخصی و چه در حوزه فرا شخصی تحلیل رفته و امکان ظهور دولت توسعه‌ای استعمارگر پدید بیاید. این زمینه‌ها باعث شد که تلقی حصولی از پیشرفت کنار گذاشته شود و تلقی تحصیلی جایگزین اپن شود. و مردم هم به همان وضعیت قبل از انقلاب برگردند. کار به‌جایی رسیده که چنین خلطی از حوزه عمل فراتر رفته و وارد حوزه نظر جمهوری اسلامی‌شده است. یعنی ما امروزه واقعاً نمی‌دانیم که پیشرفت را با کدام رویکرد می‌خواهیم. تا جایی که دولت روحانی، به‌صراحت از گفتمان پیشرفت به‌عنوان گفتمان اصیل انقلاب نام می‌برد و همه مفاهیم اصیل انقلاب چون آزادی، عدالت، معنویت و اخلاق را صرفاً در محدوده رسیدن به پیشرفت به خدمت می‌گیرد. این دولت کاملاً به دنبال پیشرفت عینی است، به همین دلیل هر جا که لازم بداند به امر جزئی وارد می‌شود و برای مردم تعیین تکلیف می‌کند. این تلقی وضعیت را بدتر می‌کند و باعث پسرفت در گفتمان انقلاب می‌شود. به عبارت بهتر می‌توان گفت که مسئله توسعه در جمهوری اسلامی، در دوگانه تضاد منظر شخصی و فرا شخصی قرارگرفته و اتوپیا و غایت اخلاقی، جلوی رشد عقل عملی مردم را می‌گیرد. ولی به دلیل تحلیل رفتن عقل عملی مردم، جمعیت کشور مدام عبد تر شده و در دسته سیاست پذیران قرار می‌گیرد

 

#علوم-انسانی-و-توسعه#انقلاب-اسلامی#امیرالمومنین

متن شما