گزارشی از جلسه هشتم حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

گزارشی از جلسه هشتم حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری با سه ارائه آقایان ریاحی ، صفدری و خلیلی ، در تاریخ چهاردهم دی‌ماه سال ۹۵ برگزار شد.

گزارش آقای حسین ریاحی از فصل ششم کتاب«آنچه شی‌ء می‌کند» که اختصاص به آرای فیلسوف فناوری آمریکایی آلبرت برگمان دارد.

در نظر برگمان پس از دوره روشنگری  یک «پاردایم ابزار» (Device paradigm) بر زندگی انسان‌ها حاکم شده است که وعده اصلی آن آزادی و غنی کردن زندگی انسان بوده است. آزادی از بیماری، گرسنگی و فقر و غنی ساختن با هنر، دانش و ورزش. این الگوی جدید زندگی برای رسیدن به این اهداف ابزارها (device)  را معرفی می‌کنند که در برابر اشیا (things) دوره پیشا تکنولوژیک قرار می‌گیرند. ویژگی ابزارها این است که نیازمند پیوند انسان (engagement) با محیط اطراف  و خود ابزار نیستند. این در حالی است که اشیا، مانند یک اجاق چوبی قدیمی چنین پیوند‌هایی را تشویق می‌کند برایم مثال باید آدم‌ها باید برای برافروختن آتش چوب جمع کنند  یا این‌که برای گرم شدن در کنارش بنشینند. ابزارها تمام این پیوندها را در آنچه برگمان سازواره می‌گوید ( machinery) جای می‌دهد ازاین‌رو ما تنها نیازمند فشار دادن یک دکمه هستیم تا محصول (commodity) در دسترس (availability) ما قرار گیرد.

بر این اساس برگمان نتیجه می‌گیرد که پارادایم ابزار ما را از پیوند با عالم پرهیز می‌دهد  و سبک زندگی مصرفی ایجاد می‌نماید که  ما را از آرمان زندگی خوب جدا ساخته است . زندگی که ساعت‌ها متمادی آن پای تلویزیون یا شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد از غنای زندگی که همراه با هنر، دانش و غیره است فاصله دارد. دراین‌بین برگمان معتقد است که  فناوری حتی زمینه اجتماعی موجود را هم مصرفی کرده است. ازنظر او لیبرال دموکراسی در دنیای غرب زمینه اجتماعی بود که می‌خواست با سه عنصر محقق ساختن خویش (self-realization)، آزادی و عدالت موقعیتی برای انسان‌ها فراهم آورد تا آن‌ها بتوانند زندگی را که ازنظر خود زندگی خوب می‌دانند داشته باشند. اما ازآنجاکه لیبرال دموکراسی در یک پیوند جدی در تکنولوژی قرار گرفت، و ازآنجاکه تکنولوژی امری خنثی نبود  لاجرم جامعه غربی به‌سوی یک زندگی مصرفی سوق می‌داد. لذا آرمان لیبرال دموکراسی برای تحقق کثرت‌گرایی درباره زندگی خوب نیز به دست یافتن به ایدئال‌های یک زندگی مصرفی مبدل گشت.

برگمان اگرچه ارزیابی منفی از فناوری دارد بااین‌وجود ضد فناوری نیست. او با معرفی اشیا و فعالیت‌های کانونی (focal thing) که کمک‌کننده به پیوند میان انسان و جهان است  تلاش می‌کند تا بر بی‌معنایی زندگی مصرفی غلبه کند و معتقد است تکنولوژی را باید در خدمت این دست از فعالیت‌ها درآوریم. برای مثال سفره و فرهنگ مرتبط با آن ازنظر برگمان یک امر کانونی است که در راستای افزایش پیوند عمل می‌کند و گسست ما با دیگر انسان‌ها را می‌کاهد. در پایان این فصل فربیک نقد‌هایی به آرا برگمان مطرح می‌سازد. ازجمله این نقد‌ها این است که اگرچه فناوری در برخی از جنبه‌های پیوند ما با عالم را گسسته است اما از سویی دیگر برخی امکان‌های پیوند را فراهم می‌آورد. برای مثال اگرچه ممکن است تلویزیون در ظاهر انسان‌ها را منزوی و منفرد از یکدیگر می‌سازد اما وضعیت‌های مثل لذت تماشایی دست جمعی تلویزیون خود یک نوع جدید از پیوند میان انسان‌هاست که تا پیش‌ازاین ممکن نبوده است.

گزارش آقای ابوطالب صفدری از دو فصل اولِ مرجع زیر

Floridi, L. (2013). The Philosophy of Information. Oxford: Oxford UP.

در سلسله‌ ارائه‌هایِ آینده سعی خواهیم کرد تا یکی از مهم‌ترین مراجع را در حوزۀ فلسفۀ اطلاعات بازخوانی کنیم. خوانش این کتاب بصیرت‌های عمیقی را در این حوزه و حوزه‌های مرتبط – من‌جمله اخلاق اطلاعات-فراهم می‌آورد. بصیرت‌هایی که احتمالاً  بدون آن‌ها انجام پژوهش‌های جدی و عمیق در حوزۀ اخلاق اطلاعات غیرممکن باشد.

دو فصلِ نخستین این کتاب را می‌توان فصولی مقدماتی به‌حساب آورد. فصل اول به معرفیِ تاریخچه و چهارچوب‌های کلی فلسفۀ اطلاعات می‌پردازد؛ در فصل دوم نیز شاهدِ معرفی اجمالیِ مجموعه مسائلی هستیم که در این حوزه وجود داشته و محلِ اعتنای خودِ کتاب نیز می‌باشند.

الف. رئوسِ مطالب ِفصل اول

نویسنده در این فصل تلاش می‌کند تا بلوغِ یک حوزۀ نوظهور در فلسفه، یعنی فلسفۀ اطلاعات را اعلام و موجودیت و استقلال آن را به رسمیت بشناسد. او ابتدائاً دو هدف کلی را برای فلسفۀ اطلاعات برمی‌شمرد؛ اولی بررسیِ ماهیت اطلاعات و دومی کاربست آن در مسائل فلسفی. سپس با مرورِ تاریخچۀ این جریان، نشان می‌دهد که این حوزۀ مطالعاتی حوزه‌ای بالغ و مستقل است.

ب. رئوس مطالب فصل دوم

فصل دوم به معرفیِ اجمالیِ مسائلی اختصاص دارد که در فلسفۀ اطلاعات محل اعتنا و تأمل هستند. فلوریدی این مسائل را در ۵ دستۀ جداگانه طبقه‌بندی می‌کند:

دستۀ اول: مسائلِ تحلیلی[۱]

م.۱: اطلاعات چیست؟

م.۲: ماهیتِ پویای اطلاعات چیست؟

م.۳: آیا نظریۀ واحدی برای اطلاعات وجود دارد؟

دستۀ دوم: مسائل معناشناختی[۲]

م.۴: داده‌ها[۳] چگونه معنادار می‌شوند؟

م. ۵: داده‌های معنادار، چگونه دارای ارزشِ صدق[۴] می‌شوند؟

م. ۶: آیا اطلاعات می‌تواند صدق را تبیین کند؟

م. ۷: آیا اطلاعات می‌تواند معنا را تبیین کند؟

دستۀ سوم: مسائل مربوط به هوش[۵]

م. ۸: آیا شناخت[۶] را می‌توان نوعی فرآیند تحلیلِ اطلاعات محسوب کرد؟

م. ۹ : آیا هوشِ طبیعی را می‌توان نوعی فرآیند تحلیل اطلاعات محسوب کرد؟

م. ۱۰: آیا هوش طبیعی را می‌تواند به‌صورت غیر زیستی[۷] تولید کرد؟

م. ۱۱: آیا مسئلۀ ذهن – بدن را با رویکرد اطلاعاتی می‌توان حل کرد؟

م. ۱۲: اگر همه‌چیز اطلاعات است، خودِ اطلاعات را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟

م.۱۳: آیا معرفت‌شناسی را می‌توان بر اساس یک نظریۀ اطلاعاتی بنا نهاد؟

م. ۱۴: آیا علم به مدل‌سازیِ اطلاعاتی قابل‌تقلیل است؟

دستۀ چهارم: مسائل مربوط به ماهیت

م. ۱۵: موقعیت هستی‌شناختیِ[۸] اطلاعات چیست؟

م. ۱۶: آیا اطلاعات را می‌توان طبیعی‌سازی[۹] کرد؟

م. ۱۷: آیا طبیعت را می‌توان اطلاعاتیزه[۱۰] کرد؟

دستۀ پنجم: مسائل مربوط به ارزش‌ها

م. ۱۸: آیا اخلاقِ رایانه یک بنیانِ فلسفی دارد؟

گزارش آقای خلیلی از مقاله “چرا تکنولوژی‌ها به نحو ذاتی هنجارمند اند؟” از هنس ردر

ردر در این مقاله بر آن است که به پرسش پاسخ دهد که چرا تکنولوژی‌ها به نحو ذاتی هنجارمند اند؟ ساختار مقاله به این نحو است که پس از مقدمه‌ای کوتاه، توضیح داده می‌شود که منظور از تکنولوژی چیست، در بخش بعدی هنجارمندی توضیح داده می‌شود، سپس پاسخ سؤال مطرح‌شده در عنوان مقاله داده می‌شود، و خلاصه مقاله ارائه می‌شود.

ردر تعریف پیشنهادی‌اش برای تکنولوژی را این‌گونه خلاصه می‌کند: »تکنولوژی سیستمی مصنوعی و کاراست که تا حد مشخصی قابلیت ثبات و تولید مجدد دارد«، البته ردر تأکید دارد که می‌توان برای تک‌تک مفردات این تعریف مثال نقضی پیدا کرد و کلیت تعرف را زیر سؤال برد ولی مدعی است که این تعریف اکثراً صادق است.

نکته‌ای که ردر در طول مقاله در جهت پرورش آن گام برمی‌دارد این است که »قابلیت ثبات و تولید مجدد« ِ تکنولوژی‌های جدید ویژگی‌ای است که موجب می‌شود محیط تکنولوژی مدنظر طوری تغییر کند و نظم پیدا کند که متناسب با آن تکنولوژی شود و بتوان شاهد کارایی ثابت و قابلیت تولید مجدد آن تکنولوژی بود مثلاً برای اینکه یک ماشین لباس‌شویی درست‌کار کند لازم است که سیم آن ماشین به برق وصل باشد و در محل مناسبی قرارگرفته باشد، پودر در داخل آن باشد، مجاری آب و فاضلاب تنظیم باشد، در مدت استفاده آسیبی نبیند و حتی فرهنگ استفاده از آن به‌درستی وجود داشته باشد و غیره. می‌توان سیستم را کمی فراتر در نظر گرفت و چنین گفت که برای اینکه کارخانه سازنده‌ی ماشین لباس‌شویی درست‌کار کند باز لازم است که شرایطی فراهم آید تا امکان تولید مجدد محصول فراهم شود. خلاصه اینکه لازم است شرایط کارایی ثابت و تولید مستمر محصول فراهم آید.

ردر سپس به تعریف هنجارمندی می‌پردازد و چنین می‌گوید که هر جا که “باید” یا “نباید” در کار باشد لاجرم هنجاری در کار است.

در بخش اصلی مقاله، در ابتدا این نکته گوشزد می‌شود که تلاش نگارنده بر این است که نشان دهد که تکنولوژی “ذاتاً” هنجارمند است و نه “امکاناً”، توضیح اینکه می‌توان به نحو دیگری پیش رفت و نشان داد که یک تکنولوژی در برخی موقعیت‌ها هنجارمند است، ولی ردر به دنبال این مقصود نیست و او در پی این است که نشان دهد که تکنولوژی ذاتاً هنجارمند است. ردر برای نشان دادن مقصود خود ۴ دیدگاه را، به ترتیب تاریخی که طرح‌شده‌اند، ذکر می‌کند: دیدگاه اول دیدگاه لانگدن وینر است که در پی نشان دادن این موضوع است که تکنولوژی عاری از سیاست نیست. دیدگاه دوم مربوط به خود ردر است و جلوتر نقل می‌شود. دیدگاه سوم نظریه دستخط (script theory) آکریچ است، و دیدگاه چهارم بر اساس دیدگاه هوکس و فرماس پیشنهاد شده است.

نظریه خود ردر چنین است: همان‌طور که گفته شد تکنولوژی برای این‌که قابلیت ثبات و تولید مجدد داشته باشد لازم است که نوعی کنترل اجتماعی/ مادی حاکم شود و محیط مناسب برای کار کردن آن تکنولوژی را فراهم آورد. ردر این وضعیت را بسته بودن (closedness) می‌داند که طبق آن باید شرایط ایجابی کارکرد سیستم فراهم آید و موانع رفع شوند. حال می‌توان استدلالی به شکل زیر تنظیم کرد:

۱- کسی می‌خواهد که تکنولوژی x تحقق پیدا کند.

۲- تنها در صورتی تکنولوژی x تحقق خواهد یافت که شرایط c محقق شود (و محیط اجتماعی/ مادی خاصی برای کارایی ثابت و تولید مجدد فناوری فراهم شود)

۳- شرایط c “باید” محقق شود، تا تکنولوژی x محقق شود.

بدین نحو ردر نشان می‌دهد که برای تحقق هر تکنولوژی x، یک “باید” حتماً وجود دارد تا آن تکنولوژی محقق شود و کارایی ثابت و قابلیت تولید مستمر داشته باشد. لذا ردر نتیجه می‌گیرد که تکنولوژی به این معنا ذاتاً هنجارمند است.

 

#اخلاق-و-فناوری#هایدگر#تکنولوژی#هنجار#فلسفه-اطلاعات

 

[۱] Analysis

[۲] Semantics

[۳] Data

[۴] Truth Value

[۵] Intelligence

[۶] Cognition

[۷] Non – Biologically

[۸] Ontological Status

[۹] Naturalized

[۱۰] Informationalized