گزارشی از جلسه مهاجر با استاد سید مرتضی حسینی هاشمی در موضوع علم دینی

گزارشی از جلسه مهاجر با استاد سید مرتضی حسینی هاشمی در موضوع علم دینی

جلسه آسیب‌شناسی توسعه در جمهوری اسلامی و ارائه نظریه علم دینی و ریاضیات اسلامی، دوشنبه ۱۳ دی ماه ۹۵ در محل اندیشکده مهاجر با ارائه حجت‌الاسلام سید مرتضی حسینی هاشمی برگزار شد. مسئله محوری این جلسه، تحلیل حاج‌آقا از رابطه حکومت جدید و ریاضیات با دین و راه تغییر بنیادین در تولید علم بود.

محمد خانی گزارش می دهد

مدیر کارگروه علوم انسانی و توسعه / کارشناسی مکانیک شریف

معرفی استاد حسینی و پدر بزرگوارشان :

استاد سید مرتضی حسینی هاشمی فرزند برومند سید منیرالدین حسینی هاشمی (۱۳۲۴ – ۱۳۷۹) است. مرحوم سید منیرالدین حسینی هاشمی  با صدور دستور انقلاب فرهنگی از سوی امام خمینی (ره)  فعالیتهای خود را برای تأسیس یک آکادمی علوم اسلامی، آغاز نمود. او در ابتدا مجامعی را در دانشگاه‌های بزرگ کشور برگزار کرد و تعدادی از اساتید را جذب اندیشه خود نمود. سپس در سال ۱۳۶۲ دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی را بنیان نهاد تا به تولید مقدمات علوم اسلامی بپردازند. او در نهایت موفق شد در پایان دهه ۶۰ اندیشه فلسفی جدیدی با عنوان «فلسفه نظام فاعلیت» بنیان نهد و تا اسفند ۱۳۷۹ که در سن ۵۷ سالگی درگذشت، نیز گام ضروری دوم اندیشه خود، یعنی بنیانگذاری روشهایی برای تولید علم بر اساس این فلسفه جدید التاسیس را به سرانجام برساند.

ازنظر استاد سید مرتضی حسینی، برای آنکه دین در جامعه پیاده شود، نیاز به علم دینی هست. اما این علم را نمی‌توان بر اساس فلسفه‌های موجود بنا کرد. نیاز به مبانی تازه‌ای هست. ازآنجاکه کیف بدون کم در خارج وجود ندارد، برای تغییر و برنامه‌ریزی و شدن، نیاز به توجه به کمیت هست. به این دلیل است که ریاضی حلقه واسط علوم نظری (کیف) و علوم کاربردی (کمیت) خواهد بود.

دو تفاوت عمده بین حکومت‌های ماقبل مشروطه با بعدازآن وجود دارد؛ اولی در شیوه حکومت، دومی در ماهیت وظایف آن. قبلاً این‌طور بود که فردی به روشی حاکم بر جامعه می‌شد و آن را اداره می‌کرد. وظیفه مردم هم اطاعت بود. اما در دنیا بعد از انقلاب کبیر فرانسه، و در ایران بعد از مشروطه، اداره جامعه به نهادها و ساختارها واگذار شد. قبل از مشروطه، سطح دخالت حکومت‌ها در زندگی مردم خرد بود. وظایفشان هم محدود بود؛ اول امنیت، دوم خراج، سوم قضاوت. اما بعد از مشروطیت وظایف حکومت‌ها بسیار زیاد شد و حوزه دخالتشان همه‌گیر شد. پس سطح دخالت حکومت از سطح خرد به سطح کلان رفت. بعد از شروع برنامه توسعه، دخالت دولت از سطح کلان اجتماعی هم فراتر رفت. از آن به بعد، دولت‌ها با تک‌تک آدم‌ها کار دارند و حتی تا حسن و قبح هر فرد را هم تغییر می‌دهند.

سپس ایشان به مسئله محوری موتور محرکه توسعه پرداختند و نظام دینی را از نظام غربی و شرقی متمایز دانستند. امروزه موتورم حرکت توسعه، حرص بر سر مال دنیاست که ازنظر اسلام، «رأس کل خطیئه» است. یعنی ریشه هر بدی از منظر دین، در همین امری است که موتور توسعه قرار داده‌شده است. پس طبیعی است که ارزش‌های دینی اول انقلاب، به ضد ارزش‌های دهه‌های بعد تبدیل شود. ما در حکومت دینی نیاز به موتورهای محرک دیگری داریم تا ذیل الگوهای دینی کشور را پیش ببریم.

ایشان در بخش پایانی که زمان زیادی را هم از جلسه به خود اختصاص داد، به ریشه این تعارض پرداختند و مسائل مختلفی را حول ریاضیات مطرح کردند. ایشان نیاز به دستگاهی جدید برای تحلیل تاریخ علم را مطرح کردند. یک نظریه می‌گوید که درگذر از ریاضیات قدیم به ریاضیات جدید، هیچ انقلابی رخ نداده است. یک نظریه دیگر می‌گوید که شاخه از ریاضیات یک انقلاب ایجاد کرده است. بقیه نظریات بین این دو قرار دارند. ایشان این دو رویکرد را دارای ضعفی واحد برشمردند که همانا عدم تحلیل تغییرات تاریخ علم است. باید معیار و شاخصی داشت تا بتوان نقطه عطف یا نقاط عطف تحول ریاضی را درست تشخیص داد. با چنین تحلیلی است که نقاط قوت و ضعف ریاضیات قدیم و جدید قابل‌درک می‌شود. با این فهم جدید، راه ظهور ریاضیاتی تازه که با هردو ریاضیات قبلی نسبت دارد ولی از آن‌ها متمایز نیز هست، باز می‌شود. می‌توان ادعا کرد که ممکن است مشکل اصلی نسخه‌های علوم انسانی در تمام جهان، به دستگاه محاسباتی آن‌ها ارتباط داشته باشد. آن‌ها در تحلیل اراده‌های مقابل خود که طبق منطق آن‌ها عمل نمی‌کنند، مشکل‌دارند. در عمل هم، در حل بحران‌های داخلی خودشان صرفاً با مسکن‌هایی، به‌صورت مقطعی درد جامعه را آرام می‌کنند ولی درمانش نمی‌کنند. این است که دردها جمع می‌شود و هرازگاهی به صورتی بیرون می‌زند. بر جنبش وال‌استریت سرپوشی گذاشته می‌شود که خودش را در انتخابات ۲۰۱۶ نشان می‌دهد.

 

#اندیشکده-مهاجر#علم-و-دین#علم-دینی#توسعه

متن شما