گزارشی از جلسه دوازدهم آسیب‌شناسی نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران

گزارشی از جلسه دوازدهم آسیب‌شناسی نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران

جلسه دوازدهم از آسیب‌شناسی مباحث نظری حول مفهوم «توسعه» در محل موسسه تمدن با ارائه آقای محمدحسن نیلی برگزار شد. مسئله محوری این جلسه، تحلیل نیگل از رابطه منظر شخصی افراد با منظر فرا شخصی آن‌ها، و بررسی مدل حکومتی امیرالمونین (ع) در برخورد با جامعه است.  

محمد  قائم خانی گزارش می دهد / کارشناسی مکانیک شریف / مدیر کارگروه علوم انسانی و توسعه

ازنظر نیگل، انسان‌ها دو شخصیت دارند که بانام‌های «وجه شخصی» و «وجه فرا شخصی» خوانده می‌شوند. انسان‌ها در وجه شخصی منافع و آمال خود را پی می‌گیرند و در وجه فرا شخصی به اخلاق می‌رسند.

ازنظر نیگل، کمونیسم در پی حفظ منظر فرا شخصی و اخلاق است، اما به منافع افراد بی‌توجهی می‌کند. از آن‌طرف لیبرالیسم خلاقیت و آمال فردی را حفظ می‌کند و منظر فرا شخصی را کنار می‌گذارد. البته نهادگراها نوعی از اخلاق مبتنی بر سازوکار منفعت‌جویی مردم را ایجاد می‌کنند، ولی انسان‌ها را به پیگیری منظر فرا شخصی تشویق نمی‌کنند. پس می‌توان دو نوع جامعه را بر اساس دو نوع از توجه به انسان بنا کرد:

اتوپیاگرایی: پیگیری منظر غیرشخصی با انسداد منظر شخصی افراد

نفع‌طلبی جمعی: ارجاع همه امور به امر شخصی و تضعیف امر اخلاقی

به عقیده نیگل، غربی‌ها که نوع دوم از جامعه را انتخاب کرده‌اند، مدت مدیدی است که با وجدان معذب زندگی می‌کنند، چون آرمان را به‌پای عقل عملی ذبح کرده‌اند.

او با ارائه چنین طرحی از انسان، پیگیری مسئله اخلاق را در دوگانه فرد و اجتماع اشتباه می‌داند و صورت‌مسئله را در دوگانه منظر شخصی و فرا شخصی مطرح می‌کند. ازنظر او هر طرحی که یکی از این دو وجه را به‌پای دیگری ذبح کند، تنها صورت‌مسئله را پاک‌کرده است ما باید به دنبال نظامی باشیم که بتواند این دو منظر را باهم جمع کند و در جای صحیح خود بنشاند.

جمهوری اسلامی در ایران همین مشکل را دارد چون هنوز نتوانسته است بین عقل عملی مردم با آرمان‌هایی که خود همان مردم حکومت را به خاطر آن تأسیس کردند، جمع کند. در ایران، آرمان جای عقل عملی را گرفته است و اجازه رشد به فرد فرد آدم‌ها نمی‌دهد. درحالی‌که مسئله سعادت زمانی قابل‌حل است که بین آرمان‌خواهی و شکوفایی تک‌تک انسان‌ها نسبتی برقرار شود.

توجه به حکومت حضرت امیر (ع) می‌تواند راهی برای حل این مشکل پیش پای ما بگذارد. بررسی سیره حکومت‌داری امیرالمونین (ع) در حوزه اقتصادی نشان می‌دهد که رویکرد ایشان برای مداخله در این امور به‌شدت انقباضی است. بررسی مسأله‌هایی چون زکات، خمس، خراج، عشر و غیره نشان می‌دهد که حکومت حضرت امیر کمترین میل را به تصدی‌گری و حتی سیاست‌گذاری دارد. حضرت امور اقتصادی را به خود مردم می‌سپارد تا در بازار آزاد به فعالیت اقتصادی بپردازند و در عوض، همه توجه خود را به اقشاری معطوف می‌کند که ممکن است در این روابط صدمه‌دیده باشند. حضرت کمک به این مردم را از وظایف اصلی حکومت خود می‌داند و سعی در توانمندسازی ایشان دارد. اما در همین موضع هم از تعیین تکلیف برای مردم خودداری می‌کند. ایشان سعی می‌کنند همین مردم را هم به‌گونه‌ای کمک کنند تا عقل عملی‌شان رشد کرده یا فعال شود تا جایی از کمک غیر بی‌نیاز گردند. دغدغه دیگر حضرت در این حوزه، عدم ایجاد انحصار و احتکار در بازار است. مبارزه با انحصار و تجمع مال به‌صورتی غیرعادی در نقاطی خاص، جزو کارهای مهم حکومت امیرالمونین است، چراکه بازار آزاد این امکان را به افراد می‌دهد تا نظم مبتنی بر منافع افراد خاص را بر آن حاکم کنند. حکومت اسلامی باید با این پدیده مبارزه کرده و جریان طبیعی اقتصادی را در جامعه برقرار کند. اما نکته جالب اینجاست که حضرت این کارها را با دولتی بسیار کوچک انجام می‌دهد. ایشان حاضر نیست برای حکمرانی درست، هزینه زیادی را بر بیت‌المال تحمیل کند و با دولتی کوچک، اهداف اقتصادی را پی می‌گیرد.

اما رویکرد حضرت در حوزه سیاسی کاملاً متفاوت است. ایشان به دنبال فعال کردن حوزه عمومی است و مدام بر آرمان‌ها و اهداف تأکید می‌کند. او حکومتی بر پایه منافع تشکیل نداده است تا بخواهد با سرگرم کردن مردم به امور اقتصادی، آن‌ها را از اهداف کلان مرتبط باسعادت جامعه بازبدارد. دعوت مدام مردم به توجه به سعادت در حوزه عمومی و هدایت جامعه به سمت اخلاق، بخش مهمی از زمان زمامداری حضرت امیر (ع) را به خود اختصاص می‌دهد. اما باید توجه کرد که به خاطر تأکید حضرت امیر بر رشد عقل عملی مردم، در اینجا هم با روشی غیر از حکومت‌های مادی‌گرا، به‌خصوص حکومت‌های کمونیستی، آرمان‌ها پیگیری می‌شود. اساس کار حکومت در حوزه عمومی بر دعوت است. ایشان نه‌تنها از مباحثه و تضارب آراء در حوزه عمومی نگران نمی‌شوند، بلکه مردم را به این کار تشویق هم می‌کنند. توجه به امر فرا شخصی چنان اهمیت دارد که حتی اگر به رشد مخالفان حکومت هم منجر شود، باز به نفع جامعه است. حضرت امیر (ع) در پی آن است که مردم با مسئله سعادت درگیر شوند و به آن توجه داشته باشند. بنابراین اجبار اقتصادی و امنیتی برای پیگیری اهداف دولت در حکومت او بی‌معنی است. اساس کار حکومت در این حوزه بر دعوت است تا هم عقل سیاسی مردم رشد کند و هم امر سعادت مهم تلقی شود. منتها این عدم اجبار به معنی دعوت صرف زبانی نیست، دعوت اصلی به‌صورت عملی انجام می‌شود. یعنی باوجودآنکه هیچ اجباری برای پذیرفتن آرمان‌های حکومت در حوزه عمومی وجود ندارد، اما مسئله سعادت باقدرت و به‌صورت انضمامی پیگیری می‌شود. حوزه عمومی جای شعار دادن دولت نیست، بلکه جای عمل کردن بر اساس یک آرمان است، البته به شیوه‌ای غیر تحمیلی. دعوت زبانی یک دولت بی‌عمل، نه‌تنها باعث رشد حوزه عمومی نمی‌شود، بلکه آن را از بین می‌برد و صرفاً ظاهری از آرمان‌ها را نگه می‌دارد.

 

#خانی#نیلی#علوم-انسانی-و-توسعه#نیگل#امیرالمومنین