گزارشی از جلسه ارائه در حلقه مشترک کارگروه‌های اندیشکده مهاجر

گزارشی از جلسه ارائه در حلقه مشترک کارگروه‌های اندیشکده مهاجر

نوبت دوم از جلسه ارائه مشترک کارگروه‌های اندیشکده مهاجر در روز دوشنبه نهم اسفندماه برگزار شد. در این جلسه آقای حسین تاجمیر ریاحی  عضو کارگروه اخلاق و فناوری به ارائه بخش‌هایی از کتاب « آنچه اشیا می‌کنند» اثر پیتر پائول فربیک پرداخت.

. این کتاب که به یکی از مراجع  مهم در فلسفه فناوری تبدیل‌شده است،  ذیل طرح «بررسی رویکرد‌های پدیدارشناسانه به فناوری» در کارگروه اخلاق و فناوری مورد خوانش و نقادی قرار گرفته است.

ریاحی با اشاره به این امر که پروژه کلی فربیک در این کتاب ایجاد راهی نو  از میان دو قطب ابزارگرایی و ذات‌گرایی درباره فناوری است بیان کرد فربیک درنهایت با ارائه فهرستی از واژگان پسا پدیدارشناسانه برای تحلیل فناوری این امر را محقق می‌سازد.  او این مسیر را با نقد فلاسفه فناوری کلاسیکی همچون یاسپرس و هایدگر آغاز می‌کند. ازنظر او اگرچه این دو فیلسوف سؤال‌های هرمنوتیکی و اگزیستانسیال مهمی درباره نسبت فناوری و انسان می‌پرسند و این‌که فناوری حاوی تأثیرات جدی بر انسان می‌دانند، اما پاسخ‌های آن‌ها به این سؤالات با نقد‌های جدی روبرو است. ازنظر فربیک مهم‌ترین اشکال نظریات این متفکران وجه استعلاگرایانه آن است که فناوری را به شرایط ممکن شدن آن تقلیل می‌دهند و به‌جای توجه به شرایط انضمامی و زمینه‌ایِ استفاده از فناوری رو به عقب می‌اندیشند.

در برابر فلاسفه کلاسیک که در دسته ذات‌گرایان در باب فناوری قرار می‌گیرند، ابزارگرایان ایستاده‌اند که قائل‌اند فناوری به تمامِ در کنترل انسان قرار دارد. نمونه بارز ابزارگرایان در سال‌ها اخیر برساخت گرایان اجتماعی‌اند که با رد نگاه‌های دترمیینیستی به فناوری، آن را امری انسانی که محصول تعامل نیرو‌های اجتماعی است تلقی می‌کنند. فربیک نگاه ابزارگرایانه را یک‌سویه می‌داند از این لحاظ که آن‌ها تأثیرات فناوری بر انسان را به‌کلی فراموش می‌کنند درحالی‌که ما به‌طور واضح چنین تأثیراتی را شاهد هستیم. فربیک در اینجا  تلاش می‌کند با استفاده سنت پدیدارشناسی راه میانه‌ای را معرفی نماید که بتواند محسنات هر دو رویکرد پیشن را داشته باشد ولی از عیب‌های آن‌ها عاری باشد.

آن‌طور که ریاحی بیان کرد برای این کار فربیک دست به بازخوانی از این سنت می‌زند تا بتواند از نقد‌های سنگین واردشده به آن بپرهیزد اما درعین‌حال از عناصر مفید آن سود جوید. فربیک که در این کار به شکلی تام از دن آیدی الهام گرفته است، دو ویژگی توصیف رابطه انسان و جهان و  قصدیت را از پدیدارشناسی اخذ می‌کند تا بتواند از آن برای توصیف تأثیری که فناوری بر نسبت انسان و جهان دارد سود بجوید. او نام  راه جدید را پساپدیدارشناسی می‌نهد که ازنظر او باید مبتنی بر دو بال اگزیستانسیال و هرمنوتیکی باشد. سؤال اصلی بال هرمنوتیکی این است که فناوری با میانجی‌گری رابطه انسان و جهان چه تأثیری بر نحوه‌که جهان بر ما آشکار می‌گردد دارد و منظور از بال اگزیستانسیال ارائه چهارچوبی برای فهم تأثیر فناوری بر رفتار و نحوه حضور ما در جهان است.

در نگاه فربیک آرای دن آیدی درباره فناوری به‌خوبی بخش هرمنوتیکی را پوشش می‌دهد. او با جداسازی انواع روابط فناوری انسان ازجمله واسطه‌گری، دیگربودگی، و پس‌زمینه و تحلیل پدیدارشناسانه آن‌ها معتقد است فناوری هم در سطح ادراک‌های خرد حسی ما و  هم در سطح ادراک‌های کلان ما که شامل چهارچوب‌های تفسیری ما می‌شوند اثرگذار است. او از رابطه‌ای افزایشی/ کاهشی در تأثیر فناوری بر ادراک خرد صحبت به میان می‌آورد و معتقد است همین تأثیر می‌تواند منجر به تغییر مفاهیم کلی ما هم در بخش علمی و هم فرهنگی گردد. دن آیدی درباره نسبت فرهنگ و فناوری کاملاً وضعیتی میانه را انتخاب می‌کند. برخلاف ذات‌گرایان او معتقد است فناوری در یک بافتار فرهنگی است که به قوام کامل خود می‌رسد و حتی ممکن است از دل فرهنگ‌های متفاوت فناوری‌های متفاوتی ظهور یابند. اما این به معنای ابزار بودن فناوری نیز نیست چراکه فناوری ازنظر او دارای قصدیت است که نگاه ما را به نحو خاصی به‌سوی جهان هدایت می‌کند.

با پایان یافتن وقت جلسه توضیح درباره گام آخر فربیک که به بال اگزیستانسیال رویکرد پسا پدیدارشناسانه اختصاص داشت به جلسه آتی موکول شد.

متن شما