گزارشی از جلسات هفتم و هشتم تاریخ توسعه در ایران : جنبش مشروطه

کارگروه علوم انسانی و توسعه

گزارشی از جلسات هفتم و هشتم تاریخ توسعه در ایران : جنبش مشروطه

ارائه بحث جنبش مشروطه توسط آقای بادامچی با این مسئله شروع شد که بدون فهم دو جریان تجددخواهی در ایران، امکان درک مسائل مشروطه وجود ندارد.

یک نوع از تجددخواهی تغییر از بالا بوده که توسط دولتمردان و وزرا پیگیری می‌شده است. نوع دیگر تغییرات را از درون جامعه و با کار سیاسی- فرهنگی پیگیری می‌کرده است. خلط این دو جریان باعث کج‌فهمی می‌شود و امکان تحلیل جنبش مشروطه را به ایران نمی‌دهد.
نهضت مشروطه‌خواهی در اروپا از نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شد. پس‌ازآن اولین کشوری که در خاورمیانه جنبش مشروطه را تجربه کرد، عثمانی بود سپس در هند هم نهضت مشروطه‌خواهی به راه می‌افتد که بر ایران مؤثرند. پیروزی حکومت مشروطه ژاپن بر حکومت سلطنتی روسیه تزاری هم بسیار در مشروطه‌خواهی مردم ایران مؤثر واقع شد. اما بیشترین اثر را انقلاب منشوئیکی در روسیه بر ایران گذاشت. با پیروزی انقلاب ۱۹۰۵ و روی کار آمدن حکومت مشروطه در روسیه در زمان نیکلای دوم، موجی از مشروطه‌خواهی در ایران راه افتاد.
جنبش مشروطه جریانی مردمی بود که آزادی حق رأی و تأسیس عدالتخانه را پی می‌گرفت که درنهایت توانست مظفرالدین شاه را مجبور به پذیرش خواسته‌های مردم بکند. بنابراین حساب آن را باید از اصلاحات بالا به پایین گذشته در عهد ناصری و دوران فتحعلی شاه جدا کرد. در اینجا مردم و گروه‌های مختلف علیه استبداد به پا خواستند تا قدرت شاه را محدود کنند و به انقیاد حکومت قانون درآورند.
اما نقطه مشترک مهم جنبش مشروطه با اصلاحات بالا به پایین، رویه ضداستعماری آن است. مبارزه با استحمار جایی است که این دو نگاه به هم می‌رسند و هر دو خواهان استقلال کشور می‌شوند. این مسئله در کل فضای ضداستعماری در بسیاری از جنبش‌های مشروطه ازجمله در ایران هم وجود داشت. اما باید بین استقال خواهی مردم با استقلالی که دولت‌ها به دنبال آن بودند تفاوت قائل شد.
نقش علما در جنبش مشروطیت بسیار ویژه است. آنان از طریق بازرگانان و اصناف با جنبش مشروطه ارتباط داشتند و جریانات مردمی را هدایت می‌کردند. نقش بازرگانان و اصناف به حدی پررنگ است که می‌توان آن‌ها را جزو رهبران نهضت هم شمرد. درمجموع رابطه علما با بازرگانان در مشروطه بسیار خوب بود که همین هم باعث پیشرفت جنبش شد. این رابطه خوب تا انقلاب اسلامی هم ادامه داشت و نقش ویژه‌ای در پیروزی انقلاب بازی کرد.
علما در دوره صفویه و قاجار رابط بین حاکمیت و جامعه مدنی بودند. مالیات، آموزش، طلاق و ازدواج، ثبت اموال و دیگر کارهای مردم با علما بود. البته علما بخشی از ملاکین هم محسوب می‌شدند چون متولی زمین‌های اوقافی هم بودند. در غیاب طبقه اشراف، حکومت از دو جهت مهم به علما وابسته بوده است؛ اول مشروعیت و سپس نیروی نظامی.
از زمان صفویه به بعد دوگانگی نهاد دین و دولت دیده می‌شود. در مسیحیت هم این دوگانگی دیده می‌شود، منتها با این توضیح که نهاد دین بیرون از جامعه قرار داشت. ولی در ایران دین درون جامعه مدنی بود و با دولت ارتباط داشت. نظریه دوگانگی نهاد دین و دولت در زمان نادر کنار گذاشته می‌شود و سپس در دوره قاجار دوباره احیا می‌شود.
تا قبل از دوره جدید، جامعه مدنی مکمل دولت است، اما با افزایش استعمار و فشار دولت، مسئله مقاومت جامعه مدنی در برابر دولت شکل می‌گیرد. در این مورد، علما در کنار جامعه مدنی و در برابر دولت می‌ایستند. البته بخشی از روحانیت همانند گذشته همراه دولت هستند. 

#مشروطه_خواهی#ایران#عدل_مظفر#علوم_انسانی_و_توسعه#اندیشکده مهاجر#تاریخ

متن شما