کرونوسِ تکنولوژی

کرونوسِ تکنولوژی

پردۀ آخر . . . .

اسطوره‌ها را نهایتی نیست. چنین روایت‌شده که زئوس، فرزندِ کرونوس، از پدر انتقام سختی گرفت…

ابوطالب صفدری

عضو کارگروه اخلاق و فناوری / دانشجوی دکترای فلسفه علم / دانشگاه صنعتی شریف

پردۀ اول[۱]

تابستان ۲۰۰۹، آلیشیا همراه با پسر ۱۱ ساله‌اش کارلوس برای گذرانِ آخر هفته عازمِ پارک ملی درۀ مرگ[۲] واقع در شرق کالیفرنیا می‌شوند. او پیش از عزیمت، خانوادۀ خود را در جریان این سفر تفریحی قرار می‌دهد. مادر و پسر تدارکات لازم را تهیه‌کرده و با خودرویِ مجهز به GPS خود عازم سفر می‌شوند.

آن‌ها وقتی به مناطق نسبتاً دورافتادۀ درۀ مرگ می‌رسند، طبق راهنمایی GPS از جادۀ صاف و اصلی خارج شده و وارد یک جادۀ گل‌آلود و نامناسب می‌شوند. با پیشروی بیشتر، وضعیت جاده هم بدتر می‌شود، تا آنجا که چرخ‌های خودرو از بین رفته و خودرو متوقف می‌شود. آلیشیا سعی می‌کند تا با تماس تلفنی سایرین را باخبر کند، اما آن‌ها آن‌قدر از مسیر اصلی دور شده‌اند که تحت پوشش هیچ شبکۀ مخابراتی نیستند. بنابراین تصمیم می‌گیرند تا در خودرو بمانند، شاید کمک برسد. مادر و پسر با کمک آذوقه‌ای که تدارک دیده بودند آخر هفته را در همان‌جا می‌گذرانند، اما خبری از کمک نمی‌شود!

حالا ۴ روز می‌گذرد و هیچ خبری از آلیشیا و کارلوس نیست. همین هم‌خانواده را نگران می‌کند تا جایی که به پلیس خبر می‌دهند. عملیات جست‌وجو آغاز می‌شود تا اینکه نهایتاً یکی از پارکبان‌ها با دنبال کردن رد چرخِ خودرو آن‌ها را پیدا می‌کند، اما نه در وضعیتی عادی، در وضعیتی وحشتناک. آلیشیا در حال مرگ بود و دیوانه‌وار بوق خودرو را به صدا درمی‌آورد تا مگر کسی صدای آن را بشنود، و کارلوس … کارلوس مرده بود. او در اثر گرمای طاقت‌فرسا و نبودِ آب، جان خود را ازدست‌داده بود.

پردۀ دوم[۳]

سال ۲۰۰۸، والتر، کارمندِ ۳۲ سالۀ شرکت IBM در نیویورک است. او در حال رانندگی بود که GPS خودرو او را به سمت راست هدایت می‌کند، جایی که خط آهن شهر از آن عبور می‌کند. والتر در ابتدا تردید می‌کند که طبق راهنمایی GPS عمل کند، اما نهایتاً بر تردید خود غلبه کرده و به سمت راست می‌پیچید. در حینِ عبور از ریل‌ها، خودرویِ فورد فوکس[۴] اجاره‌ایِ او گیر می‌کند و در میان خط آهن می‌ماند. تلاش‌های او برای آگاه  کردن مأموران راه‌آهن بی‌نتیجه می‌ماند و قطار نمی‌تواند به‌موقع ترمز کند. تصادف شدیدی روی می‌دهد و خودروی والتر به‌کلی از بین رفته و کل برنامۀ حرکت قطارها به هم می‌ریزد. نزدیک به ۱۰۰ متر از راه‌آهن هم آسیب جدی می‌بیند.

پردۀ سوم

کرونوس[۵] یکی از خدایان اسطوره‌ای یونان باستان است. خدایی که با کشتن پدر خود، اورانوس[۶]، فرمانروای عالم شد. کرونوس در زمان فرمانروایی‌اش قانون‌گذارِ نهایی هستی به‌حساب می‌آمد، خدایی که حرف آخر را می‌زند و احدی را یارای مقابله با او نیست.

از همین توصیف کوتاه می‌توان پی به شباهتِ عجیبِ آن با منزلتِ امروزینِ تکنولوژی برد. تکنولوژی، کرونوس زمان ماست، قانون‌گذار نهایی عالم! کسی که حرف آخر را می‌زند و ما آدمیان، لحظه‌ای در اطاعت از آن تردید نمی‌کنیم. حتی اگر ما را به بیراهه هدایت کند، ما را به کام مرگ بکشاند، بازهم مطیع آن خواهیم بود. تکنولوژی چونان کرونوس، پدر خود را هم به قتل می‌رساند، و این کنایتی‌ست از کتمانِ تکنولوژی، سرچشمه‌های آغازینِ خود را: حکمت را، شناخت را، طبیعت را و حتی علم را!.

این دو ماجرا و هزاران ماجرای مشابه دیگر[۷] نشان از آن دارند که کرونوسِ تکنولوژی خیلی هم بی‌نقص نیست! اعتمادِ “مطلق” به آن می‌تواند فاجعه‌بار باشد. در همین‌جا لازم است تا موضعم را روشن‌تر کنم. من بر آن نیستم تا پیشنهادِ نامعقولِ طردِ مطلقِ تکنولوژی را مطرح کنم، پیشنهادی که نه معقول است و نه عملی. بر آنم تا بین دو مفهوم یا رویکرد تفکیک قائل شوم:

iتکنولوژی

iiتکنولوژی زدگی[۸]

البته تکنولوژی منافع زیادی برایمان داشته که همۀ ما با مصادیق آن نه‌تنها آشنا که مأنوسیم. اساساً زندگانی روزمرّه‌مان با کمک همین تکنولوژی‌ها جریان می‌یابد. اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که دو تصور نادرست در ذهنمان پدید می‌آید:

۱- تکنولوژی خیرِ مطلق است؛ بی‌هیچ آسیبی هر چه دارد فایده است؛

۲- برای هر مشکلی می‌توان راه‌حلی تکنولوژیک یافت[۹]؛ هم مشکلاتِ خودِ تکنولوژی راه‌حلی تکنیکی دارند و هم مشکلات غیر تکنولوژیک.

تکنولوژی زدگی عبارت است از رویکردی که شامل این دو تصور می‌شود. اینجاست که تکنولوژی تبدیل می‌شود به کرونوس، به قانون‌گذار نهایی عالم. حال‌آنکه چنین رویکردی به‌هیچ‌وجه معقول نبوده و ما در مقام موجوداتی فکور، بایستی با این پدیده برخوردی انتقادی داشته باشیم. این برخورد انتقادی نهایتاً منجر به خودآگاهی ما کاربران تکنولوژی می‌شود.

اما این برخورد انتقادی و این حالت خودآگاهانه به‌رایگان و بدون هزینه به دست نمی‌آید. در وهلۀ نخست مستلزمِ مطالعات جدی و تولید ادبیات متناسب است و در مرحلۀ بعدی، ترویجِ و تزریق این ادبیاتِ آگاهی‌بخش و انتقادی در بطن و متن جامعه، تا به‌این‌ترتیب همۀ شهروندان نگاهی عمیق‌تر و آگاهانه‌تر به تکنولوژی داشته باشند.

پردۀ آخر

اسطوره‌ها را نهایتی نیست. چنین روایت‌شده که زئوس، فرزندِ کرونوس، از پدر انتقام سختی گرفت…

 

#اخلاق -و-فناوری

#کرونوس#تکنولوژی#GPS#Technology#Cronus

 

 

[۱] http://www.foxnews.com/story/2009/08/08/11-year-old-boy-dies-after-mom-says-gps-left-them-stranded-in-death-valley.html

[۲] Death Valley National Park

این منطقه در تابستان‌ها یکی از گرم‌ترین نقاط کرۀ زمین محسوب می‌شود.

[۳] http://www.nytimes.com/2008/02/17/nyregion/nyregionspecial2/17colwe.html

[۴] Ford Focus

[۵] Cronus

[۶] Ouranos

[۷]   البته خوانندۀ محترم دقت دارد که ماجراهای بسیار بدتری هم وجود دارد، برای مثال بحران محیط زیست.

[۸] Technologism

[۹]   این تصور را راه‌حل‌گرایی (Solutionism) نامیده‌اند. کتاب زیر منبع جالبی برای آشنایی با این رویکرد است:

Morozov, E. (2014). To save Everything, click here. The folly of Technological solutionism. PublicAffairs.