کتاب « حوای سرگردان » منتشر شد

کتاب « حوای سرگردان » منتشر شد

کتاب کارگروه علوم انسانی و توسعه اندیشکده مهاجر

ورود توسعه باعث شده است ما بی‌تاریخ شویم؛ و یا شاید دچار بی‌تاریخی شدیم که توسعه را پذیرفتیم. بحث بر سر واکاوی علت و معلول در این ماجرا نیست. مسئله پذیرش این واقعیت است که ما امروز بی‌تاریخ شده‌ایم. و چون بی‌تاریخ شده‌ایم، جغرافیا هم نداریم. ازاین‌رو فهمی از جغرافیایی به نام ایران و پیشینه آن نداریم. همین باعث می‌شود که نتوانیم روایتی از درون ایران پیشینه‌مند ارائه دهیم و مجبور می‌شویم همواره از بیرون (که همان منظر غربی عامل توسعه باشد) به خود نگاه کنیم. در این نگاه کردن هم دو اتفاق به‌صورت هم‌زمان می‌افتد. یکی اینکه ایران معادل تهران (که تجلی ایران مدرن است) نگاشته می‌شود و دیگری اینکه خود تهران هم به‌عنوان پیرامون مرکزیت جهان توسعه‌یافته دیده می‌شود. از همین رو، روایت همواره تقلیدی و معطوف به عقب‌ماندگی انجام می‌شود. اگر بتوان روایتی از پیشرفت ایران ارائه کرد که به پیشینه آن متصل باشد، روایت از زوایه‌ای بیرون از تهران و معطوف به مسئله پیرامونگی (یا استعمار) خواهد بود. از طرف دیگر پیشینه داشتن ایران باعث می‌شود که روایت از فرم تقلیدی بیرون بیاید و اشکال خود را پیدا بکند. بنابراین روایتِ بخشی از ایرانِ پیرامونی معطوف به ساختار استعماری تهران-شهرستان و شهر-روستا می‌تواند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های پرداختن به موضوع توسعه باشد. کارگروه «توسعه و علوم انسانی» اندیشکده مهاجر با توجه به اهمیت چنین روایتِ اصیلی به سراغ منطقه شمالی کشور رفته است تا پیشینه رابطه این منطقه را با ایران معاصر، در یک منظومه ارائه داده و از زوایای مختلف، به موضوعی پرداخته که به‌ظاهر در معرض دید همه قرار دارد ولی درواقع وجوه اصلی آن نادیده گرفته شده است. نتیجه این فرایند مجموعه داستانی شده است با نام «حوای سرگردان» که سعی کرده روایتی اصیل و در عین حال متناسب گفتمان‌های توسعه موجود در کشور و دنیا ارائه دهد و نگاهی دیگر به توسعه ایران را به مخاطبان پیشنهاد دهد.