چگونه باید حقِ شخصیِ فرد برای فراموش‌شدن را با حقِ اطلاعِ همگانی متوازن کرد؟

چگونه باید حقِ شخصیِ فرد برای فراموش‌شدن را با حقِ اطلاعِ همگانی متوازن کرد؟

شورای مشورتی گوگل متشکل از ده نفر، ازجمله لوچیانو فلوریدی، استاد فلسفه و اخلاق اطلاعات دانشگاه آکسفورد و اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل می‌باشد. این شورا، با برگزاری جلسات و نشست‌های متعدد در کشورهای مختلف اروپا، سعی در حل مسائل اخلاقی پیشروی خود دارد.

ترجمه با کمی تصرف : ابوطالب صفدری 

عضو کارگروه اخلاق و فناوری / دانشجوی دکترای فلسفه علم / دانشگاه صنعتی شریف

مقدمه

نزدیک به ۳ دهه می‌شود که مباحثِ اخلاقیِ معطوف به فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات مطرح‌شده و امروزه تبدیل به یک زمینۀ مطالعاتی – تحقیقاتیِ جدی و رو به رشد شده است. البته این مباحث صرفاً صورتی نظری نداشته و دغدغه‌های عملی شدن را نیز دارند. یکی از موارد معاصر و قابل‌تأمل از عملیاتی شدن این مباحث، تشکیل شورای مشورتی اخلاقی در یکی از تأثیرگذارترین بازیگران این حوزه، یعنی موتور جست‌وجوی گوگل می‌باشد.

دادگاه عدالت اتحادیۀ اروپا در ماه می ۲۰۱۴  تشخیص داد که حقوق مدنی اروپا به مردم این حق را می‌دهد که از موتورهای جست‌وجو، مثلاً از گوگل، بخواهند تا نتایج جستجوهایی را که شامل نام آن‌ها می‌شود حذف کنند.

از آن زمان تاکنون درخواست‌های زیادی برای حذف انواع و اقسام محتوا‌ها دریافت کرده‌ایم: سوء‌پیشینه‌های خطرناک، تصاویر شرم‌آور، مصادیق بدرفتاری و استهزاء برخط[۱]، اتهامات مربوط به گذشته‌های دور، داستان‌هایی با اثرِ مخرب و … .

ما موظفیم در مورد یک‌یک این درخواست‌ها، حقِ شخص برای فراموش‌شدن را با حقِ اطلاعِ همگانی بسنجیم.

ما می‌خواهیم تا به این تعادل برسیم. التزامِ به این تعهد چالشی تازه و دشوار برای ماست، و برای همین در پیِ اصولی ]کلی[ هستیم که گوگل بتواند با اعمال آن‌ها به موارد جزئی، تصمیم‌گیری کند. به همین دلیل شورایی از متخصصین را گردِ هم آوردیم تا پیشنهادهایِ ارائه‌شدۀ ده‌ها متخصص در نشست‌هایی در سراسر اروپا، و نیز صدها اظهارنظر ثبت‌شده از طریق وب را بازبینی کنند.

 

دربارۀ شورا

این شورا از ده نفر به ترتیب زیر تشکل‌یافته است:

شورای مشورتیِ گوگل در مورد حق فراموش شدن۱٫ پروفسور لوچیانو فلوریدی[۲]

لوچیانو فلوریدی استاد فلسفه و اخلاق اطلاعات در دانشگاه آکسفورد، محققِ ارشد و مدیر تحقیقاتِ انستیتو اینترنت آکسفورد و عضو هیئت‌رئیسۀ کالج سنت کراسِ آکسفورد است. او همچنین استادِ مدعو دانشکدۀ اقتصادِ دانشگاه آمریکایی در واشنگتن است. زمینه‌های اصلیِ تحقیقاتی او عبارت‌اند از فلسفۀ اطلاعات، اخلاق اطلاعات، اخلاق رایانه و فلسفۀ تکنولوژی.

Sylvie Kauffmann۲٫    سیلوی کافمن [۳]

او مدیر تحریریۀ روزنامۀ فرانسوی لوموند است و پیش‌ازاین بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ سردبیر آن بوده.

Lidia Kolucka-Zuk ۳٫   لیدیا کولوکا زو [۴]

او مشاور استراتژیک نخست‌وزیر لهستان در مسائل بهره‌وری دولت، اصطلاحات بخش‌های قضایی و حقوقی و ایجاد جامعۀ دیجیتال در لهستان بوده است.

Frank La Rue۴٫ فرانک لا رو[۵]

او سابقۀ ۳۵ سال فعالیت درزمینۀ حقوق بشر، تحلیل سیاسی و توسعۀ دموکراتیک را دارد. او همچنین گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در امور مربوط به حفظ و ارتقاء حق آزادیِ عقیده و آزادی بیان در شورای حقوق بشر این سازمان است.

José-Luis Piñar۵٫  ژوزه لوئیز پینار[۶]

او دکترای حقوق دارد و استاد حقوق اداری و نیز معاون رئیس روابط بین‌الملل در دانشگاه سان پابلو در مادرید است. او تاکنون مقالات فراوانی در حوزۀ قانون حفاظت از اطلاعات منتشر کرده و یکی از اساتیدِ صاحب‌نام در این حوزه است.

Sabine Leutheusser-Schnarrenberger۶٫  سابینا لایتهاز[۷]

او به مدت بیش از ۲۳ سال عضو پارلمان و به مدت ۸ سال وزیر دادگستری فدرال آلمان بوده است. او یکی از حامیان جدی حقوق بشر، به‌خصوص حق حریم خصوصی است.

Peggy Valcke۷٫ پگی والکه[۸]

حوزۀ تخصصی او عبارت است از وجوه حقوقی نوآوری‌هایِ حوزۀ رسانه، تکثرگرایی رسانه‌ای و تعامل رسانه / مقررات‌ ارتباطات از راه دور و قانون رقابت. طی سال‌های گذشته او درگیرِ بیش از ۳۰ پروژۀ مختلف بوده است.

Jimmy Wales ۸٫ جیمی والاس[۹]

او بنیان‌گذار و مدیرعامل بنیاد ویکیمدیا و بسیاری دیگر از پروژه‌های ویکی می‌باشد. مجلۀ تایم در سال ۲۰۰۶ او را یکی از ۱۰۰ انسان تأثیرگذار جهان معرفی کرد.

Eric Schmidt ۹٫ اریک اشمیت[۱۰]

او در سال ۲۰۰۱ به گوگل پیوست و آن را از یک استارت آپِ ساده در سیلکون ولی به یکی از پیشروانِ تکنولوژی تبدیل کرد. او از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ مدیر ارشد اجرایی گوگل بود. تحت رهبریِ او بود که گوگل به‌طور چشمگیری زیرساخت‌ها و محصولات خود را گسترش داده و تنوع بخشید.

David Drummond۱۰٫ دیوید دراموند[۱۱]

او در سال ۲۰۰۲ به گوگل پیوست و به‌عنوان نائب رئیسِ ارشد دفتر توسعۀ شرکت و نیز مدیر حقوقی خدمت کرد.

 

آیا برداشته شدن لینک‌ها را باید به خوانندگان  ]وب‌سایت‌های مختلف[ اطلاع داد؟

طی نشستی در پاریس و در سومین رایزنیِ عمومیِ شورای مشورتیِ گوگل[۱]، در این موردبحث شد که اگر موتورهای جست‌وجویِ اینترنتی لینکِ بعضی اطلاعات را بردارند، بایستی آن را به کاربران اطلاع دهند.

David Drummond

دیوید دراموند[۱]، مدیر ارشد حقوقی گوگل در حال سخنرانی راجع به “حقِ فراموش شدن[۱]”  در پاریس و در سومین نشستِ شورای مشورتی گوگل

 

لوچیانو فلوریدی[۲]، یکی از اعضایِ گروه ۱۰ نفرۀ مدیران، دانشگاهیان و تنظیم‌کنندگان شورای مشورتی گوگل در مسائل اخلاقی، نتیجۀ سومین نشستِ عمومی را که در پاریس و در تاریخ ۲۵ سپتامبر برگزار شد گزارش می‌دهد.

شورای مشورتی، طی دو مرحله رایزنیِ اولیه عمدتاً دربارۀ چهارچوب اخلاقی و حقوقیِ موردنیاز جهت بررسی پیامدهای احکام مصوبِ دادگاه عدالت اروپا[۳] علیه اقدام گوگل مبنی بر حذفِ لینک‌های اطلاعات شخصی که به‌طور قانونی‌ای کماکان در دسترس بودند بحث کرد.

در پاریس، کمک‌های ارزشمندی به مسائلِ معطوف به رویه‌های ]قانونی[ شد. من از این چرخش کاربردی استقبال می‌کنم – این همان چیزی است که بحثِ حاضر نیازِ مبرمی به آن دارد.

برای لحظه‌ای تأملاتِ دانشگاهی دربارۀ حقوق اساسی بشر و توازن و تکامل آن‌ها را فراموش کنید. گوگل در حال حاضر با ۱۳۵ هزار درخواست جهت برداشتن لینکِ تقریباً ۴۷۵ هزار URL مواجه است، و دقت داشته باشید که پسِ پشت هرکدام از این اعداد، زندگی‌ها و انسان‌هایی واقعی قرار دارد. و خیلی زود باید در مورد این درخواست‌ها تصمیمی اتخاذ شود.

دست‌کم یک نکته طی این نشست به‌وضوح مشخص شد: انتشاردهندگان ]این اطلاعات[ هم می‌خواهند تا هر چه زودتر در فرآیند تصمیم‌گیری دخالت داده شوند. برای مثال قبل از اینکه گوگل تصمیم به برداشتن لینکِ اطلاعاتی بگیرد که توسط روزنامۀ لوموند منتشرشده بود، بایستی با خودِ روزنامه مشورت می‌کرد که مبادا حذفِ این لینک‌ها، مصداقی علیه آزادی مطبوعات یا سایر حقوق بنیادین نباشد. به عبارتی فنی‌تر: بایستی پیشاپیش هشدار داده می‌شد. ایدۀ خوبی به نظر می‌رسد و خیلی‌ها با آن موافق‌اند. اگرچه بلافاصله پس از عبور از این چاله، با چاهِ دیگری مواجه می‌شویم!

فرض کنید که پس از هشدار، لینک برداشته شود، آیا عمومِ مردم هم بایستی از ن مطلع شآن آن مطلع شوند؟ این پرسش شاید فقط یک مسئلۀ تکنیکی به نظر بیایید، اما به‌محض تأمل عمیق‌تر یک مشکل خیلی مهم رخ نشان می‌دهد.

برای مثال در حال حاضر اگر “Mario Costeja” را جست‌وجو کنید، مطلع می‌شوید که “برخی از نتایج طبق قانون حفاظت از اطلاعات در اروپا، حذف‌شده‌اند.”

اعلان عمومی شبیه همان فرآیندی به نظر می‌رسد که وقتی از موتورهای جست‌وجو خواسته می‌شود تا محتواهای ناقضِ قانون کپی‌رایت را حذف کنند، از آن فرآیند استفاده می‌کنند. بااین‌وجود اعلانِ عمومی اینکه لینکِ یک سری اطلاعات برداشته‌شده مسئله‌دار است. زیرا همین‌که گفته شود از گوگل خواسته‌شده تا لینک اطلاعات شخصیِ یک نفر برداشته شود، می‌تواند منجر به بدگمانی‌ها و سوءظن‌های جدی نسبت به آن فرد شود، چنانکه ضرر و زیان حذفِ لینک به‌اندازۀ یا حتی بیشتر از خودِ آن اطلاعات بشود!

و یک مسئلۀ نسبتاً خنده‌دار!  اگر حذف یک لینکْ اعلان عمومی شود، می‌تواند بهانه‌ای باشد برای ظهور سرویس‌هایی که کارشان نوسازیِ لینک‌های حذف‌شده است! مخصوصاً اینکه جست‌وجوی همان اطلاعات شخصی، از طریق موتور جست‌وجویی که در اروپا واقع نشده،  نه مثل google.com که در اروپا واقع‌شده، خیلی وسوسه کننده به نظر می‌رسد.

کسانی که راه‌حل قبلی را نمی‌پسندند، بدیلِ بهتری هم ندارند. فرض کنید به شما گفته نشود که برخی از لینک‌های صفحه‌ای که در حال بازدید از آن هستید حذف‌شده‌اند. این خیلی بیشتر باروح قانونی که دادگاه عدالت اروپا وضع کرده و نیز با حفاظت از حریم خصوصی همخوانی دارد، اما مسئله این است که به‌این‌ترتیب شما واقعاً در تاریکی جهل نگه‌داشته شده‌اید.

چراکه در این حالت نه‌تنها لینکِ اطلاعاتی را که در پی‌اش بوده‌اید پیدا نکرده‌اید، بلکه نمی‌دانید که آن را پیدا هم نخواهید کرد! این موقعیت را در منطق ریاضی negation by failure می‌نامند: اگر اطلاعاتی را پیدا نکردید، در وهلۀ اول فرض می‌کنید که اطلاعات مزبور در آنجا قرار ندارند. تا حدودی شبیه به یک ماهیگیر که چون نتوانسته ماهی‌ای صید کند، فرض می‌کند که در آن دریاچه اصلاً ماهی‌ای وجود ندارد.

این اصلاً خوب نیست، زیرا صدای نقضِ آزادی اطلاعات به گوش می‌رسد. اگر مبتلابه اختلال شخصیتیِ بدگمانی[۴]  باشید، کاملاً محتمل است هر بار که در مورد کسی در اینترنت جست‌وجو می‌کنید، مدام به همۀ لینک‌ها مشکوک شوید. دست‌آخر هم ممکن است قید استفاده از google.com را بزنید.

ازآنجاکه تصمیم دادگاه عدالت اروپا، فعلاً فقط در مورد موتورهای جست‌وجویی قابل‌اعمال است که در اروپا واقع‌شده‌اند، هیچ راه‌حل ساده‌ای وجود ندارد. در حال حاضر هیچ هماهنگی‌ای بین موتورهای جست‌وجو‌یِ مختلف، چه در اروپا و چه در سطح بین‌الملل، برای مواجه با این موقعیت وجود ندارد. اگر قانون‌گذاریِ اخیر در فرانسه را در نظر نگیریم، کماکان به نظر می‌رسد آنچه در اروپا روی می‌دهد، در اروپا هم می‌ماند. این مصداقی از همان چیزی است که تحت عنوان موضوعات منطقه‌ای شناخته می‌شود و ما هم بحث در مورد آن را فقط در پاریس شروع کردیم. بعید می‌دانم در مباحثِ بعدی‌مان در ورشو هم به آن بپردازیم.

 

#اخلاق-و-فناوری

#اخلاق#گوگل#حق-شخصی-فراموش-شدن#اروپا

 

[۱] Google’s advisory council

[۲] Luciano Floridi 

[۳] European court of justice

[۴] paranoid

[۱] online bullying and name-calling

[۲] Luciano Floridi

[۳] Sylvie Kauffmann

[۴] Lidia Kolucka-Zuk

[۵] Frank La Rue

[۶] José-Luis Piñar

[۷] Sabine Leutheusser-Schnarrenberger

[۸] Peggy Valcke

[۹] Jimmy Wales

[۱۰] Eric Schmidt

[۱۱] David Drummond