پیامبر محبوس در تاریخ

محمد قائم خانی / مدیر کارگروه علوم انسانی و توسعه / [email protected]

پیامبر محبوس در تاریخ

 یادداشتی بر اولین دوره جشنواره داستان کوتاه خاتم

 

 

۱: پیامبر محبوس در تاریخ

وقتی میشل فوکو تاریخ جنونش را می‌نوشت کسی فکر نمی‌کرد که یک قرن بعد از ظهور علم روان‌شناسی، بشود چنین نگاهی این قدر متفاوت به این رشته داشت. چون همه تاریخ را در سطور سیاه آن می‌دیدند و کسی حواسش به سطور سفید و خط‌های ننوشته تاریخ نبود. وقتی چنین انقلابی در بازخوانی تاریخ قرن بیست و یکم با این همه رسانه و منابع ثبت اطلاعات ممکن است، پیدا کردن تلقی جدید از تاریخ چهارده قرن گذشته صدر اسلام بسیار محتمل‌تر است. ولی چرا چنین اتفاقی درباره تاریخ صدر اسلام نزد ما نمی‌افتد؟ چرا ما حکایات تاریخی را مو به مو تکرار می‌کنیم و رسالتی جز انتقال سینه به سینه و کتاب به کتاب سطور سیاه تاریخ به نسل‌های بعد احساس نمی‌کنیم؟ چرا تاریخ جنون برای فوکوی فرانسوی این قدر زنده است و تاریخ اسلام برای من مسلمان ایرانی، این قدر مرده و منجمد که جز انتقال محض صورت آن، هیچ کار دیگری با آن ندارم؟ با آنکه ما موزه ساختن را (که من محبس تاریخ می خوانمش)، از غربی‌ها آموخته‌ایم، صد برابر آن‌ها به تفکر موزه‌ای قائلیم. ما تاریخ را برای پر کردن موزه‌های بی‌شمارمان می‌خواهیم. موزه‌هایی که در همه‌جا شعبه دارند. در کتابخانه‌ها، در منبرهای مساجد، در تلویزیون، و نیز در ادبیات داستانی. ادبیات داستانی ما هنگام مواجهه با تاریخ، چیزی می‌شود چون موزه که هیچ رسالتی جز نگهداری «عین» میراث رسیده به ما را ندارد. خیلی که روشنفکر شویم و متفاوت نگاه کنیم، ادبیات داستانی می‌شود چون فریزر. که قرار است تاریخ را برای آیندگان تر و تازه نگه دارد. ادبیات داستانی ما نمی‌تواند از ماده تاریخ برای صورت‌های جدید ادبی استفاده کند، چون اساسا به چشم ماده به آن نگاه نمی‌کند. آن را صورت متصلب متحجرانه‌ای می‌بیند که یا باید دست به دست تا قرن‌ها برود و تغییری نکند، یا اینکه نابود شود و حذف گردد. ما نمی‌توانیم از خلال کتاب‌ها،‌ به سطور نانوشته تاریخ برسیم. نمی‌توانیم تاریخ را باز بیافرینیم، پس نباید انتظار داشته باشیم که داستان تاریخی واقعی داشته باشیم. داستان تاریخی ساختنی است و ساختن هم نیاز به ماده جدید دارد. ماده‌های پنهان زیر برف سنگینی که روی تاریخ را پوشانده و قسمت اعظم حقائق را از چشم ما دور ساخته است.

همین طور است داستان دینی. آسیب‌شناسی اکثر افراد در ایران در مورد داستان دینی، به داستان مدرن بر‌می‌گردد. آنان که می خواهند پیام دین را در این ظرف بریزند از تنگناهای آن گله می‌کنند، و روشنفکرانی که آگاهی چندانی از دین ندارند، آن را مضر به حال ادبیات داستانی می‌پندارند. از نظر بنده با وجود اختلافات ظاهری این دو گروه بر سر داستان دینی، هر دو یک حرف را می‌زنند. برخلاف فکر مشهور، موضع این دو گروه برای امتناع امکان ایجاد داستان دینی، مربوط به داستان نیست بلکه نشأت گرفته از نگاه سنتی ما به دین است. به دلائل بسیار متعدد، دین در نگاه ما امری کلی و غیرشخصی، صرفا آسمانی و غیرزمینی، ثابت و لایتغیر، متصلب و بیرون از اراده و فهم و ادراک و احساس انسانی است. برای همین وقتی از دینی شدن یک مفهوم صحبت می‌کنیم، به دنبال الگویی ثابت، بی‌زمان و مکان، فرابشری و دور از دسترس همه آدمیان می‌گردیم. ریشه این تلقی به دین‌شناسی مستقر در جامعه ما بر‌می‌گردد. دینی که به جای استقرار بر اساس رابطه مومنین با خدا و پیامبرش، بر پایه تعریف چند مفهوم کلی معرفی می‌شود. دینی که از بچگی تصویری فرازمینی و بیرون از شائبه هر‌گونه امر انضمامی به ما ارائه می‌دهد و ما را از نزدیک شدن به ساحت خصائص شخصی بر حذر می‌دارد. به همین خاطر تربیت دینی ما با توحید و نبوت انجام می‌شود نه خدا و پیغمبر. نوعی نگرانی و ترس از تغییر در این دین وجود دارد که هرگونه امر شخصی را، حتی اگر به خدا و پیامبر برگردد، از دائره آن حذف می کند. برای همین وقتی صحبت از داستان دینی می‌شود، هیچگاه خدا یا پیامبر اسلام نقشی جدی در آن ایفا نمی‌کند. برخلاف ما، نویسندگان غربی که به جز چند تن، بقیه ادعای نوشتن داستان دینی هم نداشته‌اند، در عمیق ترین لایه‌های اثرشان با شخص عیسی مسیح در تعامل یا تقابل بوده‌اند. مسیح مسأله اول بسیاری از شاهکارهای ادبیات داستانی مدرن است از حیث داستانی آن، و نه دینی. ولی دین‌شناسی سنتی متصلب ما اجازه نمی‌دهد تا ادبیات به سراغ شخص پیامبر برود. چون پیامبر هم هرچه معصوم و قدیس، شخص است و نه مفاهیم ثابت کلی لایتغیر.

بنابراین دو حجاب ضخیم بر سر راه نویسنده مسلمان ایرانی قرار دارد که نمی‌گذارد او از طریق داستان، به سیره پیامبر نزدیک شود. اولی دین رسمی که پیامبر را جزو دین نمی‌داند و صرفا به مفاهیم کلی توجه نشان می دهد. و دیگری تاریخ که در لایه‌های عظیم ضخیم یخ‌های کوهستانی ما منجمد شده و از دسترس ما دور شده است. تا کنون جشنواره‌های به اصلاح دینی زیادی برگزار شده است ولی هیچکدام نویسندگان را به دریدن این دو حجاب چندلایه ضخیم دعوت نمی‌کردند. جشنواره خاتم اما اولین مورد در نوع خویش است که تصمیم گرفته از ورای تنگناهای دین شناسی سنتی و فهم ایستا از تاریخ به شخصیت نورانی پیامبر مکرم اسلام (ص) نزدیک شود. جشنواره‌ای که نویسندگان را به نوشتن داستان‌هایی با نگاه نو و متناسب با زمان و مکان خود ما تشویق کند. جشنواره ای که تصمیم گرفته به پیامبر محبوس در موزه‌ی تاریخ کتابخانه‌ای برود و امت محروم شده از شخصیت اول عالم خلقت را به سرچشمه آبی برساند. جشنواره‌ای که داستان‌های تازه پیامبر زنده در میان مسلمانان را هدف‌گیری کرده است نه بازگویی تاریخ تکراری ۱۴۰۰ سال قبل را.

۲: داستان و پیام تاریخی – مذهبی

بررسی آثار ارسالی به جشنواره خاتم، دو دو دسته مهم از کارها را از هم متمایز می‌کند. نیمی از کارها با نگاه داستان‌های حکمت‌آمیز یا قصه‌های تاریخی نگاشته شده‌اند که در آنها حکایت‌های کوتاه زندگی پیامبر یا احادیثی از ایشان، محور آثار قرار گرفته‌است. بخش کمی از داستان‌ها هم به بازسازی مدرن روایت‌های تاریخی بخش‌هایی از زندگی پیامبر پرداخته‌اند. نیمی دیگر سعی کرده‌اند حضور پیامبر را در دنیای معاصر نشان دهند. که در اینجا هم بخشی سعی کردند به بحث‌های روز دنیا درباره پیامبر بپردازند. دسته اول می خواهند از «داشته»های ما در جهت اخلاقی و تربیتی استفاده کنند و دسته دوم در پی آنند تا همگام با تغییرات مهم ادبیات دنیا، چیزی بر داشته‌های ما بیفزایند. تمرکز بر کیفیت آثار آمده در بخش اول، می‌تواند ما را در برپایی هرچه بهتر دوره‌های بعدی جشنواره کمک کند. باز در دسته اول، می‌توان بر اساس مخاطب داستان‌ها، دو گروه مهم را از هم تفکیک کرد. مخاطب گروه اول کودک و نوجوان هستند و مخاطب گروه دوم، بزرگسالان. دسته اول را به اختصار داستان نوجوان می‌خوانیم و دسته دوم را داستان تعلیمی می‌نامیم. در هر دو گروه، عمده هدف داستان‌نویس بر یکی از اهداف اخلاقی یا مذهبی متمرکز می‌شود. اگر این هدف گذاری به رسمیت شناخته شود، می‌توان برخی نکات را درباره داستان‌های نوجوان و تعلیمی بیان کرد.

نکته اول این که انتخاب موقعیت داستان‌ها باید متناسب با سن کودک یا نوجوان انتخاب شود. در نویسندگان حرفه‌ای نوجوان این مسأله رعایت می‌شود ولی در اکثر کارها توجهی به این قضیه نمی‌گردد. زبان کار هم باید متناسب با سن مخاطبان باشد. می‌شود در دوره‌های بعدی این نکته را گوشزد کرد که در رتبه‌بندی آثار ارسالی در بخش نوجوان، موقعیت انتخابی تاریخی و زبان بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد. همین مسأله در رابطه با داستان‌های تعلیمی هم صادق است. در آنجا هم انتخاب یک بخش از تاریخ و نوشتن آن به هر زبانی، هدف نویسنده را از نگارش داستانی تعلیمی محقق نمی‌کند. این گونه داستان‌ها که ممکن است از طریق رسانه‌های دیگر هم بازپخش شوند، باید ناظر به مخاطب عام و در نسبت با مسأله‌ای مشخص نوشته شود. لزومی ندارد این مسأله‌ها حتما اجتماعی باشند، مسائل اخلاقی و پیام‌های مذهبی هم می توانند محور نوشتن یک داستان تعلیمی قرار بگیرند، ولی این‌ها به شرطی ممکن است که فضای داستان و زبان آن با مخاطب تناسب داشته باشد. صرف بازنویسی تاریخ به فرم داستان امروز، داستان تعلیمی خوبی را نتیجه نخواهد داد. مخاطبان سنتی متون دینی که به دنبال ترویج عقاید و پیام‌های دین از طریق سیره پیامبر هستند، استقبال گسترده‌ای از این داستان‌ها خواهند داشت. فهم جایگاه و تیپ مخاطبان نقشی محوری در گزینش عناصر داستانی در این رویکرد دارد. انتخاب درست موقعیت داستانی و روانی زبان اثر و دقت در دیگر عناصر داستان، بسیار در انتقال درست پیام موثرند. زبان این داستان‌ها باید در نهایت سادگی و از بازی‌های مورد علاقه نویسندگان دور باشد. باید از بها دادن به عناصری که بر جنبه هنری داستان می‌افزایند ولی نقش چندانی در انتقال پیام ندارد، پرهیز کرد. توصیف باید موجز، روایت سر‌راست و قصه دارای فراز و فرود باشد. داستان‌ها در سیری خطی روایت شوند و از پیچیدگی در فرم پرهیز شوند. متأسفانه بسیاری از داستان‌هایی که به جشنواره خاتم فرستاده شدند، این ویژگی‌ها را نداشتند. از یک طرف نویسنده‌ها قالب داستان را به عنوان محملی برای انتقال پیام‌های مذهبی و اخلاقی انتخاب کرده بودند و از طرف دیگر به ملزومات آن از جمله سرراستی متن و انتخاب عناصر داستان متناسب با مضمون تاریخی پایبند نبودند.

نکته بعدی که به خود جشنواره بر‌می‌گردد، اعلام بخش‌های متفاوت از همان ابتدای انتشار خبر شروع جشنواره و اعمال سیاست‌های متنوع، متناسب با هر بخش است. خوب است از همان ابتدا، بخش داستان کودک، داستان نوجوان و داستان تعلیمی و شرایط رتبه بندی آثار معرفی شود تا افرادی که می‌خواهند در این بخش‌ها شرکت کنند، از همان ابتدا به نکات مربوط به آن بخش دقت بکنند. توجه به بکر بودن واقعه تاریخی، روایت واقعه از زاویه‌ای جدید یا با افراد کمتر دیده شده، آشنایی زدایی از تاریخ و کشف لایه‌های پنهان آن، و موارد مشابه باعث می‌شود بخش مربوطه پویایی بیشتری پیدا کرده و هر سال نسبت به سال قبل نو‌تر و متنوع تر شود. در خود جشنواره هم باید جوایز هر بخش به صورت جداگانه داده شود تا بخش فربه شده و نظم و انتظام پیدا کند. داوران داستان‌های تعلیمی هم باید بسیار بیشتر از بخش عادی داستان، به مضمون اهمیت بدهند.

نکته بعدی هم توجه به بخش داستانک است. اکثر داستانک‌های آمده از همین نوع انتقال پیام از طریق یک حکایت کوتاه عموما تاریخی بوده است. مواردی که واقعا برای تولید یک داستانک به مفهوم ادبی آن سراغ موضوع پیامبر رفته باشند بسیار اندک است. بنابراین برای این بخش هم باید قواعدی نگاشته شود. این که نویسنده‌ها حکایات کوتاه تاریخی را به زبان امروزی‌تر بنویسند، داستانک تولید نمی شود. این داستانک‌ها باید در روایت حکایت تاریخی نوآوری داشته باشند یا با نگاهی نو به سراغ حکایت تاریخی رفته باشند. این شاخص‌ها باعث می‌شود که ذهنیت شرکت‌کننده‌ها تغییر کرده و حرکت در مسیر تحول و تنوع در تولید اثر آغاز شود.

۳: چالش دین در دنیای معاصر

نیمی از داستان‌های فرستاده شده به جشنواره خاتم، با نگاه مدرن به سوژه‌ها توجه کرده‌اند. اینان پیامبر را در نسبت با وضع کنونی ما دیده و از تاریخ عبور کرده‌اند. اگر هم به سراغ تاریخ رفته‌اند، به عنوان ماده داستانی به آن توجه کرده‌اند. تعداد کمی این نگاه نو را در بازسازی مدرن روایت تاریخی بخش‌هایی از زندگی پیامبر دنبال کرده‌اند ولی بقیه در دنیای معاصر، به پیامبر (ص) پرداخته‌اند. در این دسته از آثار، حضور پیامبر به شکل‌های گوناگون در دنیای معاصر پر‌رنگ شده و بسیاری سعی کرده‌اند از این طرق، راه جدیدی پیش روی مشکلات مهم دنیای کنونی بگذارند. از خود داستان‌ها مشخص است که نویسندگان این نوع از آثار، با سوالات اساسی بشر در زندگی مدرن و چالش پاسخ‌های دین به این سوالات مواجه بوده‌اند. چالش بسیار جدی «دین در دنیای معاصر» که سرنوشت بیش از یک قرن جامعه ایرانی را رقم زده است، در ادبیات داستانی پس از انقلاب به فراموشی سپرده شده و یا بسیار کم بدان پرداخته شده بود. اما بخش مهمی از آثار رسیده به جشنواره خاتم به این چالش توجه کرده و هرکدام در حد خویش سعی کرده‌اند آن را به صحنه زندگی جامعه برگردانند. بخش عمده‌ای از آثار به بازسازی اندیشه‌های مدرن در نسبت با شخصیت پیامبر (ص) پرداخته بودند. شاید مهمترین چالش دنیای مدرن با شخصیت پیامبر‌(ص)، قرائت تکفیری از اسلام است. به همین دلیل بسیاری از نویسندگان به سراغ این موضوع رفته و سعی کرده‌اند مغایرت آن را با قرائت اصیل ایرانی و شیعی از اسلام ناب نشان دهند. چند اثر خوب از این دسته آثار، موقعیت سوریه و شهدای مدافع حرم را جهت خلق داستان خود انتخاب کرده اند. برخی به ریشه های چالش امروز دنیا با پیامبر یعنی مسأله اسلام هراسی در کشورهای غربی پرداخته بودند. اسلام هراسی که نسبتی وثیق با منافع مراکز قدرت و ثروت جهانی دارد، مایه داستان پردازی چند نویسنده بوده که معمولا ماجراهای آن در موقعیت داستانی کشورهای غربی می‌گذرد. اما می‌توان گفت که پرتکرارترین مضمون که یکی از مهمترین چالش‌های دین در دنیای معاصر است، مسأله زن است. این دسته از شاخه داستان‌های مدرن، در صدد ارائه تصویری منفک از زن سنتی در دنیای جدید بوده‌اند. نویسندگانی که از چهره مخدوش زن در تمدن سنتی و به ویژه در شبه جزیره عربستان ناراحت بوده و با روایت‌های مختلفی سعی کرده‌اند نگاه متفاوت حضرت رسول‌(ص) را به زن (به مثابه یک انسان)، نشان دهند. تصویری که خبر از یک تحول عمیق در جامعه سنتی عربستان می‌دهد و در تلاش است افقی جدید پیش روی تعریف موقعیت زن در اسلام بگشاید. اما مهمترین مشکل این دسته از داستان‌ها این بوده که سوژه اکثر قریب به اتفاق آنها، زنده به گور شدن دختران بوده است. صرف نظر از مخدوش بودن روایت تاریخی همه‌گیر بودن این عمل در شبه جزیره و حتی در برخی قبائل، تمرکز بیش از حد نویسندگان بر این سوژه نشان از نگاه رسانه‌ای نویسندگان به این موضوع است که باعث شده اکثر آثار در لایه سطحی مانده و چندان خبری از نقب زدن به لایه‌های زیرین موضوع در داستان‌ها نباشد. در حالی که گستردگی مسائل زن مسلمان در دنیای معاصر آن قدر هست که می‌توان داستان‌های متعدد متنوعی نوشت و از طریق آنها نگاه تازه‌ای به رابطه پیامبر با مسأله زن داشت.

 در میان آثار رسیده به جشنواره، چند اثر معدود بودند که در هیچکدام از دسته‌های معرفی شده نمی‌گنجیدند اما اهمیت آنها چنان است که باید به صورت مجزا به همین چند مورد اشاره شود. اگر بخواهیم برای این گروه عنوانی مشترک برگزینیم، می‌توانیم بگوییم این داستان‌ها به دنبال ارائه تصویری یگانه از حرکت جامعه مسلمان ایرانی در دنیای معاصر با تکیه بر حضور پیامبر در مناسبات دنیای جدید بوده‌اند که به حق در چند اثر خاص، بارقه‌های حرکت به سمت این هدف حیاتی دیده می‌شود. این داستان‌ها مسأله‌ای کلان از حرکت اجتماعی یک قرن اخیر ایران را به عنوان سوژه انتخاب کرده‌اند اما با نگاهی که مختص چنین داستان‌هایی است، موضوع را در نسبت با شخصیت ویژه حضرت رسول (ص) بازساخته‌اند. یعنی داستان‌هایی خلق کرده‌اند که پیامبر‌(ص)، نه شخصیت آن و نه تاریخ و جغرافیای زندگانی او موقعیت داستان بوده‌است. بلکه پیامبر به عنوان نوعی تفکر زندگی و فلسفه حیات، وارد پیرنگ داستان شده‌است یا اینکه در زیرساخت اسطوره‌ای داستان، حاضر گشته‌است. پیامبر‌(ص) نه تار این داستان‌هاست و نه پود آن، بلکه طرحی است که نقوش داستان بر اساس آنها کشیده شده و بافت کلی اثر را معنی‌دار کرده است. اهمیت این چند داستان در این است که نویسندگان آن توانسته‌اند از حجاب تاریخ و دین شناسی سنتی بگذرند و شخصیت پیامبر را وارد زندگی امروز ایرانیان بکنند. این داستان‌ها نه اسیر چهارچوب‌های سنتی فهم پیامبرند و نه مغلوب هژومونی نگاه مدرن به دین. از این رو با تمرکز بر این چند اثر که نه در قفسه تاریخ به دنبال پیامبر می‌گردند و نه در میان سطور علوم اجتماعی مدرن،‌ بلکه در زیست‌بوم فکری و فرهنگی انسان مسلمان ایرانی می جویند؛ زمینه برای حضور جدی‌تر پیامبر در ادبیات و حتی زندگانی انسان ایرانی معاصر پیدا شود. حضوری که بر مبنای شناخت جامع‌تر از ابعاد مختلف شخصیت پیامبر فراهم شده و با مشکلات زندگانی در دوره جدید هم ارتباط عمیق‌تری داشته باشد. به یقین این آثار جایگاهی ویژه در میان مخاطبان طبقه متوسط ادبیات که دغدغه دین در دنیای معاصر مشغول‌شان داشته به‌دست خواهند آورد. چون هم این چند داستان نگاهی جدید و تازه به دین دارند و هم آن مخاطبان، به دنبال موقعیت‌های نو و شخصیت‌های جدید در ادبیات داستانی کشور می‌گردند. جشنواره خاتم بهانه خوبی برای این نویسندگان اندک شده تا به دنبال تجربه راهی نو در داستان نویسی ایرانی باشند که تازگی و طراوت خود را لاجرم در مضمون و فرم به وضوح نشان می‌دهد. این تجربه‌ها، مستقل از آنکه به چه نتیجه‌ای برسند و چه مقدار مخاطب داشته باشند، آن قدر به درد داستان نویسی ایرانی می‌خورند، که از همین حالا می توان گفت به هر نتیجه‌ای منتهی شوند، پدیده‌ایی بس میمون و مبارک‌اند.

 

متن شما