نگاهی به فناوری های پزشکی

نگاهی به فناوری های پزشکی

فناوری امروزه در عرصه‌های مختلف زندگی، بشر را در چاره‌جویی برای مشکلات خود یاری کرده است. پزشکی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و به طرق گوناگون، در تشخیص و درمان بیماری‌ها از فناوری بهره برده است. در هر عصر و جامعه ­ای پزشکان از ابزارهای مختلفی برای درمان بیماران بهره برده ­اند. ویژگی ممیزه طب غربی مدرن، نقش بسیار مهم فناوری در تشخیص و درمان بیماری­ هاست.

یکی از کارکردهای فناوری این است که می­ تواند به مثابه بسط حس­های انسان تلقی شود و از این رو، فناوری­های پزشکی توانسته­ اند شیوه­ های کارامدی را برای دیدن و شنیدن بدن انسان­ و فرایندهای داخلی آن فراهم کنند و در تشخیص و درمان بسیاری از بیماری­ ها موفق­ تر از قبل عمل کنند. در پزشکی مدرن به کمک فناوری­ هایی مانند دستگاه سونوگرافی یا ضربان ­سنج، بیش از آن که روی علائم شخصی و مشهود بیمار تمرکز شود، اعماق رازآلود بدن او مورد توجه قرار می­گیرد. این نحوه معاینه بیمار موجب شده است که فرایند بیماری در بدن، موضعی تصور شود و دید پزشک نسبت به بیماری محدود شود. اگرچه به کمک فناوری دقت در پزشکی افزایش یافته­ است، اما این منجر به تقویت دوگانه ذهن/بدن و تقلیل­ گرایی در پزشکی شده است.

فناوری­ های پزشکی ابزارهای فیزیکی صرف نیستند، بلکه محصولاتی فرهنگی ­اند که بیان گر ارزش­های اجتماعی، اقتصادی و تاریخی­ ای هستند که آنها را در زمان خاصی تولید کرده است. گویی در نقطه­ ای از زمان نگاه به پزشکی تغییر کرده و حاصل این تغییر، فناوری­ ها و فرهنگ پزشکی فعلی است که خود، این نگاه جدید را بازتولید می­ کند. فناوری­ های پزشکی موجود نشان­ گر تمایل طب مدرن به کنترل و مدیریت بدن هستند. فوکو بیان می­ کند که در اواخر قرن ۱۸ پزشکان تمرکز خود را به جای آنکه به علائم شخصی بیمار معطوف کنند، بیشتر سعی در درک آنچه که در پس علائم ظاهری نمایان است می­ کردند و ورود فناوری­های تشخیصی این رویکرد را تشدید کرد.

فناوری­های پزشکی تصور ما از بدن انسان و مرزهای آن را تغییر داده­ اند. انواع اسکن­ ها مانند اشعه ایکس، ام.آر.آی، سی­تی اسکن و … سبب شده ­اند بدن شفاف­ تر شود به گونه ­ای که بدون استفاده از چاقو می­ توان داخل آن را دید. به علاوه، سیستم­ هایی مانند دستگاه دیالیز، انکوباتور، فناوری­ های تولید مثل و … مرز میان خود و دیگری را کم رنگ کرده ­اند و با اتصال به بدن انسان، سایبورگ ­های موقتی و دائمی را به وجود آورده­ اند. اینها در عمل، تبدیل به اندام­های خارجی مانند شش، قلب، کلیه و … شده­ اند و مرزهای بدن را به خارج از پوست گسترش داده­ اند که در نتیجه آن، مفهوم خود و غیر خود تغییر کرده است.

رابی دیویس فلوید، مردم ­شناس آمریکایی که مطالعات مهمی درباره تجربه زنان در به دنیا آوردن نوزادان دارد، معتقد است استفاده از برخی فناوری­ ها آثاری منفی به همراه داشته است. به عنوان مثال، بیمارستان­ هایی که عمل زایمان را انجام می­ دهند، شبیه شرکت­ هایی شده­ اند که نوزادان بی­ نقص را تولید انبوه می­ کنند. همچنین، استفاده بیش از حد از فناوری­ های تولید مثل این پیام را به زن القا می­کند که بدن تو ماشینی ناقص است که باید توسط تکنسین ­های پزشکی کنترل شود و این اتفاق عواقبی احساسی برای زنان داشته است.

برخی از فناوری ­ها مانند دستگاه سونوگرافی و دستگاه­های محافظت از بیمار مرگ مغزی نیز شکاف میان تولد و مرگ زیستی و اجتماعی را عمیق ­تر کرده­ اند. جنینی که به وسیله سونوگرافی دیده می­ شود، ماه­ ها پیش از آن که به دنیا بیاید، در نظر پدر و مادرش و پزشکان دارای هویتی اجتماعی شده است و این امکان، چالش­ هایی اخلاقی را برای مسئله سقط به همراه داشته است. به علاوه، امکان زنده نگه داشتن بیماران مرگ مغزی و بیمارانی که زندگی نباتی دارند در بسیاری از موارد سبب شده تا کیفیت زندگی فدای کمیت آن بشود و تنگناهای اخلاقی مهمی به وجود آید.

فناوری هزینه­ های اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی برای کاربران خود داشته است. بسیاری از فناوری­ها هزینه خرید و تعمیر بالایی دارند و تعمیر آنها نیازمند تکنسین آموزش ­دیده است. این موضوع می­ تواند برای کشورهای در حال توسعه مسئله­ ساز باشد. فناوری­ های موجود در بیمارستان­ ها سبب شده­ اند تا پزشک و پرستار به عوامل بیرونی متعددی مانند مهندسان و متخصصان برای تعمیر و نگهداری فناوری­ ها وابستگی پیدا کنند و سیستم اجتماعی-تکنیکی پیچیده ­تری حول آنها شکل بگیرد. فناوری وقتی در سیاقی معرفی و به کار گرفته می­ شود، منجر به تغییراتی اجتماعی، رفتاری و روانشناختی در سیستم اجتماعی-تکنیکی موجود می‌شود و به تبع آن، نسبت میان افراد نیز تغییر می ­کند.

با ورود گسترده فناوری­ به پزشکی، مفهوم غیر عادی بودن در سطح مولکولی و سلولی تغییر کرده و ممکن است شخصی که دچار حس بیماری نیست و علائم غیر عادی ندارد، بیمار محسوب شود. یعنی بین تعریف پزشک از ناخوشی و تعریف بیمار از بیماری شکاف ایجاد شده است. فناوری­ های تشخیصی جدید موجب ظهور گروه جدیدی از «بیمارها» شده­ اند. به بیان دیگر، این فناوری‌ها موجب فرایندهای تشخیص مضاعف (overdiagnosis) و طبی ­سازی (medicalization) بیماری شده­ اند. در تشخیص مضاعف، به واسطه دقیق­ تر شدن دستگاه­ های تشخیص، برخی از وضعیت­هایی که پیش تر بیماری تلقی نمی ­شدند و منجر به مرگ یا به وجود آمدن علائم بیماری در فرد نمی­شدند، امروزه بیماری محسوب می­ شوند. طبی­ سازی نیز به این معناست که یک پدیده رفتاری-اجتماعی به مثابه وضعیتی تشخیص داده می‌شود که نیازمند درمان است. یعنی شرایطی که پیش از این مسئله پزشکی نبوده، امروزه به مسئله‌ای برای بررسی‌های پزشکی و نوعی کنترل اجتماعی تبدیل شده است؛ مانند بارداری، زایمان، سالمندی، اضطراب، افسردگی و …. طبی­سازی و تشخیص مضاعف سبب بسط مفهوم بیماری شده­ اند و خدمات پزشکی­ ای را مطالبه می­ کنند که غیر ضروری و گاهی مضر هستند.

فناوری­ های تشخیصی گاهی به نحوی پارادوکسیکال می­ توانند تشخیص، درمان و ارتباط با بیمار را دشوار کنند. تشخیص بیماری در گذشته از طریق شنیدن شرح حال بیمار و علائم بیماری از زبان خود او و همچنین نتایج آزمایش صورت می­ گرفت. برای آن که تشخیص به نحوی دقیق­تر صورت بگیرد پزشک اطلاعاتی درباره شیوه زندگی بیمار، خانواده و پیشینه اجتماعی او کسب می­ کرد. اما در پزشکی مدرن این اطلاعات شخصی و بالینی جای خود را به اطلاعات عینی و حاصل از فناوری ­های تشخیصی داده است و پزشک بیش از آنکه به گفته­ های بیمار توجه کند، به داده­ های حاصل از فناوری توجه می­ کند. همچنین، پزشکان به قدر کافی آموزش ندیده­ اند که بروزهای پیچیده و متغیر بیماری در بیمار واقعی را تفسیر کنند. زیرا بیماری­ هایی که توسط فناوری تشخیص داده می­ شوند ممکن است به شکل­ها و با علائم مختلفی در بیمار بروز پیدا کنند.

بنابراین، فناوری­ های پزشکی در نحوه پرکتیس شدن پزشکی نقشی موثر ایفا کرده­ اند و آثار مثبت و منفی متعددی به همراه داشته­ اند. این فناوری­ ها نحوه رفتار و درمان پزشک را تغییر داده ­اند و باعث بیگانگی بیمار و پزشک و تغییر روابط آنها شده­ اند. اما همه این آثار به اندازه این نکته مهم نبوده ­اند که فناوری تبدیل به مشاوری جدی برای پزشک شده است. پزشک در واقع بسطی از ماشین شده و از دریچه آن، تشخیص و درمان را انجام می­ دهد. فناوری در پزشکی مدرن بخشی ضروری در رابطه بیمار-پزشک شده و برخی معتقدند منشا بسیاری از بحران­ های پزشکی مدرن فناوری بوده است. اما بحران­ زا بودن فناوری برای پزشکی امری ضروری نیست و طراحی هوشمندانه آن می­ تواند در بحران­ زدایی از پزشکی موثر باشد. در یادداشت ­های بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت.