مفسرین، تاریخ مشروطه و انقلاب را می‌سازند

محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه / [email protected]

مفسرین، تاریخ مشروطه و انقلاب را می‌سازند

در باب ترورهای ۱۷ خرداد، حرف‌های زیادی مانده که باید زده شود، و زده هم خواهد شد. به‌ویژه درباره چتر امنیتی کشور که همواره با مبالغه از آن صحبت شده بوده، حرف‌های زیادی هست که باید زده شود. اما . .             (عکاس : عرفان کوچاری)

این تحلیل‌ها را به اهلش می‌سپاریم و به سراغ سؤالی می‌رویم که از منظر فلسفه سیاسی بسیار حیاتی است. «آیا ترورهای دیروز داعش معنی و مفهوم خاصی داشته‌اند؟» اهمیت این سؤال آنجا مشخص می‌شود که به جغرافیای عملیات دقت کنیم. محل عملیات نشان می‌دهد که تروریست‌ها می‌توانستند هرجایی از تهران را برای این کار انتخاب کنند. مخصوصاً اگر می‌خواستند حمام خون راه بیندازند، دست روی مکان‌های عمومی می‌گذاشتند و به هدف می‌رسیدند. اما انتخاب اهداف عملیات نشان می‌دهد که پیش و بیش از آنکه نفس کشتار موردتوجه باشد، بر معنی عمل تأکید شده است. برای بررسی این مسئله خوب است به یکی از منابع خوب شناخت اهداف داعش که به فارسی هم ترجمه‌شده سری بزنیم و سعی در فهم معنای ترورهای دیروز داشته باشیم؛ کتاب «ده روز با دولت اسلامی» نوشته «یورگن تودنهوفر» روزنامه‌نگار آلمانی است که به کشورهای تحت حکومت داعش سفرکرده و یادداشت‌های گران‌بهایی به رشته تحریر درآورده است.

یکی از سؤالات تودنهوفر از داعشی ها، وضعیت شیعیان و به‌خصوص ایرانی‌هاست. جوابی که او می‌شنود بسیار دهشتناک و درعین‌حال تأمل‌برانگیز است. آن‌ها مردم ایران را مهدور الدم می‌دانند، به علت شرکی که در اعتقاداتشان هست. شرکی که به ارتداد منجر شده و جاری شدن خون شیعیان را مباح کرده است. منتها این تشیع برای آن‌ها نماد و نشانه هم دارد. برای ما که معمولاً تشیع را اعتقادی معرفی می‌کنیم، بارگاه ائمه طاهرین نماد و نشانه محسوب می‌شوند. ولی برای داعش که از منظر سیاسی به موضوع می‌نگرد، امام خمینی به‌عنوان نماد شیعه دوره حاضر شناخته می‌شود. انتخاب حرم حضرت امام به‌عنوان نماد ندای تشیع در جهان، منافی ارزش‌های عملیاتی انتحار در حرم حضرت امام نیست، بلکه تأکید بر معنای سمبلیک انفجار دیروز است. مسئله دیگر که بازهم در کتاب تودنهوفر برجسته است، دموکراسی و رای دادن است. داعشی ها رأی دادن را هم یک عمل شرک‌آمیز می‌دانند و ترور هر مسلمانی که در رأی‌گیری شرکت کرده را جایز می‌دانند. انتخاب پارلمان به‌عنوان مهد شرک در کشورهای اسلامی، پیام واضحی است که از طرف داعش به اهل سنت غیرسکولار دنیای اسلام مخابره می‌شود. جمهوریت ازنظر داعش مذبح شریعت است و پارلمان، مسلخ دین. پس چه جایی بهتر از بهارستان برای نشان دادن دلیل تخاصم داعش با ایران؟

اما یک نکته هم در همراهی این دو اتفاق هست که بسیار برای ما درس‌آموز است. و آن انفجار حرم امام (ره) و مجلس شورای اسلامی به‌صورت هم‌زمان است. برخلاف نظری که در تمام سال‌های پس از انقلاب اسلامی، سعی کرده دین را با جمهوریت در تناقض نشان بدهد و «جمهوری اسلامی» را خودمتنافض معرفی نماید، عمل داعش دوباره بر همراهی دین با تفسیر امام خمینی با محمل اراده مردم تأکید می‌کند. این انفجارها بسیار شبیه کار محمدعلی شاه قاجار است در به توپ بستن مجلس. لیاخوف علاوه بر مجلس شورای ملی، مسجد سپه‌سالار را هم که مشروطه خواهان در آن پناه گرفته بودند به توپ بست، اما کاری به سفارت انگلیس که بسیاری به آن پناه برده بودند نداشت. چون دومی به معنی جنگ با انگلستان تلقی می‌شد نه مشروطه، اما اولی دقیقاً در راستای مقابله با مشروطه و مجلس فهم می‌شد. برای لیاخوف و محمدعلی شاه مسجد سپه‌سالار و مجلس ملی در یک راستا بودند، اما بعدها با آمدن رضاخان و حاکمیت تفسیر روشنفکرها بر مشروطه، مجلس از بنیان دینی خود خارج شد و تفسیر انگلیسی آن که اتفاقاً مقرون به عافیت‌طلبی هم بود رایج گشت. دین با اراده مردم در تضاد قرار گرفت و تضعیف دین که مقصود تجددخواهان بود، نشانه توجه به اراده مردم تفسیر گشت. امروزه نیز این خطر هست که تقریراتی از جمهوری اسلامی چون مطالب کتاب «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری» سعید حجاریان و سرمقاله‌های مهرنامه و صدا، که دقیقاً مشابه تفسیر فرقه‌گرایی داعشی و داخلی از رابطه دین با مردم است بر صدر بنشیند و عقلانیت سکولار انگلیسی- آمریکایی را جایگزین عقلانیت دینی که روح انقلاب اسلامی و زیربنای جمهوری اسلامی است، کند.

متن شما