معرفی کتاب «برای زندگی»

معرفی کتاب «برای زندگی»

اوضاع و روابط اجتماعی امروز به کلی با اوضاع و روابط زمان ظهور اسلام متفاوت است. پس چگونه ممکن است که قوانین و متون واحدی امور هر دو دوره را سامان دهد؟


محمد حسین‌بنا

کارشناسی ارشد فیزیک دانشگاه شریف

طلبه سال چهارم حوزه علمیه مشکات


کتاب «برای زندگی، گفتارهای تفسیری» چهارمین جلد از مجموعه کتاب­های «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است که در سال ۱۳۹۰ برای نخستین بار به همت «موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر» به چاپ رسید. این کتاب که مشتمل بر تفسیر سوره­‌های قصار قرآن کریم توسط امام موسی صدر است ترجمه اولین جلد از مجموعه دو جلدی تفسیری ایشان می­باشد که توسط جناب مهدی فرخیان به فارسی ترجمه شده است. این تفسیرها مبتنی بر درس­‌گفتار‌های امام صدر است که برای کادر‌های جنبش امل ارائه شده‌است و هدف آن آشنایی عمیق آنان با آموزه­‌های اسلامی بوده‌است. این کتاب مشتمل بر ۲۳ درس­‌گفتار است که در ضمن آن­ها علامه سید‌موسی صدر به تفسیر ۱۸ سوره قرآن کریم پرداخته است. به استثنای درس­‌گفتار انتهایی که مربوط به تفسیر شش آیه ابتدایی سوره دخان می­‌باشد بقیه سوره­‌های تفسیر شده مربوط به جزء سی­‌ام می­‌باشند که شامل بر سوره­‌های قصاری است که عمدتاً در سال­‌های ابتدایی بعثت در مکه بر پیامبر (ص) نازل شده­‌اند.

کتاب با درسی مهم در مورد تفسیر قرآن و چگونگی مواجهه با قرآن شروع می­‌شود که در این درس­‌گفتار علامه صدر به نکات کلیدی و مهمی در مورد قرآن و فهم آیات الهی در قرآن اشاره می­‌کنند. شروع کتاب با بیان حقیقتی مهم در مورد اسلام و قرآن و هم­چنین سوال اساسی­‌ای است که هر متفکر مسلمانی باید به نحوی با این مسئله مواجه شود. در ابتدای کتاب علامه صدر بیان می­‌دارند که: «قرآن کریم با همین الفاظ و معانی و ترتیب آیات و سوره­‌ها کلام خداوند است. این اصل سبب جاودانگی دین اسلام در میان ادیان است. هم­چنین این کتاب پاسخی به مسئله پیشرفت و تحول است. مشکل بسیار شایع و بغرنج این است که نمی­‌توان متون معینی برای جوامع پیشرفته و روابط متغیر و شرایط حیاتی دوره­‌های مختلف تاریخی وضع کرد. اوضاع و روابط اجتماعی امروز به کلی با اوضاع و روابط زمان ظهور اسلام متفاوت است. پس چگونه ممکن است که قوانین و متون واحدی امور هر دو دوره را سامان دهد؟» ایشان در مقام پاسخ به این سوال ابتدائاً به دو نکته مهم که در فهم و دریافت هر کلامی شرطیت دارد اشاره می­‌کنند که اولاً باید در فهم هر کلام و متنی به دلالت­‌های حقیقی و مجازی لفظ پایبند بود و ثانیاً در فهم کلام باید آگاهی و فرهنگ و دانش گوینده را هم مدنظر قرار داد. علامه صدر در ادامه بر همین مبنا می­‌فرمایند که: «پس اگر شرط نخست در فهم و تفسیر قرآن مورد توجه قرار گیرد، فهم و تفسیر قرآن منحصر به مفسران نخستین نخواهد بود، بلکه ما نیز این حق را داریم که قرآن را به یاری اطلاعات بیشتر و تجارب افزون­‌تر در زمینه­‌های مختلف، ژرف­‌تر و با آگاهی روز‌آمد‌تری دریابیم. این فهم بیشتر هنگامی اتفاق می­‌افتد که به اصطلاحات قرآن پایبند باشیم و متشابهات را به محکمات ارجاع دهیم و بر کلمات قرآن معانی بی‌­ارتباط حمل نکنیم. تامل و تعمق در قرآن کریم و مطالعه نو به نوی آن، در برابر انسان مسلمان معانی بدیع و درستی قرار می‌­دهد که با تفاسیر گذشته و آن­چه از آن تفاسیر استنباط شده، متفاوت است، و هیچ مانعی برای استناد و عمل به این معانی نو وجود ندارد، و هیچ تناقضی میان آن­ها و معانی پیشین مفسران نیست، زیرا که متکلم خداوند است و فهم همه این معانی از قرآن ممکن. این ویژگی مخصوص قرآن کریم یعنی کلام خداوند است، زیرا از کلام هر کسی نمی­‌توان معانی­‌ای فراتر از دانش عصر گوینده و اطلاعات او دریافت.»

ایشان در ادامه نکته مهمی در مورد اینکه قرآن چگونه کتابی است می‌­فرمایند: «قرآن به آیات تکوینی، برای اهداف تربیتی می­‌پردازد و نه مقاصد علمی. قرآن کتاب هدایت و دین و تربیت است، نه کتاب فیزیک و شیمی یا علم طبیعی. مقصود از این آیه و آیات مشابه بسیار دیگر، دعوت انسان به تدبر و تامل در هستی و پدیده­‌ها و شگفتی­‌های آن برای اهداف تربیتی و شناخت بیشتر خداوند و آثار این شناخت در زندگی است. از سوی دیگر، هدف این آیات قرار دادن راه و روشی درست در برابر آدمی است که در پی علم و کشف حقایق هستی است؛ این راه هر حقیقتی را در جایگاه خود می­‌نهد و بر این مبناست که این کشفیات کلماتی از کتاب یگانه خداوند، یعنی کتاب هستی است. با این روش شناخت انسان از خداوند و تواضع او در برابر خدا افزایش می­‌یابد و انسان دچار طغیان و غرور نمی­‌شود. بنا بر این اصل درمی‌یابیم که علوم و حقایق قرآنی و آموزه­‌هایش دریایی پایان­‌ناپذیر است و مطمئن می­‌شویم که این کتاب آسمانی به مسائل نامحدودی توجه دارد و به انسان مسلمانی که در پی سازمان بخشیدن به زندگی خود است، نوعی جاودانگی می‌­بخشد. هم­چنین به راه حل روشن و همه جانبه­‌ای برای مسئله پیشرفت و تحول، که در آغاز سخن بدان اشاره کردیم، می‌رسیم.»

علامه سید‌موسی صدر در تبیین تحول و پیشرفت به این مسئله اشاره می­‌کند که تحول دو رکن مهم دارد: انسان و هستی. میان انسان و موجودات هستی پیوند و ارتباط برقرار است. آدمی وقتی که می­خواهد راه درست را در زندگی خود و در ارتباطش با هستی و سایر هم­نوعانش بیابد، دین را می­‌بیند و کتاب خدا راه را به او نشان می­‌دهد. پس با هستی تعامل می­‌کند و متحول می­‌شود. در نتیجه این تحول آدمی خود را در روابطی تازه­‌تر با هستی و سایر انسان­‌ها می‌­بیند و بار دیگر به کتاب خداوند رجوع می­‌کند و با آموزه­‌های الهی هدایت می­‌شود و به همین ترتیب. این عوامل سه­‌گانه در کنار هم و هماهنگ با هم به پیش می­‌روند. قرآن روابط تحول یافته را، میان آدمی و هستی به صورتی پیشرفته و در جهت جاودانگی سامان می­‌دهد.

از منظر سید‌موسی صدر امت اسلامی اندک زمانی با قرآن زندگی کرد و سپس آن را کنار گذاشت و بدون بهره بردن از هدایت‌­های اساسی قرآن آن را فقط در ظاهر و شعایر سطحی استفاده کرد. ما همراه با هستی تحول پیدا کردیم و از نظامات تحولی­‌ای پیروی کردیم که دور از قرآن شکل گرفته‌است و وقتی قرآن را از مرکزیت هدایت و رهبری تحول کنار گذاشته­‌ایم چگونه می­خواهیم از قرآن بهره‌بردار بشویم. ایشان در این زمینه در مورد امت اسلامی می­‌فرمایند: «اما اکنون، اگر بخواهیم برای همیشه تابع تحولات اجتماعی جهانی شویم و بر اساس شرایط زندگی امروز تسلیم شویم، بی­‌آنکه زندگی خود و مفاهیم دینی و معیارهای اسلامی خود را متحول کنیم، و از هدایت قرآنی دور باشیم، به امانت خیانت کرده­‌ایم، همه چیز خود را از دست داده­‌ایم و خود نیز از دست رفته­‌ایم. کسی از ما نخواسته است که در برابر تحول و پیشرفت مقاومت کنیم و از دستاوردهای انسانی بهره­‌مند نشویم، بلکه باید هویت و اصالت خود را گم نکنیم و دستاورد‌های جدید بشری را در چارچوب اصیل خود قرار دهیم و آن­ها را با معیار‌های خود بسنجیم؛ برخی را قبول و برخی را رد کنیم؛ تا از نو امتی با اصالت، با همه ابعاد فکری و تاریخی عملی مفهوم اصالت بسازیم. قرآن موجب پیشرفت و تحول است … قرآن تحول‌ساز است، اما تحولی که از خارج تحمیل شده باشد و بر‌آمده از اوضاع و احوالی باشد که ساخته و پرداخته دیگران است، تسلیمی است نا‌پذیرفتنی و کمال به حساب نمی‌­آید و جز نابودی هیچ نیست.»

علامه سید‌موسی صدر بر همین مبنا و با چنین نگاهی به قرآن و تحول و ارتباط انسان با هستی به تفسیر سوره­‌های کوتاه قرآن در بین اعضای کادر جنبش امل پرداخته­‌اند و همین امر این کتاب را برای مسلمانانی که قصد زندگی دینی در دنیای جدید دارند و می­‌خواهد از دو لبه قیچی مرگ­بار تحجر و سکولاریسم در امان باشد، بسیار مفید و خواندنی می­‌کند. با همین مبانی است که وقتی امام صدر با کلام خداوند مواجه می­‌شود جایگاه و نسبت جدیدی برای انسان در عالم تعریف می­‌کند و از مفاهیم اصیل دینی غبار‌روبی می­‌کند. به عنوان مثال ایشان در تفسیر سوره مبارکه اخلاص می­‌فرمایند: «خداوندی که این سوره وصف می­‌کند، نسبتی با کسی ندارد. با چیزی پیوندی نزدیک و با هیچ کس و هیچ مکان و هیچ زمانی هم قرابت ندارد. این معنا بسیار ارجمند و خاستگاه دین و اندیشه و پیشرفت است. وقتی خدا وابستگی خاصی به کسی ندارد، در هستی کسی بی­‌علت بیش از دیگران به خدا نزدیک نیست. پس خدا نه خویشی دارد، نه سایه‌­ای، نه امینی، نه خزانه­‌داری، نه همتایی و نه ابزار خاصی. مردمان چون دندانه­‌های شانه در برابرش مساوی­‌اند. بنابراین، هر انسانی به اندازه عملش و یا به تعبیر قرآن بر اساس یکی از موازین سه­‌گانه به خدا نزدیک می­شود؛ بر اساس تقوا یا جهاد یا علم. طبقات اجتماعی هیچ تفاوتی نزد خدا ندارند. اندیشه طبقاتی که نزد یونانیان یا یهودیان رواج داشت، نادرست است. … وقتی که خداوند نسبت به همه یکی است، و سر منشا همه نیز یکی است، احساس یگانگی جامعه به انسان دست می­دهد، و انسان با این دریافت هر چیزی جز خدا را واجد نقص و در مسیر کمال می­‌بیند. از همین رو دیگران را معذور می­‌دارد، و خود را در برابر تصویری خوب و نیکو و همراه با حسن ظن به دیگران می­‌یابد. … این سوره، افزون بر عقیده توحید که ثلث اسلام و ثلث قرآن است، تصویری از جامعه و روابط میان انسان­‌ها و بی­‌نیازی از غیر خدا و رویگردانی از عبادت غیر خدا و نیز امکان پیشرفت هر انسانی و در هم شکستن همه موانع ارائه می­‌دهد.»

علامه سید‌موسی صدر در این کتاب و در تفسیر سور قصار قرآن صورت درست خیلی از مفاهیم اصیل دینی را احیا می­‌کنند به عنوان مثال ایشان در تفسیر سوره ماعون مفهوم حقیقی ایمان در اسلام را به این صورت تبیین می­‌کنند: «از آموزه­‌های اسلامی و روایات پیامبر (ص) معنایی نزدیک به معنای این آیات در می­‌یافتم. در حدیث آمده است «ما آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ مَن باتَ شَبعاناً وَ جارُهُ جائِع» از این حدیث درمی­‌یافتم که پیوندی ژرف میان ایمان به خدا و رسیدگی به امور مردم وجود دارد. ایمان اسلامی ایمانی انتزاعی نیست که فقط مخصوص قلب و احساس آدمی باشد. ایمان اسلامی بی­‌آنکه این ایمان در عمل و ذات و پیرامون آدمی و رسیدگی به امور مردم تجلی یابد، او را به آفریننده هستی پیوند نمی­‌زند … پیوندی ژرف میان ایمان به خدا و خدمت به مردم و تلاش برای سعادت آنان هست.»

امام موسی صدر در این کتاب خیلی از مفاهیم تحریف شده دینی را در پرتو آیات نورانی قرآن از نو معنا می­‌کنند و حقایق قرآنی را تحریف معنایی نجات می‌­دهند، به عنوان مثال ایشان در تفسیر سوره مبارکه قدر و در بیان حیقیت و چیستی شب قدر می­‌فرمایند: «در منطق قرآنی سعادت و شقاوتی خارج از فهم و سیطره انسانی وجود ندارد. انسان چگونه سعادتمند می­‌شود؟ آن­گاه که خود آینده خود را ترسیم کند و بر نفس خود مسلط باشد و سرنوشتش را به دست گیرد و در برابر شهوات و هوا‌ها تسلیم نشود و در برابر فشار‌ها و فریب­‌ها کمر خم نکند و در برابر این و آن سر فرود نیاورد. … ما در ماه رمضان تمرین می­‌کنیم تا بر اراده و شهوات خود مسلط باشیم و چون بر شهوات و اراده خود مسلط شدیم، می­‌توانیم سعادت یا شقاوت خود را رقم بزنیم. در نتیجه ماه رمضان ماه تعیین سرنوشت است … سعادت و شقاوت انسان در ماه رمضان رقم می­‌خورد. در چه مقطعی از ماه رمضان؟ در اواخر ماه رمضان، آن­چنان که در احادیث آمده است. شب قدر نیز در هفته یا دهه آخر ماه رمضان واقع شده است. … شب قدر شب تقدیر و تعیین و تحدید است؛ شب تعیین سعادت و شقاوت، این معنای شب قدر است. … اما معنای مشهور شب قدر این است که در این شب شرایط تغییر می­‌کند و اعمال آدمی نوشته و روزی تقسیم می‌­شود و این شب را مانند روز تقدیم بودجه ملت­ها به مجلس در نظر می­‌آورند. من حقیقتاً این معنا را نمی‌­فهمم. بر این اساس که سرنوشت انسان و روزی او و اعمال و رفتار او و سعادت و شقاوت و بیماری او به این پیوند ندارد … شما امسال در راحتی به سر می­‌برید و این راحتی ثمره تلاش بیست ساله شماست و نتیجه تنها یک شب نیست. لزومی ندارد که این معنای خرافه‌­ای و شایع میان مردم را بپذیریم که در این شب ستاره­‌ها از حرکت باز‌می­‌ایستند و آسمان بالا یا پیش می­‌رود و گرفتاری­‌ها فرود می­‌آید و فقط کافی است که شخص دعا کند و بگوید فلان چیز را طلا کن و آن چیز طلا می‌­شود … من شخصا این معنای رایج را نمی‌فهمم … این معنا نه با علم و نه با قرآن و نه با دین سازگار است و معنایی شگفت­‌انگیز است.»

خواندن این کتاب می­‌تواند دریچه­‌ای جدید برای فهم ما از قرآن باز کند. فهمی که در آن قرآن و آیاتش با زندگی امروز پیوند دارد و ما گرفتار تحجر و جمود نخواهیم شد و از طرفی این فهم به گونه­‌ای روش­مند و اجتهادی است که اساس دین و قرآن را در تحول زندگی امروزین ما از بین نخواهد برد.

متن شما