فناوری‌های بی‌گناه ، فناوری‌های مجرم

فناوری‌های بی‌گناه ، فناوری‌های مجرم

فناوری هم همچون هر پدیده‌ای دارای اقتضائات خود است، هرچند متأسفانه بعضاً این اقتضائات  در کشور به‌درستی فهم نشده است و درنتیجه گاهی مواجهه‌ای غیرمعقول با آن صورت گرفته است. ما از یک‌سو با رویکردی روبرو هستیم که در آن فناوری به علت مشکلاتی که به وجود آمده مورد شماتت قرار می‌گیرد.

فناوری‌های بی‌گناه ، فناوری‌های مجرم

در جستجوی معماری مواجهه صحیح با فناوری

حسین تاجمیر ریاحی

عضو کارگروه اخلاق و فناوری / دانشجوی دکترای فلسفه علم / دانشگاه شریف

روشن است که مواجهه معقول با هر پدیده‌ای، نیازمند فهمی صحیح از اقتضائات آن امر است. برای مثال بازی کردن اقتضای کودکی است، و اگر فردی کودک خردسالی را به دلیل بازی کردن سرزنش نماید و از او بخواهد رفتاری همچون بزرگ‌سالان داشته باشد به نظر نگاهی نامعقول دارد. از سویی دیگر اگر  پدر و مادری کودکی داشته باشند که  صرفاً در گوشه‌ای بنشیند و هیچ علاقه‌ای به بازی نشان ندهد، و آن‌ها توجهی به این مسئله نکنند، بسیاری این رفتار والدین را سزاوار شماتت می‌دانند. بر این اساس می‌توان توضیح داد که رفتار ما زمانی معقول و موجه است که اولاً انتظار ما از یک امر مطابق با اقتضائات آن باشد، و ثانیاً امری را که دارای اقتضائات مختص به خود می باشد، لا اقتضا ندانیم. در مثال پیشین، هم فردی که کودک را سرزنش می‌کند و هم والدینی که به اقتضای کودک توجه نمی‌کنند رفتاری نامناسب از خود بروز می‌دهند.

فناوری هم همچون هر پدیده‌ای دارای اقتضائات خود است، هرچند متأسفانه بعضاً این اقتضائات  در کشور به‌درستی فهم نشده است و درنتیجه گاهی مواجهه‌ای غیرمعقول با آن صورت گرفته است. ما از یک‌سو با رویکردی روبرو هستیم که در آن فناوری به علت مشکلاتی که به وجود آمده مورد شماتت قرار می‌گیرد.  برای مثال در مورد فناوری‌های ارتباطی نوین مثل پیام‌رسان‌ها و فضای مجازی، کافی است نگاهی به گزارش‌های رسانه‌های رسمی کشور بیندازیم تا متوجه شویم این دسته از فناوری‌ها به‌عنوان یکی از متهمان اصلی در کاهش محبت بین خانواده‌ها یا افزایش ضریب طلاق و به‌طورکلی معضلات به وجود آمده درباره ارتباطات مدرن معرفی می‌شوند.

از سویی دیگر استعاره چاقو درباره فناوری رایج است. این استعاره به این معناست که فناوری به‌خودی‌خود اقتضایی ندارد و صرفاً وابسته است به استفاده‌کنندگان و طریقی که از آن بهره برده می‌شود. هر دو این رویکردها به فناوری را باید نامعقول و گهگاه خطرناک دانست. در رویکرد اول ما چیزی را متهم ساخته‌ایم که از ابتدا اقتضایی غیرازآن نداشته است، که این ممکن است به طرد نامعقول فناوری منجر شود و در رویکرد دوم اقتضای این فناوری‌ها و مشکلاتی که ممکن است متناسب با آن به وجود آید نادیده گرفته می‌شود که می‌تواند  باعث گشودگی بیش‌ازاندازه در برابر فناوری‌ها ‌گردد.

برای فهم اقتضائات فناوری راهی جز تأمل درباره آن نداریم و بی‌شک استفاده از آرای فیلسوفان فناوری در این زمینه بسیار راهگشا باشد. برای مثال توضیح دن آیدی (Don Ihde) فیلسوف مشهور فناوری درباره ساختار افزایشی-کاهشی که در دل فناوری‌ها نهفته است می‌تواند برای فهم اقتضائات آن بصیرت زا باشد. از منظر آیدی نقش فناوری در رابطه مابین انسان و جهان را باید این‌گونه فهم کرد که،  فناوری همواره به نحوی یکی از حواس ما را تقویت می‌کند و به‌طور هم‌زمان امکان تجربه به‌وسیله دیگر حواس را از ما سلب می‌کند. برای مثال وقتی از تلفن استفاده می‌کنیم درواقع حس شنوایی ماست که در معنایی تقویت گشته است و می‌توانیم صدای فرد را از کیلومترها دورتر بشنویم درحالی‌که باقی حواس ما مانند بینایی یا لامسه برای تجربه آن فرد از دست می‌روند.

در مورد  فضای مجازی و فناوری‌های پیام‌رسان نیز این ساختار برای  فهم اقتضائات کمک‌کننده است. درحالی‌که این فناوری‌ها ما را قادر ساخته‌اند‌ تا از محدودیت‌های مکانی و زمانی در روابط بین انسان‌ها بکاهیم و در یک شبکه به‌شدت متصل از افراد زیست کنیم اما برخی از ویژگی‌های ارتباطات انسانی مثل رابطه کلامی، ارتباط از طریق چشم‌ها، احساس حضور در نزدیک فرد و … در این نوع رابطه ناپدید می‌گردند. اگر این ساختار افزایشی- کاهشی را به‌عنوان اقتضای فناوری در نظر بگیریم درخواهیم یافت متهم کردن فناوری‌ها به کاهش عمق روابط بین خانوادگی و مسائلی از ین دست اتهامی نا به‌جا و نامعقول است، همان‌طور که کودک اقتضایی جز بازی کردن ندارد فناوری‌های پیام‌رسان و فضای مجازی نیز اقتضایی جز تقویت یک جنبه از روابط انسانی و تضعیف بخش دیگر آن ندارد. همچنین این تصور که این فناوری‌های هیچ تأثیری بر نحوه ارتباطات نخواهند داشت و این استفاده‌کنندگان هستند که باید از آن به‌درستی بهره برند نیز نامعقول است زیرا که ساختار آن‌ها لزوماً یک بعد از رابطه را پررنگ خواهد کرد و دیگری را تضعیف، لذا نحوه ارتباط از طریق فضای مجازی چه محتوای مثبت داشته باشند و چه محتوای منفی با نحوه ارتباطات واقعی انسان‌ها متفاوت خواهد بود.

بدین ترتیب به نظر می‌رسد راه مواجهه معقول با معضلات فناوری نه از مسیر نفی و هجمه بردن به فناوری‌های نوین می‌گذرد و نه از مسیر انتقاد به استفاده‌کنندگان به علت استفاده نامناسب از آن‌ها. ما در عصر فناوری زیست می‌کنیم لذا راهی جز دست‌یافتن به یک معماری برای مواجه مطلوب با فناوری نخواهیم داشت. ازنظر نویسنده چنین معماری ای دست‌کم باید سه مسئله را محقق سازد. نخست آن‌که باید از طریق تأمل و دورنگری اقتضائات مرتبط با فناوری‌های گوناگون فهم شوند. امری که متأسفانه در جامعه ما و بدتر از آن میان دانشگاهیان ما مغفول مانده است و نبود رشته و کرسی مستقر برای مباحث مرتبط با فلسفه و اخلاق فناوری نشانه‌ای از آن است. نبود چنین تأملاتی همیشه باعث شده که ما تنها زمانی متوجه تبعات فناوری شویم که آن اثرات به یک حد بحرانی و تا حدودی غیرقابل‌بازگشت رسیده‌اند.

مسئله دوم به سطح سیاست‌گذاری مرتبط می‌گردد. به نظر می‌رسد که  لازم است در سطح حکومت و مبتنی بر تأملات عمیق درباره فناوری، سیاست‌های صحیح برای راهبری هوشمندانه فناوری تدوین گردد. البته باید سازوکاری تعبیه گردد که این سیاست ها بتوانند همگام با پیشرفت پرشتاب فناوری بازبینی و به‌روزرسانی شوند. و مسئله آخر که بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند بستر اجتماعی مناسبی برای تسهیل اجرای سیاست‌های از پیش‌گفته نیز فراهم کند، مطلع ساختن و حساس کردن آحاد جامعه درباره اقتضائات فناوری است. البته این کار باید پیش از فراگیر شدن آن و قبل از ین که آسیب‌های اجتماعی به شکلی جدی بروز کنند روی دهد. ویژگی یک جامعه مطلع و آگاه شده درباره تبعات فناوری این است که اولاً خام‌دستانه و به‌مثابه یک ابزار صرف به فناوری نمی‌نگرد و ثانیاً خود را گرفتار در چنگال آن نمی‌یابد. تنها با چنین تفکری در سطح جامعه است که می‌توان به امکان مدیریت فناوری برای حداکثر کردن مزیت‌های آن و حداقل نمودن معایب آن دست‌یافت.