فناوریِ باز و دشمنانش

ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری / [email protected]

فناوریِ باز و دشمنانش

چرا فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات در ایران کارایی لازم را نمی‌توانند داشته باشند؟ // 

پرنده ای که نداند آزادی چیست

از باز ماندنِ درِ قفسش

سرما می‌خورد…

(از مجموعه شعرِ صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر؛ سرودۀ لیلا کردبچه)

 

ادعای اصلیِ من در نوشتار حاضر این است: ماهیتِ آزاد و بازِ فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات (فاوا) با وضعیت بستۀ جامعۀ ایرانی همخوانی ندارد و این ناهمخوانی منجر به آن شده که بخش عظیمی از کارکردهای مثبتِ فاوا در ایران محقق نشود.

به این ترتیب ادعایِ من دارای اجزاء مقومِ ذیل می باشد که در ادامه سعی دارم آنها را تبیین کنم:

الف. ماهیت آزاد و بازِ فاوا

منظور من از ماهیت آزادِ فاوا این است که در این فناوری‌ها تا حدود زیادی گردشِ آزادِ اطلاعات وجود دارد. اینترنت، به واسطۀ ماهیتِ خود اساساً سلسله‌مراتبی نیست، هیچ کنترلِ رسمی‌ای در آن وجود ندارد، کسی حاکم نیست و دستِ کم به لحاظ نظری امکانِ برتریِ هر شخص یا گروهی وجود دارد. دقیقاً به همین دلیل افراد زیادی هستند که هیچ سابقۀ درخشان و خاصی ندارند – برای مثال از خانوادۀ متمول و قدرتمندی نیستند – ولی از طریق فعالیت‌های اینترنتی به شهرت، ثروت و اعتبار فراوانی دست یافته‌اند. چنین چیزی در گذشته اگر نه محال که بسیار دشوار بوده است. پدیدۀ رو به رشدِ ستاره‌های اینستاگرامی و یوتیوبی[۱] هم مویّد همین نکته می‌باشد.

ب. وضعیت بستۀ جامعۀ ایرانی

شاید بهتر بود به جای واژۀ بسته از واژۀ نابالغ استفاده می‌کردم. جامعۀ ایرانی، جامعه‌ای نابالغ است، و این عدمِ بلوغ را حداقل در دو سطح می‌توان مشاهده کرد:

سطح فرهنگی – اجتماعی

عدم بلوغ فرهنگی – اجتماعی به آن دسته از رفتارها و الگوهای اجتماعیِ رایج در جامعۀ ایرانی اشاره دارد که نسبت به بافت‌شان ابتدایی و خام محسوب می‌شوند. برای مثال می‌توان به الگوهای رانندگی اشاره کرد که در اغلب موارد مطابق هیچ منطقِ قابل دفاعی نیست. الگوهایِ غیرقابل قبولی که همۀ ما با آنها آشناییم و احتمالاً خودمان نیز مبتلایشان هستیم. شاید این مثال در نگاه اول پیش‌پاافتاده به نظر برسد، اما به عنوان یک شاخص، واقعیت‌های مهمی را آشکار می‌کند؛ از جمله این واقعیت که یک پدیدۀ وارداتی – صنعت خودرو و مسائل پیرامونیِ آن- حتی پس از چندین دهه هنوز نتوانسته بایسته‌های فرهنگی – اجتماعی خود را خلق کند. مثال بسیار مهمِ دیگری که نشان‌دهندۀ عدمِ بلوغِ فرهنگی جامعۀ ایرانی‌ست، سرانۀ بسیار پایینِ مطالعه است. اگرچه تقریباً هیچ منبع موثق و قابل اطمینانِ اینترنتی‌ای در مورد سرانۀ مطالعه در ایران وجود ندارد[۲]،  اما می‌توان به آمارهای موجود در بازار انتشار کتاب اشاره کرد، آمارهایی که حاکی از کاهش شدیدِ شمارگانِ کتابهای منتشر شده‌اند[۳].

سطح سیاسی

در سطح سیاسی هم وضعیت چندان رضایت‌بخش‌تر از سطح فرهنگی – اجتماعی نیست. اصلی‌ترین مسئله در این سطح عدمِ شفافیت است. عدمِ شفافیتِ فعالیت‌های سیاسی، در کنار عدم پاسخگویی و انتقادناپذیر بودنِ مسئولانِ سیاسی باعث شده تا جامعۀ ایرانی در سطح سیاسی دچار انسداد و رشدنایافتگیِ جدی باشد. تا جایی که فعالیت اصیل سیاسی تا حدِ مشتی شعار، رانت‌خواری و بحث‌های نامنسجمِ عامۀ مردم در تاکسی‌ها و متروها تنزل بیابد.

ج. کارکردِ مثبتِ فاوا

اما آزادیِ اینترنتی فقط منجر به تولیدِ سلبریتی و ستاره نمی‌شود بلکه می‌تواند منشأ تحولاتی جدی‌تر هم باشد، نظیرجنبش‌های اجتماعی[۴]. برای مثال می‌توان نشان داد که تحت تأثیر فعالیت‌های اینترنتی جنبش‌های اجتماعیِ بزرگی در مصر، تونس، ایسلند، اسپانیا و ایالات متحده شکل گرفته است[۵]. در واقع می‌توان چنین گفت که فضای مجازی – به خصوص شبکه‌های اجتماعی- تبدیل به صحنۀ ظهور و بروزِ مطالباتِ اجتماعی شده‌اند.

عمومِ مردمِ یک جامعه با استفاده از امکانات موجود در فضای مجازی توانسته‌اند سازمانی غیررسمی ایجاد کنند که قادر است در سطح کلانِ ساختاری با سازمانِ رسمیِ کشور‌ به مکالمه بپردازد. توضیح آنکه در سازمان‌ها و ادارت با شخصِ خاصی مواجه نیستیم، بلکه با یک نظام، با یک سیستم مواجهیم و لذا برخورد هم بایستی در سطح سیستم روی دهد، به عبارتی دو سیستم بایستی باهم مکالمه کنند نه مثلاً یک شخص و یک سیستم. برای همین هم شما نمی‌توانید شخصاً اقدام به حلِ مشکلاتِ موجود در یک سازمان یا ادارۀ خاص کنید. از طرف دیگر می‌توان رسانه را نوعی نظامِ آزاد در نظر گرفت که قابلیت این دیالوگ را دارد. یعنی مثلاً اگر در اداره‌، سازمان یا وزارت‌خانه‌ای مشکلی وجود دارد که شخصاً نمی‌توان آن را حل کرد – چرا که با یک سیستم مواجه ایم نه یک شخص- می‌توان از طریق رسانه‌ها اقدام به حل آن کرد. یعنی رسانه‌ای کردن موضوع می‌تواند یکی از راه حل‌ها باشد که در ادبیاتِ آکادمیک گاهی با عنوانِ whistle Blowing از آن یاد می‌شود. وقتی ارادۀ تغییر یک سازمان در مردم به وجود می‌اید و از طریقِ فاوا فرصت بروز پیدا کرده و به رسمیت شناخته می‌شود، تبدیل می‌شود به مطالبه‌ای عمومی که قادر است در سطح ساختاری منجر به ایجاد تحول و تغییر شود.  پلتفرم‌های اینترنتی نظیر وبلاگ، فیس‌بوک، اینستاگرام و تلگرام، می‌توانند از این جهت فرصت مغتنمی محسوب شوند. یعنی می‌توان به فاوا نوعی نگاه رسانه‌ای داشت و آن رابه مثابه یک رسانه در نظر گرفت.

د. نتیجۀ این ناهمخوانی

با توجه به ناسازگاریِ پیش‌گفته در جامعۀ ایرانی، این کارکردِ سازنده و عمیقِ فاوا تقریباً عقیم مانده است. برای مثال بیایید نگاهی به پرمخاطب‌ترین کانال‌های تلگرامی بیندازیم:

ردیف

نام

تعداد اعضا (هزار نفر)

موضوع

۱

خبر فوری

۱٫۶۳۰

خبری

۲

گیز میز

۱٫۵۳۰

سرگرمی

۳

ترفند

۱٫۴۲۷

سرگرمی / گوناگون

۴

طب بوعلی

۱٫۱۲۰

سلامتی

۵

ورزش ۳

۸۵۰

سرگرمی / ورزشی

۶

رسانه دکتر سلامت

۸۲۰

سلامتی

۷

خروس جنگی

۷۱۱

سرگرمی

۸

بحث آزاد

۶۵۰

سرگرمی

۹

ترانه های ماندگار

۴۵۴

سرگرمی

۱۰

عکس پروفایل

۳۷۰

سرگرمی

 

 

این کانال‌ها به وضوح نشان‌دهندۀ علاقۀ مفرط جامعۀ ایرانی به سرگرمی و تفریح است. با دقت در محتوای این کانال‌ها نوعِ سرگرمی‌ها هم مشخص می شود. تفریحاتی کاملاً پوچ که جز مصرفِ تفریحی هیچ مصرف دیگری نمی‌تواند داشته باشد. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که ۶۰ درصد کلِ پهنای باند کشور صرفِ کار با تلگرام می‌شود[۶]!

آمار دیگری که در این زمینه می‌توان قابل توجه باشد، آمار بیشترین کلیدواژه‌هایی‌ست که ایرانی‌ها در ۵ سال اخیر در گوگل جست‌وجو کرده‌اند[۷]:

داعش در ایران

ایران جیب (وب سایت اطلاع رسانی نرخ ارز، طلا و …)

ایران اپس

دانلود ایران اپس

ایران کلش

iranian hulk

عدل ایران (درگاه خدماتِ قضایی)

عکس سک۳۰

ايران جيب

همۀ این آمارها و تحلیل‌های انجام شده نشان می‌دهد که فاوا کارکردِ مثبت و عمیقِ اجتماعی‌ای را که در کشورهای دیگر – به خصوص کشورهای توسعه یافتۀ غربی- دارد، در ایران ندارد و با ادامۀ این وضعیت نمی‌تواند داشته باشد.

 

#فاوا#اخلاق_و_فناوری#فناوری_اطلاعات_و_ارتباطات#اندیشکده_مهاجر#فضای_مجازی#اینترنت

 

 

 

 

 

 


[۱] YouTube personalities or YouTube celebrities

 

 

 

 

 

[۲]  دستِ کم جست و جوهای نگارندۀ این سطور به هیچ منبع موثقی دست نیافت. صفحۀ ویکیپدیا با عنوان "سرانۀ مطالعه" به یک مقاله از مرکزِ پژوهش‌های گذرانِ وقت (Center For Time Use Research) در دانشگاه آکسفورد ارجاع داده است، اما متاسفانه با کلیک روی لینکِ آن متوجه می‌شوید که مقالۀ مذکور وجود ندارد. سایر آمارهای موجود هم بیشتر جنبۀ ژورنالیستی دارند تا علمی.

 

 

 

 

 

[۳]  برای مثال می‌توان به گزارش روزنامۀ دنیای اقتصاد اشاره کرد:

http://donya-e-eqtesad.com/news/854824

 

 

 

 

 

[۴]  برای مثالی از این دست جنبش‌ها به لینک زیر مراجعه کنید:

http://usatoday30.usatoday.com/news/nation/2010-03-25-facebook_N.htm

 

 

 

 

 

[۵] http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/soc4.12399/abstract

 

 

 

 

 

[۶] http://www.mehrnews.com/news/3738439/۶۰درصد-پهنای-باند-کشور-در-اختیار-تلگرام-است

 

 

 

 

 

[۷] http://www.global-searchtrends.com/2016/01/google-top-10-iran-keyword-search.html

 

 

 

 

 

 

 

متن شما