نگاهی به منابع کلیدی در حوزه مطالعات علم و تکنولوژی

نگاهی به منابع کلیدی در حوزه مطالعات علم و تکنولوژی

«مطالعات علم و تکنولوژی» عنوان حوزه مطالعاتی نسبتاً جدیدی است که به‌مرور از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت و مجموعه‌ای از مباحثات را در فلسفه، جامعه‌شناسی و تاریخ علم و تکنولوژی در برمی‌گیرد. حتی مباحثی مانند اقتصاد و سیاست‌گذاری علم و تکنولوژی هم در حال پیوستن به این حوزه مطالعاتی هستند.

 یاسر خوشنویس

با توجه به این توصیف مختصر، روشن است که موضوعات موردبحث در «مطالعات علم و تکنولوژی» پیش از شکل‌گیری این حوزه و استفاده از این اصطلاح نیز موردتوجه بودند و آثار متنوعی درباره آن‌ها به چاپ می‌رسید. بسط فلسفه علم از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده بود ، مباحثات در زمینه تعامل تکنولوژی و جامعه به قرن نوزدهم بازمی‌گردند و جامعه‌شناسی علم نیز در نیمه اول قرن بیستم شروع به شکل‌گیری کرده بود. بااین‌حال، مطالعات علم و تکنولوژی دارای چند شاخصه کلیدی است که آن را از مجموعه مباحثات پیش از خود در حوزه علم و تکنولوژی متمایز می‌کند. اول آنکه، این حوزه مطالعاتی توجه خاصی به عنصر «اجتماعی بودن» علم و تکنولوژی نشان می‌دهد. در مطالعات علم و تکنولوژی، فعالیت علمی و تکنیکی به‌عنوان یک فعالیت اجتماعی مطالعه می‌شود. بدین ترتیب، بحث‌های فلسفی، تاریخی و اقتصادی با توجه به زمینه اجتماعی علم و تکنولوژی دنبال می‌شوند. دوم آنکه این حوزه رویکردی بین‌رشته‌ای را دنبال می‌کند. موردکاوی های معاصر در این حوزه مباحث تاریخی، اجتماعی و فلسفی را همراه با یکدیگر پی می‌گیرند و سعی دارند پیوستگی و ارتباط متقابل این مباحث را نشان دهند. سوم آنکه این مطالعات علم و تکنولوژی را به‌عنوان پدیده‌ای درهم‌تنیده موردمطالعه قرار می‌دهند، این نکته خصوصاً در علم و تکنولوژی معاصر به‌خوبی دیده می‌شود: فعالیت علمی بیش‌ازپیش وابسته به تکنولوژی است و تکنولوژی نیز بیش از گذشته بنیانی علمی دارد. نهایتاً اینکه مطالعات علم و تکنولوژی عمدتاً «خردنگر» است. این حوزه مملو از موردکاوی ها در مورد نظریه‌ها یا رویدادهای علمی و تکنولوژیک منفرد است و کمتر به ارائه نظریه‌ای جهان‌شمول درباره ماهیت علم و تکنولوژی یا مسیر حرکت و توسعه آن‌ها تمایل نشان می‌دهد.

این نوشته به معرفی منابع کلیدی در مطالعات علم و تکنولوژی معاصر اختصاص دارد. متأسفانه منابع فارسی معدودی در این زمینه منتشرشده‌اند. علت این امر را می‌توان دوگانه دانست. اول آنکه مطالعات علم و تکنولوژی حوزه نسبتاً تازه متولد شده‌ای است. آثار پیشرو در این حوزه به دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازمی‌گردند. اما منابعی که دیدگاه‌ها را جمع‌بندی کرده باشند یا لحنی مقدماتی داشته باشند، تنها در اواخر دهه ۱۹۹۰ و  ۲۰۰۰ پدید آمدند. بدین ترتیب، قابل‌درک است که هنوز آثار زیادی در این حوزه به فارسی ترجمه نشده باشند. از سوی دیگر، دانشوران فعال در حوزه‌های فلسفه، جامعه‌شناسی و تاریخ علم در ایران به دلایل مختلف عمدتاً به دیدگاه‌هایی در این حوزه‌ها علاقه نشان داده و می‌دهند که امروزه دیگر کلاسیک به‌حساب می‌آیند. مباحثات در حوزه فلسفه علم در ایران عمدتاً در چهارچوب تصویر جدال میان پوزیتیویست‌های منطقی، پوپر و کوهن در دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ باقی‌مانده و بدیلی هم برای جامعه‌شناسی علم مرتون که در همین دوره بسط پیدا کرد، شناخته نشده است. بدین ترتیب، عدم آشنایی دانشوران ایرانی با مباحثات متأخر در حوزه‌های مذکور دلیل دیگری برای معدود بودن آثار منتشرشده در این حوزه‌هاست.

 

مرور آثار کلیدی در حوزه مطالعه علم و تکنولوژی را با معرفی چند کتاب مقدماتی که عمدتاً برای دانشجویان کارشناسی و دیگر علاقه‌مندان نوشته‌شده‌اند، آغاز می‌کنیم. همچنین در این مقال سعی خواهد شد تا آثار مهم  ترجمه یا نوشته‌شده‌ به فارسی، نام برده شود. (در ادامه از ذکر عنوان «دکتر» برای مؤلفان و مترجمان خودداری شده .)

یکی از مدخل‌های مناسب به مطالعات علم و تکنولوژی کتاب مقدمه‌ای بر مطالعات علم و تکنولوژی نوشته سرجیو سیسموندو (Sergio Sismondo) است که ویرایش دوم آن در سال ۲۰۱۰ منتشرشده است. این کتاب را نگارنده این سطور ترجمه کرده و توسط انتشارات سروش در سال ۹۲ به چاپ رسیده است.

سه کتاب زیر که به مجموعه گولم مشهورند، شامل موردکاوي‌هاي بسیار جالبي در مورد علم، تکنولوژی و پزشکی هستند که رویکرد جامعه‌شناختی و موردکاوانه مذکور در مطالعات علم و تکنولوژی معاصر را به‌خوبی نشان می‌دهند:

Harry Collins and Trevor Pinnch (1993) The Golem: What Everyone Should Know about Science.

Harry Collins and Trevor Pinch (2002) The Golem at Large: What you should know about technology.

Harry Collins (2005) Dr Golem: How to think about medicine.

از این میان، کتاب دوم با عنوان تکنولوژی رها با ترجمه مصطفی تقوی، عمار میرزایی و زهرا زنگنه مدار ترجمه و بازهم توسط انتشارات سروش در سال ۹۲ منتشرشده است.

کتاب زیر نیز کتاب مقدماتی مناسبی در این حوزه به شمار می‌رود:

Wenda K. Bauchspies, Jennifer Croissant and Sal P. Restivo (2006) Science, Technology, and Society: A Sociological Approach.

فصل اول این کتاب را امیر احسان کرباسی زاده ترجمه کرده است. این مجلد در مجموعه‌ای از ۱۰ مقاله ترجمه‌شده و تألیفی که توسط وی و حسین شیخ رضایی انتخاب و ویرایش شده و گروهی از مترجمان و مؤلفان در تدوین آن‌ها همکاری داشته‌اند، تحت عنوان علم، اخلاق، جامعه، جستارهایی در ابعاد اجتماعی و اخلاقی علم توسط انتشارات مینوی خرد در سال ۹۱ منتشرشده است.

 

چند مکتب عمده در مطالعات علم و تکنولوژی وجود دارند. در ادامه این مکاتب را به نحوی مختصر معرفی و به آثار کلیدی در هر یک از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

برنامه قوی در جامعه‌شناسی معرفت (مکتب ادینبورا):

که معتقد است باید به علم به‌عنوان يك امر اجتماعي نگاه كرد، در برنامه قوی شکل روشمندی پیدا کرد. این مکتب در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل گرفت و بسط یافت. دیوید بلور، یکی از اعضای اصلی مکتب ادینبورا، چهاراصل روش‌شناختی را برای برنامه قوی مطرح می‌کند. ازجمله این اصول می‌توان به «اصل تقارن» و «اصل علیت» اشاره کرد. طبق اصل تقارن، هر نظریه علمي – فارغ از اينكه صادق دانسته می‌شود يا کاذب – نیاز به تحليل اجتماعي دارد. علاوه بر این، ادعا می‌شود که برای طرح هر ادعاي علمی، علتی اجتماعی وجود دارد. بنابراین، طبق اصل علیت، یکی از وظایف مدافعان برنامه قوی، یافتن تبیین‌های اجتماعی علی برای مطرح‌شدن و سرنوشت نظریه‌های علمی است. شاخص‌ترین اثر در دوره شکل‌گیری مکتب ادینبورا کتاب ذیل است:

David Bloor (1976) Knowledge and Social Imagery.

پس از گذشتن حدود ۳۰ سال از فعالیت مکتب ادینبورا، بلور به همراه بارنز و هنری، کتاب زیر را به‌عنوان صورت‌بندی معاصري از برنامه قوی ارائه کردند:

Barry Barnes, David Bloor and John Henry (1996) Scientific Knowledge: A sociological Analysis.

همچنین، سعید زیباکلام کتابی را با عنوان معرفت‌شناسی اجتماعی: طرح و نقد مکتب ادینبورا در سال ۱۳۸۴ تألیف کرد که البته اثری فنی در این زمینه به شمار می‌رود.

برساخت‌گرایی:

برساخت‌گرایان اجتماعی برای تبیین فعالیت علمی و تکنولوژیک از استعاره «ساختن» استفاده می‌کنند؛ در زمان ساختن یک دیوار هر کارگر يك آجر بر روی آجرهاي قبلي می‏گذارد تا به‌مرور یک ساختمان ساخته شود. به نحوی مشابه، یک نظريه علمي یا یک شیء تكنولوژيک هم به‌مرور و باکارهای جزئی ده‌ها و بلکه صدها نفر شکل می‌گیرد. هرکدام از این افراد کار کوچک یا بزرگی را انجام می‌دهد و وقتی این تلاش‌ها روی‌هم (بر)ساخته می‌شوند، یک نظریه یا یک تکنولوژی حاصل می‌شود. برخی از برساخت‌گرایان افراطي معتقدند که نه‌تنها نظريه علمي، بلکه حتي خود واقعيت مادی هم برساخته جامعه است؛ در اینجاست که برساخت گرایان با واقع‌گرایان اختلاف‌نظر عمیقی پیدا می‌کنند و مباحثه میان آن‌ها هنوز هم در سطوح مختلف ادامه دارد.

اثری پیشرو در زمینه برساخت‌گرایی کتاب برساخت اجتماعی واقعیت نوشته پیتر برگر (Peter Berger) و توماس لوکمان (Thomas Luckmann) است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد و توسط فریبرز مجیدی ترجمه و در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات علمی فرهنگی منتشر شد. کتب و مقالات متعددی در این حوزه منتشرشده‌اند، اما کتاب زیر از یان هکینگ اثر بسیار مشهوری در طرح و نقد برساخت‌گرایی اجتماعی است:

Ian Hacking (1999) The Social Construction of What?

برساخت‌گرایی اجتماعی ابتدائاً در مورد علم مطرح شد، اما پینچ و بیکر در مقاله مشهور زیر، ایده برساخت‌گرایی را در مورد تکنولوژی هم به کار گرفتند.

Trevor Pinch and Wiebe Bijker (1987) “The Social Construction of Facts and Artifacts: Or How the Sociology of Science and the Sociology of Technology Might Benefit Each Other.”

 

مطالعات آزمایشگاهی و قوم‌نگاری علم و تکنولوژی:

رویکرد قوم‌نگاری که به طور سنتی برای مطالعه و تحلیل اقوام بدوی به کار گرفته می‌شد، در دهه ۱۹۷۰ برای مطالعه فعالیت علمی نیز موردتوجه قرار گرفت. طبق روش‌شناسی قوم‌نگاری، محقق سعی می‌کند بدون اتکا به دانش پیشین خود درباره فعالیت قوم موردمطالعه (در اینجا، دانشمندان) رفتارهای آنان را مشاهده و تحلیل کند. برونو لاتور و استیو وولگار این رویکرد در مطالعات علم و تکنولوژی را در کتاب زیر به اوج خود رساندند:

Bruno Latour and Steve Woolgar (1986) Laboratory Life: The Construction of Scientific Facts.

مطالعات علم و تکنولوژی فمینیستی:

فمینیسم به‌عنوان يك جريان عمومي که سلطه مردانه در حوزه‌های مختلف را نقد می‌کند، از دهه ۱۹۷۰ به بعد در حوزه علم و تکنولوژی نیز پی گرفته شده است. نویسندگان این حوزه تأثیر دو نگاه مردانه و زنانه را بر روش‌شناسی و محتوای علم و تکنولوژی مطالعه و تحلیل می‌کنند. مقاله و کتاب زیر از آثار کلیدی در این زمینه هستند:

Haraway (1985) “A Manifesto for Cyborgs: Science, Technology, and Socialist Feminism in the 1980s.”

Harding (1991) Whose Science? Whose Knowledge?: Thinking from Women’s Lives.

شکل‌دهی اجتماعی تکنولوژی:

 دیدگاهی که از قرن نوزدهم و خصوصاً تحت تأثیر مارکس مطرح بوده و هنوز مدافعانی دارد، این است که تكنولوژي دارای مسیری توسعه تاريخي خاصی است که جامعه هيچ گريزي از آن ندارد. به‌عبارت‌دیگر، تکنولوژی به‌صورت خودمختار عمل می‏کند و جامعه پیرو آن است. دیدگاه «شکل‌دهی اجتماعی» با موردکاوی‏ها‏یی که انجام می‏دهد، نشان مي‌دهد كه در بسیاری از موارد، معارف جامعه، عادات اجتماعی، مسائل سياسي و مانند آن‌ها بر شکل‌گیری، استفاده یا عدم‌ استفاده از تکنولوژی ها اثر می‏گذارد. بدین ترتیب، طبق دیدگاه شکل گیر اجتماعی، تکنولوژی و جامعه هر دو بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و این رابطه یک‌طرفه نیست. اثر مهمی در این رویکرد، مجموعه مقالاتی است که دانلد مک کنزی و جودی وایسمن ویرایش کرده‌اند:

Donalod McKenzi and Judi Wajcman (1985), The Social Shaping of Technology.

نظریه شبکه عاملان:

نظریه شبكه عاملان نظريه‌اي درباره قدرت و توزيع قدرت در حوزه علوم سياسي است. لاتور از نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ از برساخت‌گرایی فاصله گرفت و نظریه مذکور را به همراه میشل کلون و جان لاو از علوم سياسي وارد جامعه‌شناسی علم و تكنولوژي کرد. طبق این دیدگاه، هریک از گروه‌ها و طرف‌هایی که در فعالیت علمی و تکنولوژی دخیل هستند، از دانشمندان و تکنولوژیست ها گرفته تا تأمین‌کنندگان مالی تحقیقات، سیاستمداران و مردم دارای نوعی قدرت و عاملیت‌اند. اين قدرت‌ها عليه طرف‏ها‏ي ديگر باهم ائتلاف مي‌كنند و از طریق اعمال قدرت خود بر چگونگی طرح و بسط یک نظریه یا طراحی، تولید و فروش یک محصول تکنولوژیک تأثیر می‌گذارند. یکی از نقاط جالب‌توجه و البته مشکل‌آفرین نظریه شبکه عاملان این است که این نظریه حتی برای اشیائی که در مطالعات علمی و تکنولوژیک به کار گرفته می‌شوند، نیز عاملیت قائل است. کتاب زیر ایده‌های اولیه نظریه مذکور را مطرح می‌کند:

Bruno Latour (1987) Science in Action: How to Follow Scientists and Engineers through Society.

نظریه شبکه عاملان مورد انتقادات زیادی، هم به لحاظ محتوایی و هم از حیث مبهم‌گویی و مغلق نویسی مدافعان آن، قرارگرفته است. لاتور در کتاب زیر سعی می‌کند به انتقادات پاسخ دهد و صورت‌بندی بسط یافته تری را از این نظریه ارائه می‌کند:

Bruno Latour (2005) Reassembling the Social: An Introduction to Actor-Network-Theory.

 

اکثریت قریب ‌اتفاق این آثار و دیگر آثار کلیدی مشابه، به فارسی ترجمه نشده‌اند. این امر فقدان منابع و نیاز به فعالیت در این حوزه را به‌خوبی نشان می‌دهد.

طی بیست‌وپنج سال گذشته، آثار مهمی در حوزه فلسفه علم به فارسی ترجمه‌شده‌اند و چند کتاب تألیفی نیز به چشم می‌خورند. و این امر تااندازه‌ای کمتر در مورد جامعه‌شناسی علم نیز قابل‌تشخیص است. اما مطالعات تکنولوژی به لحاظ تاریخی در پشت انبوه مطالعات مربوط به فلسفه و جامعه‌شناسی علم به چشم نمی‌آمده‌اند و دلایلی نظری هم برای بی‌توجهی به آن‌ها وجود داشته است. اثری پیشروانه در زمینه مطالعات تکنولوژی، مجموعه مقالاتی با عنوان فلسفه تکنولوژی، ترجمه و تألیف شاپور اعتماد است که در سال ۱۳۷۷ توسط نشر مرکز منتشر شد. این کتاب مقالات مهمی را از مارتین هایدگر، دن آیدی، تامس کوهن، یان هکنیگ و دانلد مک کنزی در برمی‌گیرد. علاوه بر این، کتاب تکنوپولی: تسلیم فرهنگ به تکنولوژی نوشته نیل پستمن (Neil Postman) (منتشرشده در سال ۱۹۹۱) و ترجمه صادق طباطبائی روایت جالبی درباره رابطه تکنولوژی و فرهنگ است که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسید.

در چند سال گذشته، ۳ کتاب دیگر به فارسی ترجمه‌شده‌اند که دیدگاه‌های متأخر در حوزه مطالعات تکنولوژی را بازگو می‌کنند. این سه کتاب عبارت‌اند از:

فلسفه تکنولوژی چیست؟، نوشته کارل میچام (Carl Mitcham) که در سال ۱۹۸۹ نوشته‌شده است و توسط مصطفی تقوی،‌ یاسر خوشنویس و پریسا موسوی به فارسی ترجمه شد. این کتاب در سال ۱۳۸۸ توسط انتشارات ایران و در سال ۱۳۹۲ توسط انتشارات سروش به چاپ رسید. میچام ازجمله متخصصانی است که در تثبیت شدن فلسفه تکنولوژی به‌عنوان یک‌رشته دانشگاهی تأثیر بسیاری داشته است. او در این کتاب شرحی تاریخی را درباره آراء کلیدی در فلسفه تکنولوژی به دست می‌دهد و همچنین، پرسش‌های پیش رو در این حوزه را دسته‌بندی می‌کند.

آموزش درباره تکنولوژی:

درآمدی بر فلسفه تکنولوژی برای غیر فیلسوفان، نوشته مارک‌ دووریس (Marc DeVries) که در سال ۲۰۰۵ منتشر و توسط مصطفی تقوی و محبوبه مرشدیان ترجمه‌شده است. این کتاب را نیز دانشکده صداوسیما در سال ۱۳۹۰ منتشر کرد. دووریس در این کتاب خلاصه‌ای از ایده‌های معاصر مطرح‌شده در فلسفه و اخلاق تکنولوژی و همین‌طور، درباره رابطه تکنولوژی و جامعه را با رویکردی آموزشی معرفی می‌کند.

رویکردی در فلسفه تکنولوژی:

از مصنوعات تکنیکی تا سیستم‌های اجتماعی‌ـ‌ تکنیکی، نوشته پیتر ورماس (Pieter Vermass)، پیتر کروس (Peter Kroes)، ایبو وَن دی پول (Ibo van de Poel)، مارتین فرانسن (Marten Franssen) و ویبو هوکس (Wybo Houkes)، منتشرشده در سال ۲۰۱۱ و ترجمه‌شده توسط مصطفی تقوی و فرخ کاکائی که در سال ۱۳۹۱ توسط انتشارات آمه به چاپ رسید. کتاب اخیر رویکرد سیستمی را در مطالعات تکنولوژی معرفی می‌کند که یکی از رویکردهای کلیدی و رو به توسعه در دهه اخیر بوده است و چهارچوب نظری مطالعات بسیاری را در این حوزه شکل می‌دهد.

علاوه بر این کتاب‌های ترجمه‌شده، می‌توان به چند کتاب تألیفی نیز اشاره کرد:

م‍اه‍ی‍ت‌ ت‍ک‍ن‍ول‍وژی‌ و ه‍ن‍ر ت‍ک‍ن‍ول‍وژی‍ک‌، نوشته محمد مددپور که در سال ۱۳۸۸ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد و نشان‌دهنده تحلیلی درباره تکنولوژی از چشم‌اندازی است که به آراء احمد فردید قرابت دارد.

فلسفه تکنولوژی دن آیدی:

پاسخی به دترمینیسم تکنولوژیک، نوشته حسن کاجی و منتشرشده توسط انتشارات هرمس در سال ۱۳۹۱ که به دیدگاه‌های دن آیدی (Don Ihde)، یکی از متفکران معاصر در حوزه تکنولوژی می‌پردازد.

همچنین، شماره‌ای از مجله ارغنون در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان «فرهنگ و تکنولوژی» منتشر شد. مقالات این شماره دیدگاه‌های مختلفی را درباره تکنولوژی مدرن و رابطه آن با فرهنگ و جامعه منعکس می‌کنند. و در انتها می‌توان به «جستارهایی در رسانه؛ فناوری و رسانه» اشاره کرد که ترجمه‌ی چند مقاله است و انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب آن را چاپ کرده و در آن ۱۹ مقاله از دون‌آیدی و الول و دریفوس و بورگمان و هابرماس و بودریار و.. منتشرشده است.

در مقام جمع‌بندی، باید بار دیگر به قلّت منابع در این حوزه و علاوه بر آن، محدود بودن آثار تألیفی اشاره کرد. مطالعات علم و فناوری حوزه مطالعاتی رو به گسترشی است و از سوی دیگر، اهمیت علم و تکنولوژی در جوامع کنونی و خصوصاً، جامعه ایران متفکران و دانشوران را به ترجمه و تألیف در این حوزه ترغیب می‌کند.

 

 

متن شما