عمل اخلاقی کدام است ؟

علی الماسی زند / عضو اندیشکده مهاجر / [email protected]

عمل اخلاقی کدام است ؟

واکاوی بحثی که کانت شروع کرد !

ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی قرن هجدهی ، یقیناً نقشی اساسی در تکامل فلسفه داشته است. فلسفه کانت که به فلسفه نقادی معروف است، به شهادت بسیاری از صاحب‌نظران قطعاً نقطه عطف مهمی در مسیر تکامل معرفت‌شناسی و اخلاق بوده است. فلسفه کانت به دو بخش اصلی " نقد عقل نظری[۱] " و " نقد عقل عملی " تقسیم می‌شود. کانت در نقد عقل محض، بنای سست متافیزیک را که زیربنای سازمان و ساختار فکری راسیونالیست های پیش از خودش به‌حساب می‌آمد ، فروریخت و امکان اثبات وجود هر چیزی را که منوط به متافیزیک یا مرجوع به آن بود رد کرد. و تقریباً تمام آنچه را رد کرده بود در نقد عقل عملی اثبات کرد !
اخلاق، عمل اخلاقی و تکلیف، شالوده‌ی تمام مفاهیمی ست که کانت در نقد عقل عملی اثبات می‌کند. شاید مهم‌ترین مبحث در نگاه ِ محض ِ عملی در فلسفه اخلاق کانت، عمل اخلاقی است. ماهیت فلسفه کانت ایجاب می‌کند تا در اولین قدم به چیستی عمل اخلاقی بپردازد. به‌راستی کدام عمل، عمل اخلاقی است ؟
" کانت اخلاق را مبتنی بر طبیعت نمی‌داند و غایت اخلاق را انسانی و مبتنی بر عقل می‌داند." [2] " آنجا که کانت اخلاق را مستقل و خود بنیاد می‌داند، گفته‌های او به نظر یونانیان نزدیک می‌شود "[3] " آنجا که کانت اخلاق را نوعی فرا روی از طبیعت می‌داند، دیگر ازنظر یونانیان فاصله می گرد و به تعلیمات مسیحی نزدیک می‌شود."[4]
همان‌طور که اشاره شد یکی از دو ویژگی اصلی‌ای که کانت  برای اخلاق قائل می‌شود ، استقلال است. به‌تبع آن، استقلال یک عمل اخلاقی نیز بدین معنی است که در آن نه علت اصالت دارد و نه غایت ! نتیجتاً عملی اخلاقی ست که فقط به خاطر خود آن عمل انجام شود . عملی که لزوم انجام آن را "تکلیف" مشخص می‌کند.
ویژگی دیگر عمل اخلاقی فرا طبیعی بودن آن است. این بدین معنی ست که غریزی و بر اساس آنچه طبیعت به‌طور معمول قرار داده، نبوده و مطابق سنت جاریه الهی در طبیعت نیست. چراکه آنچه در اراده‌ی طبیعی به‌گونه‌ای نهادینه است، برای بقا منعقد می‌شود و سمت و سویی انتفاعی دارد. چه حب ذات ، ذاتی ِ طبیعت ِ هر ذی‌شعوری است. با این تعریف کانت، بسیاری از اعمالی که در بادی امر اخلاقی به نظر می‌رسند، با کمی دقت از دایره عمل اخلاقی محض خارج می‌شوند. مثلاً گرچه امتناع مادر از شیر دادن به فرزندش غیراخلاقی ست، شیر دادن او نیز با تعریف کانت، در حقیقت عمل اخلاقی محسوب نمی‌شود ! چراکه هم در علت و هم در غایت این عمل، می‌توان برای فاعل منفعتی متصور بود. عمل شیر دادن مادر به فرزند ازآنجاکه با لذت جنسی و ارضاء غریزه سیانت کودک توسط مادر مخلوط است، عملی صرفاً اخلاقی و خالص نبوده و فی‌نفسه برای خود عمل صورت نمی‌پذیرد. بنابراین عمل اخلاقی از دید کانت علاوه بر مطلق بودن ، حتماً و کاملاً سوبژکتیو است. و با این حساب حتی ایثار و فداکاری و ازجان‌گذشتگی نیز که در ظاهر اخلاقی هستند ، در حقیقت اخلاقی بودن یا نبودن آن‌ها به نیت فاعل بستگی دارد. این همان است که در اسلام می‌گوییم : " الاعمال بالنیّات " .
" تکلیف " مفهوم دیگری ست که کانت ( همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره شد ) مطرح می‌کند. کانت یکی دیگر از شاخصه‌های عمل اخلاقی را بر مبنای تکلیف بودن آن عمل می‌داند. حال به سود یا به ضرر. یعنی برای مثال، همان ایثار و ازجان‌گذشتگی هم اگر بنا به تکلیف نباشد، اخلاقی نخواهد بود.

کانت در راستای فرمولیزه کردن تشخیص و انجام عمل اخلاقی، سه دستور دارد :

دستور اول : چنان رفتار کن که بتوانی بخواهی دستور ناشی از عمل تو به‌صورت قانون کلی درآید.
دستور دوم : چنان رفتار کن که انسان ازآن‌جهت که انسان است، چه شخص تو و چه شخص دیگری، همیشه غایت تلقی شود نه وسیله.
دستور سوم : چنان رفتار کن که گویی اراده‌ی تو باید دستور ناشی از عمل تو را به قانون کلی مبدل سازد.

این اولین بار بود که یک فیلسوف در بررسی اخلاق و تعیین امر اخلاقی به این اندازه با مداقه عمل می‌کرد. این نگاه به عمل اخلاقی و این دستورات سه‌گانه، در آراء فلاسفه متأخر بسیار تأثیر داشت. این طرز تلقی از عمل اخلاقی و به‌ویژه دستور اول، در کلام سارتر مشاهده می‌شود : " من اخلاقی را که بر پایه سنت، مذهب، قراردادها و مفاهیم مجرد بنا شده قبول ندارم. " این یعنی عملی هم  که بر مبنای یک قرارداد یا ایجاب و سلب عقاید مذهبی و سنتی انجام شود، لزوماً اخلاقی نیست. چراکه علت و غایت دارد و خالص نیست ! یا درجایی دیگر می‌گوید : " ملاک این است که در این حالت اگر فکر کردیم و میل داشتیم که این عملی که ما انجام می‌دهیم ( مفید یا مضر ، خیر یا شر ) قانون رایج شود و همه آن را انجام دهند و عمل فردی ما قانون عمومی ‌باشد. این عمل خیر مطلق و اخلاقی ست. و اگر دلمان می‌خواهد فقط خود این کار را انجام دهیم، و کسی متوجه نشود، و راضی نیستیم دیگران آن را انجام دهند، و یک قانون رایج شود، آن عمل شر مطلق و غیراخلاقی ست. " البته شاید برای مطلق دانستن این دستور و اعتقاد به این‌که همواره در امور انسانی پاسخگو خواهد بود، باید نسبت به عمق تفکر، صحت انتخاب و معقولیت رفتار انسان‌ها به‌صورتی غیرعادی خوش‌بین باشیم !
کلام اخیر ژان پل سارتر و جملات کانت در دستور اول و دوم، ما را به یاد آن جملات معروف از حضرت علی (ع) می‌اندازد، در وصیت خود به فرزند خلفش حضرت امام حسن (ع) که :
"  ای پسرم ! نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را که برای خود نمی‌پسندی برای دیگران مپسند. ستم روا مدار آن‌گونه که دوست نداری به تو ستم شود. نیکوکار باش آن‌گونه که دوست داری به تو نیکو کنند. و آنچه را که برای دیگران زشت می‌داری برای خود نیز زشت بشمار و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می‌پسندی. "  و این یعنی عدالت در عمل.
اما دکتر علی شریعتی از شاگردان کلاس درس سارتر، در مقاله‌ای که بعدها با نام " اگزیستانسیالیسم " از وی منتشر شد، به این موضوع تحت عنوان" مبنای اخلاق از نگاه سارتر" می‌پردازد و انتقاد خود را با مثال نقضی بدین مضمون بیان می‌کند : " این چه طور مبنایی ست برای عمل اخلاقی ؟ آن عرب جاهل هم که در صدر اسلام  دختر خود را زنده‌به‌گور می‌کرد، دوست داشت و اعتقاد داشت که همه این کار را بکنند و آرزو داشت که عمل او قانون کلی شود! اما آیا عمل او اخلاقی بود ؟ " درواقع انتقاد شریعتی و نگرانی وی ناشی از آن جنبه از نگاه سارتر است که وانهادگی اخلاقی را ایجاد می‌کند. و این یعنی بی الگویی. یعنی شخص هرآنچه را که حس کرد صحیح و صواب است، انجام دهد. یعنی بی مبنایی اخلاق !
در این مورد واقعاً باید حق را به شریعتی داد.جملات سارتر با تمام جذابیتی که دارد، باید قبول کرد که کلیت ندارد و به این انحراف و خطا منجر می‌شود.  این انتقاد شریعتی از سارتر شاید به‌نوعی به کانت هم وارد باشد. گرچه احتمالاً نگاه سارتر و کانت در مورد درون‌مایه و مفهوم عمل اخلاقی متفاوت هستند. اما شباهت این دو نگاه، این نتیجه‌گیری را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.
اما از منظر دیگری نیز می‌توان به این مسئله نزدیک شد. این انتقاد شریعتی به کانت هم وارد است، اگر منظور سارتر را دقیقاً مطابق منظور کانت بدانیم. به این شکل که : " عملی اخلاقی ست که عامل آن دوست داشته باشد که دستور کلی و قانون شود. " اما اگر به قسمت دیگر جمله کانت توجه کنیم و این‌گونه دریابیم : " عمل تو زمانی اخلاقی ست که بتوانی بخواهی که قانون کلی شود". (یعنی بتواند که قانون کلی شود. یعنی همه بتوانند قبول کنند و انجام دهند). آنگاه شاید راحت‌تر بتوانیم با این جمله کنار بیائیم !
مخلص کلام اینکه منظور کانت (احتمالاً) این بوده که، عملی اخلاقی ست که اگر کلی و قانون عمومی ‌شود، هیچ‌کس با آن مشکلی نداشته باشد. به‌عبارت‌دیگر عمل اخلاقی عملی ست که نه‌تنها باید فاعل آن بخواهد و اراده کند ، چنان باشد که عمل او قانون کلی و عمومی ‌شود، بلکه آن عمل هم امکان کلی شدن را داشته باشد. یعنی به‌طور بالقوه مقبول اکثریت افراد باشد. پس عمل اخلاقی برای تبدیل شدن به قانون هم باید اراده شود و هم ممکن باشد. همین دووجهی بودن این دستورات اخلاقی (اول و سوم) باعث محدود شدن امکان ایجاد مفسده می‌شود.

دستور دوم کانت اما نشان‌دهنده غایت امانیستی کل نظام اخلاقی وی می‌باشد. غایتمندی کل اخلاق نباید با امتناع غایت در تشخیص عمل اخلاقی محض از غیر آن اشتباه شود. اما نکته ظریفی نیز در رابطه بین نکته اول و سوم وجود دارد. نکته‌ای که عموماً از قلم افتاده و مغفول مانده است. اگر دوباره دستورهای اول و سوم را مطالعه کنیم، متوجه شباهت بسیار این دو خواهیم شد. حتی اگر بی‌دقت مطالعه کنیم ممکن است آن دو را یکی پنداریم. که البته یکسان نیستند !
در دستور اول، کانت به کلیت عمل اخلاقی اشاره دارد، چه کلیت ذاتیِ عمل اخلاقی (اخلاق) است. اما در دستور سوم به چگونگی انجام عمل و تطابق آن با اراده شخص اشاره می‌کند.[۵]
به‌عبارت‌دیگر دستور اول به چگونگی خود عمل (ماهیت انجام عمل) اشاره دارد. درحالی‌که دستور سوم به چگونگی انجام عمل (کیفیت انجام) و اراده آن عمل اشاره دارد. ( تفاوت کیفیت نیّت و کیفیت وقوع ). جالب اینجاست که حتی اینجا هم دوگانه سوژه و ابژه‌ی کانتی دیده می‌شود !
سخن آخر
به‌هرحال دستورات اخلاقی کانت چه قابل اطلاق باشد و چه نباشد، تقریباً تمام مکاتب بعد از خود را متأثر کرد. عده‌ای این دستورات را کلی نمی‌دانند و آن‌ها را موجب انحراف می‌پندارند. کانت مانند هر فیلسوف دیگری سعی در یافتن محض‌ترین و مطلق‌ترین عبارات برای موضوعات مورد بحث در فلسفه خویش داشت.
هدف از نگارش این سطور اشاره به توفیقات کانت دراین‌باره بود. و نیز روشن کردن این موضوع که دستورات سه‌گانه او را می‌توان کلی و صادق دانست. در بازخوانی این‌گونه آراء حکما و فلاسفه، باید توجه داشت که انحراف متفکرین اخلاف لزوماً دلیل بر انحراف ذاتی آراء فیلسوف سلف نمی‌تواند باشد. خصوصاً در این موضوع اخیر، یعنی نقد عمل اخلاقی، نباید به‌راحتی از کنار تفکر عمیق کانت که پایگاه این نقد است، گذر کرد و فی‌الواقع باید قدردان زحمات بود.

    والسلام
تهران-۸۹/۳/۳۰

#کانت#شریعتی#سارتر#عمل_اخلاقی#اندیشکده_مهاجر#اخلاق

 

 


[۱] نقد عقل محض نیز ترجمه شده است در برخی متون

 

[۲] کریم مجتهدی – فلسفه نقادی کانت

 

[۳] همان

 

[۴] همان

 

[۵] به قول کریم مجتهدی : اراده ای که با عقل مطابقت دارد

 

متن شما