ضرورت پالایش نظریه سیاسی اسلام و میراث گفتمانی امام خمینی، از اندیشه‌های چپ مارکسیستی

جواد درویش  /  مدیر اندیشکده مهاجر / [email protected]

ضرورت پالایش نظریه سیاسی اسلام و میراث گفتمانی امام خمینی، از اندیشه‌های چپ مارکسیستی

آیا بهبود وضعیت اقتصادی با نهضت‌های انبیا تعارض دارد؟ آیا نظریه سیاسی اسلام، توسعه اقتصادی را مجاز نمی‌داند؟ آیا انقلاب اسلامی ایران که بنیان‌گذار آن، امام خمینی(ره)، آن را در ادامه نهضت‌های انبیا می‌داند، اقتصاد و علم و فناوری را اموری ثانوی می‌دانست؟

جواب همه این سؤالات منفی است. حضرت علی(ع) در خطبه ۳۱ نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ اءَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کانَ مِنّا مُنافَسَةً فِی سُلْطانٍ، وَ لا الْتِماسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَ لکِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الْإِصْلاحَ فِی بِلادِکَ، فَیَاءْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ.

بار خدایا، تو می‌دانی ، که آن کارها که از ما سر زد، نه براى هم‌چشمی بود و نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیاى ناچیز چیزى افزون به چنگ آوریم . بلکه می‌خواستیم نشانه‌های دین تو را که دگرگون‌شده بود بازگردانیم و بلاد تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده‌ات در امان مانند و آن حدود که مقرر داشته‌ای ، جارى گردد.

شهید مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» در یک تعریف کلی، نهضت مردم ایران را نهضتی از جنس نهضت پیامبران یعنی برخاسته از «خودآگاهی الهی» یا «خدا آگاهی» می‌داند که این خودآگاهی ریشه‌اش در اعماق فطرت بشر است. قید «اسلامی» را هم ایشان ماهیت این نهضت می‌دانند و آن را بیش از هر نهضت دیگری به نهضت پیامبر(ص) در صدر اسلام شبیه می‌دانند؛ لذا مهم‌ترین هدف انقلاب را ایشان همان اهدافی بیان می‌کنند که حضرت علی(ع) در خطبه ۱۳۱ نهج‌البلاغه فرموده‌اند: «جنگیدن‌ها و مبارزه‌های ما رقابت در کسب قدرت نبود، برای تحصیل قدرت برای یک فرد نبود، به‌عنوان جاه‌طلبی نبود، برای جمع‌آوری مال‌ومنال دنیا و برای زیاده‌طلبی در مال‌ومنال دنیا نبود و نیست. پس هدف چیست؟ وَلکِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ نُظْهِرَ الْاصْلاحَ فی بِلادِکَ فَیَأْمَنَ الْمَظْلومونَ مِنْ عِبادِکَ وَ تُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدودِکَ» به تعبیر شهید مطهری این چهار جمله یک کادر کلی را مشخص می‌کند که هدف انقلاب اسلامی بوده است: «بازگشت به اسلام راستین، اصلاح چشمگیر در شهرها، نجات مظلومان، به پا داشتن قوانین الهی تعطیل‌شده»(آینده انقلاب اسلامی ص ۲۶-۳۲)

این تعابیر دقیقاً در خطبه مشهور حضرت سیدالشهدا در منا هم تکرار می‌شود و در ادعیه و زیارات حضرت صاحب‌الزمان (عج)به‌خصوص دعای عهد هم به‌عنوان برکات ظهور حضرت حجت(عج) وجود دارد.

این نشان می‌دهد، اسلام نه‌تنها اصلاحات اقتصادی را در تعارض با اهداف اصیل حکومت اسلام نمی‌بیند، بلکه یکی از پایه‌های آن و یکی از وظایف اصلی حکومت را سامان دادن و شکوفایی وضعیت اقتصادی مردم می‌داند.

در سیره همه انبیا و ائمه، بخصوص آن‌ها که به تشکیل حکومت توفیق یافتند این امر وجود دارد. حضرت یوسف(ع) بعدازاینکه نظر مثبت عزیز مصر را به خود جلب می‌کند، عزیز مصر انتخاب نوع مسئولیت را به خود حضرت یوسف واگذار می‌کند و ایشان خزانه‌داری مصر را انتخاب می‌کند. حضرت سلیمان(ع) که رسماً وارد توسعه تکنولوژی و صنعت و ساخت‌وساز می‌شود. پیامبر اسلام خودش قبل از بعثت به کار تجارت و بازرگانی می‌پرداخت و بعد از استقرار در مدینه، برنامه‌های جدی اقتصادی پیاده کرد. حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک که منشور حکومت اسلامی است، شاید نصف فرمایشاتشان مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط با مسائل اقتصادی و سامان وضعیت معیشت مردم است. و این نگاه در حکومت آرمانی حضرت حجت(عج) هم وجود دارد که شاهد آن ترسیم چشم‌انداز ایدئال اقتصادی در روایات مرتبط با ظهور است.

مسلماً این تأکیدات در سیره ائمه و انبیا علیهم‌السلام، فرسنگ‌ها با نوع عدالت اجتماعی که چپ و مارکسیسم مطرح می‌کنند هم فاصله دارد. تأکیدات و اقدامات آن بزرگواران غالباً در ارتباط مستقیم با عمران و آبادانی شهر و دیار بوده است، نه صرفاً برقرار مساوات آن‌هم به شکل تحمیلی و دیکتاتورمآبانه سوسیالیستی.

این نگاه از آغاز نهضت امام خمینی هم به شکل پررنگی وجود داشت. یکی از نقاط آغازین شروع نهضت امام، اعتراض به اصلاحات ارضی شاه بود و در ادامه انقلاب هم یکی از پررنگ‌ترین مفاهیم در کلام ایشان رسیدگی به محرومین و مقابله با فقر و عقب‌ماندگی است که نشان می‌دهد، فقر چه برای مردم و چه برای کل حکومت ، در اندیشه امام، واقعاً یکی ضد ارزش محسوب می‌شود. فرمان توسعه امام برای بازسازی‌های بعد از جنگ که منجر به اولین برنامه توسعه کشور شد، بسیار کامل و جامع است. از توسعه مراکز صنعتی تا توسعه مراکز علم و فناوری تا حمایت از مخترعین و افزایش سطح رفاه مردم، همه را در خود دارد.

 

نکته پایانی: گاهی ندیدن وجوهی از اسلام و انقلاب اسلامی و امام خمینی که منجر به قضاوت‌های نادرست می‌شود، از روی عدم آگاهی کافی است و گاهی از روی تمایل ما برای سازگار کردن این ارزش‌ها با چهارچوب‌های خودساخته یا غرب و شرق ساخته(مثل مارکسیسم)، است. هردوی این‌ها غلط است و ما را از حقیقت دور می‌کند. ضمن اینکه این کار درواقع تقلیل دادن و سطحی و صوری کردن یک مسئله پیچیده است. طبیعتاً حل کردن مسئله دشوار "نسبت دین و دنیا" یا "نسبت معنویت و اقتصاد" یا "نسبت فرهنگ و پیشرفت"، با حذف کردن یک قسمت از مسئله، فرار از مسئله و پاک کردن صورت آن است…

 

#امام_خمینی#مارکسیسم#چپ_مارکسیستی