صدرا و گشودن راهی پیش روی توسعه مد نظر ما

صدرا و گشودن راهی پیش روی توسعه مد نظر ما

دغدغه طولانی مدت دکتر رضا داوری اردکانی در مورد ارتباط فرهنگی ما و غرب، به خوبی در مقالات کتاب «فلسفه تطبیقی» ( منتشر شده توسط نشر ساقی) پیگیری شده است. در این کتاب، دکتر داوری از منظرهای گوناگون، به ارتباط دو عالم فلسفی متفاوت و نحوه برخورد آنها با هم پرداخته است.

معرفی کتاب «فلسفه تطبیقی» دکتر رضا داوری اردکانی

محمدقائم خانی / مدیر کارگروه علوم انسانی و توسعه

 

دغدغه طولانی مدت دکتر رضا داوری اردکانی در مورد ارتباط فرهنگی ما و غرب، به خوبی در مقالات کتاب «فلسفه تطبیقی» ( منتشر شده توسط نشر ساقی) پیگیری شده است. در این کتاب، دکتر داوری از منظرهای گوناگون، به ارتباط دو عالم فلسفی متفاوت و نحوه برخورد آنها با هم پرداخته است. عالم فلسفه جدید و عالم فلسفه اسلامی از منظرهای گوناگون در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. در مقالات ابتدایی، خود فلسفه تطبیقی و زمینه های شکل گیری و معنی دار شدن این تلقی از فلسفه مورد بررسی قرار گرفته است. این که بدون فهم تاریخی از پدیدارشناسی ورود به فلسفه تطبیقی بی معنی است، از جهات گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. با تأکید فلاسفه اسلامی بر موضع سنتی غیرتاریخمند دانستن فلسفه، و با تأکید فلاسفه غرب بر موضع ماقبل از قرن بیستم (که سیر تاریخ و در نتیجه تاریخ اندیشه را خطی و مطلقا رو به پیشرفت می دانستند)، امکان صحبت از فلسفه تطبیقی ممکن نمی شود. اگر آن دو موضع وجود داشته باشد، هرگونه تطبق ظاهری اقوال فلاسفه، بی معنی و در حداکثر ارزشمندی خود، ارزش تاریخی دارد، و نه فلسفی. او با برجسته کردن رویکردهای کربن و ایزوتسو در مواجهه با سنت ما، راه جدیدی برای مواجهه ما و غرب پیشنهاد می دهد. اما مقالات بعدی کتاب به نمونه هایی از بررسی تطبیقی فلاسفه اسلامی و غرب پرداخته تا ادعای کلی خود را درعمل هم نشان داده باشد. این بررسی تطبیقی، حوزه های مختلفی چون علم، متافیزیک، فرهنگ، سیاست و غیره را شامل میشود تا جامع بودن این وریکرد نشان داده شود.

اگر بخواهیم از منظر توسعه به این کتاب نگاه بکنیم، به چند مقاله مرتبط برمی خوریم که به نظر می رسد مهمترین آنها، «ملاصدرا و همزبانی با فلسفه جدید» باشد. در این مقاله، دکتر داوری عباراتی از «شواهد الربوبه» صدرا را می آورند و از تمایز آن با فلاسفه قبل صحبت می کنند. ایشان تمایز اصلی بین تلقی علم در دوره جدید با فلاسفه اسلامی را در فهم رویکرد فعال ذهن در دوره جدید و انفعال نفس در دوره قدیم می دانند. تمایزی که در صدرا کمی کنار گذاشته می شود و سویه هایی از فعالیت نفس در شناخت موضوع، مورد توجه قرار می گیرد. هرچند که به اشاره درست خود دکتر داوری در این کتاب، این گام را نمی توان به معنای مدرن شدن فلسفه صدرا تلقی کرد، چرا که عالم او جدای از عالم مدرن است، ولی برداشتن چنین گامی را بسیار بااهمیت می‌دانند. این قول از آنجا قابل تأمل است که به نظر بسیاری از فلاسفه، زیربنای ذهنی مقوله ای چون پیشرفت، به فعالیت محض سوژه دکارتی در برابر موضوع شناخت برمی گردد. و عدم حضور تلقی امروزین از توسعه را به انفعال محض نفس در برابر هستی در معرفت قدیم نسبت می دهند. دکتر داوری با توجه دادن مخاطب به طرح صدرا درباره علم، به دنبال ترکیبی پیچده تر از ارتباط نفس با واقعیت می گردد تا در عین حال که فعال بودن نفس مورد پذیرش قرار می‌گیرد، علم در رابطه قهری سوژه – ابژه تعریف نشود و همچون عالم کلی صدرا، انسان نیز به هماهنگی با هستی برسد. چنین توجهی می تواند راه گشای مباحث مرتبط با مبانی معرفت شناختی توسعه برای برون رفت از بن بست های رویکردهای انفعالی دربرابر مقوله پیشرفت باشد.

متن شما