رسیدن به بلوغِ «ما کیستیم؟»

محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه / [email protected]

رسیدن به بلوغِ «ما کیستیم؟»

انتشار دو کتاب «بی‌کتابی» و «وقت معلوم» توسط انتشارات شهرستان ادب را باید نقطه عطفی در جریان‌شناسی فکری ادبیات داستانی بعد از انقلاب دانست.

رسیدن به بلوغِ «ما کیستیم؟»

جریانی که خود را متعلق به گفتمان انقلاب می‌داند، از همان ابتدا دغدغه ادبیات داستانی داشته است، ولی توقع نویسندگان این جریان از خویش، در موضع فهم «کیستی» خویش نبوده است. از دیدگاه‌های مختلف، ازجمله آنچه هگل درباره نسبت تاریخ و روان توضیح می‌دهد، باید خودآگاهی عقل (که در اینجا همان عقلانیت انقلاب کننده در ایران است) را مرحله ویژه‌ای از بلوغ عقل در نظر گرفت. این‌که عقل به خود توجه کند و فهمی از خویش پیدا کند، مرحله‌ای بسیار مهم در فهم مراحل تکامل عقلانیت است. فهم از خویشتن با شناخت نقاط قوت و ضعف به‌طور هم‌زمان حاصل می‌شود. وگرنه ادبیات انقلاب اسلامی از همان ابتدا هم شناختی درست از انقلاب اسلامی داشته و کورکورانه جلو نیامده است، ولی آن شناخت اجمالی که به کلیت برمی‌گردد و پیشاتحلیلی است، مرحله ابتدایی آگاهی محسوب می‌شود. در مراحل بعدی است که عقل به شناخت تفصیلی قوت و ضعف خویش می‌رسد و خود را به‌صورت انضمامی در موقعیت‌های کنش، می‌شناسد. بنابراین نقادی گذشته و شناخت تحلیلی از تجربه‌ها، تنها پس از عقلانیتی که نگرشی تفصیلی به خویش پیداکرده، ممکن است.
«بی‌کتابی» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان، نگاهی است نقادانه به ماجرای مشروطه‌خواهی و حمله لیاخوف روس به مجلس، از منظر عقلانیتی که عدالت، آزادی و دین را یکجا می‌خواهد، یعنی عقلانیتی که به پیروزی انقلاب سال ۵۷ منجر شد. «وقت معلوم» نوشته مهدی کفاش هم از منظر همین عقلانیت، بر دهه پنجاه تمرکز کرده و قاجاریه، دول استعماری، حوزه علمیه و تشکیلات اتوپیامحور گوناگون شکل‌گرفته در آن دهه را مورد کنکاش قرار می‌دهد. نکته مهم این دو کتاب این است که موضوع شناخت را نه جریان‌های سیاسی- فکری ایران به‌مثابه «دیگری»، بلکه ایران به‌عنوان فاعل انقلاب ۵۷ قرار داده‌اند. این دو کتاب به دنبال نقاط ضعفی درگذشته می‌گردند که به ما نشان دهد چه چیزی درگذشته ما بوده که بحران‌های امروز را برای ما ایجاد کرده است.
در کنار این دو کتاب، حتماً باید از کتاب «آلوت» که توسط انتشارات نگاه منتشرشده هم اسم آورد. برخلاف دو کتاب گذشته، «آلوت» از بیرون به این تاریخ می‌نگرد و سعی در یافتن ریشه‌های ناکامی می‌کند. آلوت از این نظر کتاب مهمی است که بر سنت دینی دیگری استوار است. «آلوت» نوشته امیر خداوردی، منظری فقهی – کلامی به سیاست و فکر در جهان اسلام – ازجمله ایران- دارد. او از جایگاهی به تحولات سیاسی می‌نگرد که داعیه‌ای برای باز کردن راه نظری جدیدی پیرامون مسائل سیاسی دنیای جدید نداشته و در تمام دوران معاصر، در موقعیت تدافعی حفظ داشته‌های سلف قرار داشته است. در مورد این رمان هم نقطه اساسی، همان «خود»نگری تفصیلی است که تا پیش‌ازاین وجود نداشته. آلوت هم چشم را به ریشه سنت فقهی خویش دوخته و سعی در فهم و جداسازی نقاط قوت و ضعف دارد؛ هرچند که در نهایت به‌صورت هجویه‌ای درباره ابعاد سیاست ورزی سنت فقهی – کلامی درآمده است. این کتاب هم نشانه بلوغ جزئی‌نگری عقلانیت فقهی – کلامی در اسلام است، و هم آینه‌ای است که امکان بازنگری در خویشتن را به عقلانیت انقلابی می‌دهد. «آلوت» از منظر ارتباط سنت اسلامی با دنیای مدرن، «دیگری» مهمی برای عقلانیت انقلابی است که امروزه بخش مهمی از حوزه‌های درس و بحث علوم دینی را به‌ویژه در قم در اختیار خویش دارد.

این تکامل در دو سنت معرفی‌شده را باید با «خویشتن»شناسی هدایت و آل احمد در دو جریان روشنفکری سکولار و دینی مقایسه کرد. همان‌طور که خودشناسی هدایت، باعث تعمیق نگاه روشنفکری ادبیات داستانی ایران به مسائل کلان کشور شد، و همان‌طور که خودشناسی جلال آل احمد باعث به حاشیه رفتن جریان روشنفکری ادبیات داستانی نسبت به قدرت و دور شدن آن جریان از فهم ایران به‌مثابه یک کل شد، سه کتاب معرفی‌شده هم می‌توانند به سرنوشتی مشابه دچار شوند. هم می‌توانند باعث رشد عقلانیت ایرانی و کنشگری درگیرانه با واقعیت شوند، و هم به سقوط و خزیدن به کنج انزوای ناشی از درون‌نگری محض بینجامند. هیچ‌کس هم نمی‌تواند تضمینی برای نحوه خاصی از شدن برای آینده ادبیات بدهد، اما این ابهام نباید ما را بترساند و به مراحل قبلی عقب براند. نویسندگان ایرانی، به هر جریان فکری و ادبی‌ای که تعلق دارند، باید چنین فهمی را ارج بنهند و خودشناسی را به‌عنوان پایه‌ای مهم برای صعود به مراحل آتی در نظر بگیرند. به امید روزی که ادبیات داستانی بتواند باکلیت عقلانیت ایرانی پیوند بیاید و نقش اساسی خویش را در تکامل ایران اسلامی بر عهده بگیرد.

متن شما