حلقه کاپیتال مارکس

حلقه کاپیتال مارکس

دانشگاه شریف از دیرباز کانون جدال سوزان سرمایه‌داری، و منتقدان آن بوده است. دانشگاهی که از سویی رسالتش تولید ثروت و نقش‌آفرینی در نظام بازار به واسطه‌ی ابداع و بهبود فناوری‌هاست، و از سوی دیگر دانشجویانی را در خود می‌پرورد که بسیاری از آن‌ها خود را نسبت به جامعه‌ی خویش مسئول دانسته، و در نسبت با معضلات اجتماعی مردمان خاکی که ریشه در آن دارند، احساس درد و دغدغه‌مندی می‌کنند.

امیرحسین حاجی شمسایی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

در طول حیات دانشگاه شریف، این تعارضِ نهفته، بارها و در قالب های گونه‌گونی، بروز و تجلی یافته است. در میان واکنش‌های متنوعی که در این چند دهه به تعارض مذکور داده شده، به راحتی می‌توان کثیری از آن‌ها را متکی یا مرتبط به آراء و نظرات کارل مارکس، فیلسوف آلمانی‌تبار قرن نوزدهم دانست. «مارکسیسم»، «کمونیسم»، و «چپ‌گرایی»، از همان سال‌های نخستینِ شریف، همواره در این دانشگاه به انحاء و اشکال مختلف و در قالب های متنوعی حضور داشته است.
اما سوال این‌جاست که مارکسیسم واقعا چیست؟ کارل مارکس اصلا که بود و چه گفت؟ و چرا در این چهار پنج دهه، همواره مارکس و مارکسیسم و کمونیسم و چپ‌گرایی و دفاع از طبقه‌ی ضعیف جامعه در مقابل ثروتمندان و سرمایه‌داران و…، همه به هم بسته‌بندی شده و یکسان انگاشته شده‌اند؟ آیا چپ‌گرایی دقیقا همان مارکسیسم است و بالعکس؟ تعریف دقیق، و تعبیر علمی – فلسفی این مفاهیم چیست؟ آیا باید به هر دغدغه‌ای حول مصائب ضعفای جامعه، و به هر نقدی علیه سرمایه‌سالاری و زراندوزی، اطلاق «مارکسیسم» نمود؟ و اصلا مارکسیسم چرا تا به این حد «بد» است و تابو شده؟ علل شکست این مکتب در قرن بیستم چه بود؟ دین و پارادایم‌های دینی چه نسبتی با این فضا دارند؟ آیا اسلام در مواجهه با سرمایه‌داری و نظام بازار سکوت می‌کند؟ آیا چیزی تحت عنوان «مارکسیسم اسلامی» اصلا می‌تواند وجود داشته باشد؟ انقلاب اسلامی و گفتمان ولی نعمتیِ مستضعفان و پابرهنگان، چه نفی و اثباتی در مواجهه با نظام سرمایه‌داری، مارکسیسم، و سایر پارادایم‌های اقتصادی-اجتماعی دارد؟
متاسفانه به نظر می‌رسد در طی دهه‌های اخیرِ انقلاب اسلامی، مسیر نادرستی را دراین عرصه پیش گرفته‌ایم. تابو درست کردن و عدم مواجهه‌ی صریح، صادقانه، و عقلایی با مسائلی که حل و بررسی و تدقیق در آن‌ها، جزء لاینفک نیل به یک جامعه‌ی سالم و متعالی است،عکس آن چیزی‌ست که معلمان انقلاب از شهید بهشتی تا شهید مطهری، به ما آموخته‌اند. چه بخواهیم و چه نه، جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، جهانی‌ست عمدتا ساخته‌ی نظام سرمایه‌داری. این نظام، در اشکال مختلف و پیوسته در حال تغییرش، سه قرن است که در جهان جولان می‌دهد و احتمالا سالیان دیگری نیز همچنان با ما خواهد بود. در اروپای قرن بیستم، کمونیسم و فاشیسم هیچ‌کدام نتوانستند خود را به عنوان گزینه‌های کارآمدِ بدیل معرفی کنند، و مشابه های غیر اروپایی‌شان نیز به هیچ روی موفق‌تر از کار در نیامده‌اند. و امروز و در قرن بیست‌ویکم، کشور ما نیز به تقریب بسیار خوبی – خودآگاه یا ناخودآگاه – به این کاروان پیوسته، و سرمایه‌داری، نظام بازار، و اقتصاد بازار آزاد، همه از مسائل مهم ایران امروزند؛ مسائلی که عبور بی‌تفاوت ما از کنار آن‌ها می‌تواند هر روز خسارات‌ بیشتری را برای حال و آینده‌ی مردمان این سرزمین در پی داشته باشد.
در طول تاریخِ سرمایه‌داری، و حتی بسیار پیش‌تر از حاکمیت جهان‌شمول این نظام، همواره متفکران و اندیشمندان غربی و غیر غربی، اصول و مبانی و تبعات سرمایه‌داری را به نقد و چالش کشیده‌اند، و به ویژه در قرون اخیر، تلاشی پیوسته، برای عیب‌زدایی، بهینه‌سازی، یا جایگزینی آن در جریان بوده است. سرمایه‌داریِ حالِ حاضرِ جهانی، آثار و پیامدهای خود را به عرصه‌ی اقتصاد محدود نکرده، و تقریبا در تمامی شئون حیات بشر مدرن تبعاتی عمیق داشته است؛ و منتقدان این نظام، به تفصیل و در کتب و مقالات پرشماری آن‌ها را برشمرده‌اند: اینکه کانون گرم خانواده مورد تهاجم جهان تجارت و نیروهای آن قرار گرفته‌است؛ اینکه فضائل مدنی در حال رنگ باختن و ناپدید شدن است؛ اینکه آمادگی برای به تعویق انداختن «ارضای امیال و آرزوها» – به عنوان نقطه اتکای سرمایه‌داری – اکنون در حال رنگ باختن است؛ اینکه فردگرایی و خودخواهی در حال نابود کردن هر گونه درکی از هدف، مقصود، و خیرِ «جمعی» است؛ اینکه «کار»، رفته رفته معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهد؛ اینکه مردم و آحاد جامعه مسحور کالاهای مصرفی‌ای می‌شوند که در واقع نیازی به آن‌ها ندارند؛ اینکه «بازار بین‌المللی» با نابود کردن فرهنگ‌های تاریخیِ مکان‌مندِ زیست‌بوم ها، چیزی جز یک معجون بی‌بو و ‌خاصیت، یا نوعی نیهیلیزم لذت‌پرستانه باقی نمی‌گذارد؛ اینکه ثروتمندان، روز به روز ثروتمندتر و فقرا هر روز فقیرتر از دیروز می‌شوند؛ و…

بنابر آنچه گفته شد، به نظر می‌رسد از هر منظر و با هر نگاهی، نقد، بررسی، اصلاح، تعدیل، یا دست‌کم شناخت صحیح و ذوابعادِ نظام سرمایه‌داری و بازار آزاد، به گواه عقل، ضرورتی انکار ناشدنیست؛ و چه بهتر که چنین اتفاقی در جایی پی‌گرفته شود که به واسطه‌ی ارتباط وثیق‌اش با قلب تپنده‌ی سرمایه‌داری – یعنی تکنیک و فناوری – بیش از هر جای دیگری نیازمند و مشتاق چنین مباحثی است.
اما و صد اما که این مهم، همواره با چالش‌هایی مواجه بوده است. اسطوره‌سازی از مارکس و مارکسیسم از سویی، و بدیهی گرفتن مبانی و مفروضات سرمایه‌داری از سوی دیگر، همیشه مانع ایجاد یک گفت‌گوی پیش‌برنده و سازنده در این باره شده است. وجود نوع خاصی از برداشت اساطیری و در نتیجه نگاهی متعصبانه در میان طرفداران مارکسیسم، هم مانع شناخت علمی نقاط ضعف و قوت این مکتب شده، و هم عده‌ای را در طول دهه‌های اخیر، بدون شناخت کافی و بیشتر بر اثر هیجانات و احساسات، هوادار مارکسیسم نموده است. نتیجه‌ی نهایی چنین فضایی، به محاق رفتن هرگونه تدقیق و تعمق فاخر در حوزه بازاندیشی اندیشه‌های اقتصادی، خصوصا در دانشگاه‌ها و در بین دانشجویان بوده است.
جامعه اسلامی شریف، با همکاری اندیشکده‌ی مهاجر، با عنایت به آنچه گفته شد، حلقه‌ی بازخوانی انتقادی کتاب کاپیتال مارکس – به عنوان مشهورترین اثر در حوزه‌ی نقد و بررسی سرمایه‌داری – را بهانه و دستمایه‌ای برای یک بازنگری و بازاندیشی در اصول، مبانی، ساز و کارها، و تبعات نظام‌های اقتصادیِ حاکم کرده، تا از خلال طرح انتقادات کارل مارکس، و نقد و بررسی آن‌ها، به درک و شناختی واقعی‌تر و کامل‌تر از سرمایه‌داری، مارکسیسم، و نقایص و ایرادات هر یک از آن‌ها برسیم؛ که این خود نخستین قدم ضروری برای بهبود زیست معیشتی، فرهنگی و اجتماعی جامعه، و نیل به راه حلی متکی بر داشته‌ها و یافته‌های معرفتی و فرهنگی خودمان است.
چنین فرآیندی، در نهایت و در مقیاس‌های بزرگ‌تر، برکات بسیاری برای انقلاب اسلامی، ملت ایران و آیندگان این مرز و بوم خواهد داشت؛ ان‌شاءالله.

 

حلقه‌ی بازخوانی انتقادی کاپیتال، مهم‌ترین اثر کارل مارکس.
با حضور اساتید و پژوهشگران
هر هفته سه‌شنبه‌ها، ساعت ۱۶:۳۰
دفتر جامعه اسلامی شریف

متن شما