گزارشی از جلسات شانزدهم و هفدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

کارگروه اخلاق و فناوری

گزارشی از جلسات شانزدهم و هفدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه شانزدهمخلاصه فصل نهم از کتاب فلسفه اطلاعات فلوریدی  و  جلسه هفدهمخلاصه فصل چهارم از کتاب اخلاقی سازی فناوری فربیک

جلسه شانزدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری دوم اردیبهشت‌ماه سال ۹۶ برگزار شد. در ابتدای جلسه آقای خلیلی به ارائه‌ی مقاله‌ای که در دست تحریر دارد – در رابطه با  نسبت طراحی فضای مجازی و امکان معناداری در آن –  پرداخت. سپس اهم موضوعات و چالش‌های اخلاق فناوری در کشور به بحث گذاشته شد، این چالش‌ها قرار است به‌عنوان موضوع مناظره‌هایی در کنگره‌ی بین‌المللی اخلاق در علوم و فناوری مورداستفاده قرار بگیرد. پس‌ازاین، فصل ۹ از کتاب فلسفه اطلاعات لوچیانو فلوریدی توسط آقای صفدری ارائه شد. خلاصه این ارائه به ترتیب زیر است.

خلاصه فصل نهم از کتاب فلسفه اطلاعات فلوریدی:

فلوریدی در ادامۀ فصول پیشین، در این فصل قصدِ ارائۀ تبیینی اطلاعاتی از معرفت دارد. فلوریدی برای این منظور، اولین چیزی که باید نشان دهد ناکارآمدیِ تعریفِ رایجِ معرفت است. این فصل برای همین کار اختصاص داده شده. اما فلوریدی چگونه می‌تواند ناکارآمدیِ تعریفِ غالب از معرفت را نشان دهد؟
او برای تحقق این هدف به سراغِ اصلی‌ترین مشکلِ تعریفِ رایج از معرفت می‌رود: مسئلۀ گتیه‌یر[۱]. تعریفِ کنونی از معرفت یک تعریف سه‌جزئی است که بیان می‌دارد:

S می‌داند که p، اگر و فقط اگر:

الف) P صادق باشد؛
ب)  S باور داشته باشد که p صادق است؛
ج)  S در باورِ خود به p، موجه باشد.

این تعریف از معرفت با مسئلۀ گتیه‌یر مواجه است. سناریوهایی که در آن‌ها علی‌رغمِ برقراریِ این شروط، S معرفت ندارد. برای مثال فرض کنید که S به ساعت نگاه می‌کند و باور می‌یابد که الآن ساعت ۳ بعدازظهر است، ضمنِ اینکه ساعت واقعاً ۳ بعدازظهر هم هست، بنابراین باور S هم صادق است و هم موجه. حالا فرض کنید که ساعتی که S به آن نگاه کرده بود، سال‌هاست که خراب است و خیلی اتفاقی روی عدد ۳ قفل شده! بنابراین به نظر می‌رسد که S نمی‌داند که ساعت ۳ است، زیرا باور او کاملاً تصادفی و شانسی بوده است. ادعایِ فلوریدی آن است که سناریوهای گته‌ییری، با استفاده از این تعریف علی‌الاصول[۲] غیرقابل‌حل‌اند، چراکه منجر به مسئلۀ هماهنگی[۳] می‌شوند. این مسئله بیان می‌دارد که منبعِ صدقِ باور و منبعِ توجیه آن هرگز به‌طورقطع با یکدیگر هماهنگ نمی‌شوند و به‌این‌ترتیب همواره جا برای سناریوهای گتیه‌یری باز است.

فلوریدی برای اثبات این ادعا سناریویی را مطرح می‌کند که در آن منبع صدق و منبع توجیه، دو عاملِ انسانیِ جداگانه هستند و پس از ارائۀ یک تحلیل نسبتاً مفصل استدلالِ اصلی خود را بیان می‌کند. منبعِ صدق‌سازِ باور و منبعِ تولیدِ توجیه، همواره از هم جدا هستند. برای مثال در سناریویی که مطرح کردیم، منبعِ صدق ساز، حالتِ جهانِ خارج است که در ۳ بعدازظهر قرار دارد و منبعِ توجیه، ساعتِ روی دیوار. بدیهی است که این دو از هم جدایند. فلوریدی تأکید می‌کند که همواره می‌توان این دو را منطقاً جدایِ از هم تصور کرد، و لذا همواره امکانِ استفاده از این جدایی و خلقِ سناریوهای گتیه‌یری وجود خواهد داشت. این دو منبعِ معرفت‌ساز – طبقِ تعریف رایج – هیچ‌گاه به یک نقطۀ مشترک[۴] نمی‌رسند.
او پس از اثباتِ ناکارآمدیِ تعریفِ غالب و رایج از معرفت، اقدام به ارائۀ تفسیری اطلاعاتی از معرفت خواهد کرد.
(خلاصه اخیر از جناب آقای ابوطالب صفدری است)

جلسه هفدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری در تاریخ پنج‌شنبه چهاردهم اردیبهشت‌ماه سال ۹۶ برگزار شد. بخش اول این جلسه به‌ نقد و بررسی ضعف‌ها و قوت‌های کارگروه اخلاق و فناوری پرداخته شد و بنابراین شد که تحلیل جامعی از نقاط قوت و ضعف کارگروه صورت بگیرد و مبنی بر آن برنامه‌ای برای آینده‌ی کارگروه تنظیم شود. پس‌ازاین بحث، عمده‌ی بحث‌های این جلسه پیرامون فصل چهارم از کتاب «اخلاقی سازی فناوری» اثر پیترپائول فربیک بود که خلاصه‌ی آن به‌قرار زیر است:

خلاصه فصل چهارم از کتاب اخلاقی سازی فناوری فربیک:

آن‌طور که در فصل گذشته بیان شد فربیک عامل اخلاقی را ترکیب انسان- مصنوع در نظر می‌گیرد. در چنین وضعیتی این سؤال پیش می‌آید که جایگاه سوژه انسانی دراین‌بین چه خواهد بود. برای توضیح این مسئله فربیک از آرای میشل فوکو فیلسوف فرانسوی استفاده می‌کند. فوکو با استفاده از کلیدواژه‌ی قدرت نشان می‌دهد چگونه ساختار و نهاد‌های اجتماعی- فرهنگی و همچنین تکنولوژی منجر به شکل‌گیری سوژه می‌گردند. به‌طور خاص او در کتاب تنبیه و مراقبت با بیان نمونه‌های همچون بیمارستان، مدرسه و ارتش و فرآیند استانداردسازی‌ای که در آن‌‌ها نهفته است، به شکل‌دهی سوژه توسط این قدرت‌ها می‌پردازد. در نظر فوکو قدرت، برآمده از نیت‌ها و خواست‌های انسانی نیستند. این رأی او با نظر هایدگر درباره تکنولوژی مشابه است. چراکه ازنظر هایدگر نیز تکنولوژی یک فعالیت انسانی نیست بلکه حاصل نوع خاص رابطه متافیزیکی با هستی است که ما را به سوژه‌هایی که جهان را به شکل  تکنولوژیک فهم می‌کنند تبدیل کرده است. هرچند در نظر فوکو این بر‌سازی سوژه‌ها  صرفاً با کمک تاریخ ایده‌‌ها محقق نمی‌گردد بلکه  تحقق مادی قدرت نیز در این امر دخیل است . نمونه این امر ساختار معماری سراسر بین‌ها ست که در آن زندانیان و زندان بانان به شکل خاصی از سوژگی هدایت می‌شوند.
سؤالی که فربیک در اینجا مطرح می‌سازد این است که اگر قدرت در حال برسازی سوژگی ماست چه جایی برای عاملیت اخلاقی انسان باقی می‌ماند. در پاسخ باید گفت فوکو فضای زیادی برای تأثیر فعالانه ما بر شکل‌گیری سوژه توسط قدرت ایجاد می‌نماید زیرا که قدرت را امری امکانی و تاریخی در نظر می‌گیرد. هرچند عموماً خوانش از فوکو خوانشی مارکسیستی بوده است که باید باقدرت به مبارزه پرداخت و در برابر آن مقاومت کرد. اگر تکنولوژی یک قدرت باشد، با چنین خوانشی از فوکو باید رویکردی ضد تکنولوژیک اتخاذ کرد. اما فربیک خوانش هرمنوتیکی از فوکو را مدنظر قرار می‌دهد که به دنبال برقراری یک رابطه آزاد باقدرت است نه غلبه بر آن. به تعبیر دیگر از منظر فوکو هیچ‌گاه ما آزادی مطلق به معنای رهایی از هر قیدوبند و ساختار قدرتی نداریم- آن چیزی که خوانش مارکسیستی به دنبال آن است – بلکه قدرت، محدوده‌ی آزادی و امکان‌های تصمیم ما را متعین می‌کنند و ما در محیطی که قدرت فراهم آورده امکان تحقق آزادی خود را داریم.
این تعبیر از آزادی راه را برای روشن شدن فهمی که فوکو از اخلاق در کارهای متأخر خود ارائه می‌کند می‌گشاید. در نظر فوکو اخلاق نه مجموعه‌ای از کد‌ها برای هدایت رفتار افراد بلکه عاملی است که با فرم دادن به نوع رابطه سوژه و قدرت در فرایند برسازی سوژه دخالت می‌کند. فوکو به‌طور خاص تمرکز خود را بر اخلاق جنسی در اخلاق کلاسیک یونانی معطوف می‌کند و نشان می‌دهد چگونه این اخلاق در مواجه باقدرت لذت با ایجاد یک‌فاصله، و اتخاذ رویکرد متعادل سوژه را به‌سوی غلبه بر خود که هدف اخلاق کلاسیک یونانی است هدایت می‌‌کند. فوکو فرآیند شکل‌دهی سوژه در نظریات اخلاقی را مبتنی بر عناصر چهارگانه‌ای توضیح می‌دهد که همین چهارگان می‌تواند روشنگر شکل‌گیری سوژه‌ها واسطه‌گری شده به‌وسیله تکنولوژی نیز باشد. عنصر اول ماده اخلاقی (ethical substance) است که به جنبه‌ای از سوژه که قرار است ذیل نظریه اخلاقی تغییر یابد اشاره می‌کند مثل رفتار، نیت، نفس و غیره. صورت سوژگی (Mode of subjection) به قانون یا اقتدار اخلاقی که سوژه آن را می‌پذیرد معطوف است مثل قانون الهی یا قوانین عقل. خودسازی (Self-practice) نیز به فعالیت‌هایی اشاره دارد که بافاصله دادن سوژه از قدرت امکان برسازی سوژه دلخواه را ممکن می‌کند. دست‌آخر غایت مندی (Teleology) شامل آن نوع سوژه‌ی مطلوبی می‌گردد که نظریه اخلاق در پی برسازی آن است. برای مثال نظریه کانتی به دنبال شکل‌دهی به سوژه با نیت‌های محض و خالص است.
 ازنظر فربیک این فهم از اخلاق می‌تواند به بازبینی درباره مفهوم کنونی اخلاق تکنولوژی منجر شود. بر این اساس اخلاق تکنولوژی نباید به‌عنوان یک محافظ در نظر گرفته شود که در برابر دست‌اندازی تکنولوژی به حیطه انسانی  مقاومت می‌کند بلکه باید با شکل‌دهی به رابطه انسان باقدرت تکنولوژی و تأثیر در نحوه‌ای که تکنولوژی سوژه ما را برسازی می‌کند نقش فعال خود را ایفا نماید. ازنظر فربیک این شکل‌دهی به رابطه قدرت در وهله اول می‌تواند از طریق ایده‌ها و اندیشه‌ها صورت گیرد همچون ایجاد فرهنگ مناسب یا وضع قوانین که قادرند رفتار استفاده‌کنندگان را هدایت کند. اما در وهله دوم و همگام با فهم فوکویی از تأثیر بدنمندانه قدرت بر شکل‌گیری سوژه این کار می‌تواند از طریق طراحی مادی تکنولوژی صورت پذیرد. در چنین وضعیتی طراحی برای فربیک ذاتاً به امری خلاقی تبدیل می‌گردد زیرا که اثرات واسطه گرانه آن همواره در حال بر سازی سوژه‌ی ماست.
(خلاصه اخیر از جناب آقای حسین تاجمیر ریاحی)

#اخلاق_و_فناوری#فلسفه_تکنولوژی#فربیک#فلوریدی#فوکو#اندیشکده_مهاجر

 

 


[۱] Gettier

 

[۲] In Principle

 

[۳] coordination problem

 

[۴] Fixed Point