جلسه نوزدهم از حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه نوزدهم از حلقه تخصصی اخلاق و فناوری

در جلسه نوزدهم از حلقه تخصصی اخلاق و فناوری درباره‌ی موضوعات موردتوجه برای پرونده اخلاق و فناوری مجله مهاجر بحث و موارد زیر به‌عنوان سؤالات و چالش‌هایی برای طرح در مجله پیشنهاد شد:

۱- مکانیزاسیون: با پیشرفت تکنولوژی، نقش فرهنگی انسان کاهش یافته است، آیا این کاهش به نفع انسان بوده یا به ضررش؟ آیا ورود روبات‌ها به عرصه‌های مختلف اجتماعی موجب غنای فرهنگی زندگی انسان خواهد شد یا از انسان مهارت‌زدایی خواهد کرد و نقش‌های اجتماعی انسان را از بین خواهد برد؟ و غیره.

۲-بهسازی (enhancement) انسان چه تبعاتی دارد؟ آیا خیلی از این بهسازی‌ها که اتفاقاً در کشور ما هم کم‌وبیش رایج شده به لحاظ اخلاقی جایز است؟ عمل بینی و اعضای بدن چه وضعی در کشور ما دارد و شیوع این عمل‌ها ریشه در چه نوع طرز فکری دارد؟ چگونه می‌توان بین بهسازی درست و نادرست تمایز گذاشت؟ و غیره.

۳-مسائل اخلاقی محیط‌زیست چه مواردی‌ هستند؟ تعامل تکنولوژی و محیط‌زیست در جهان و ایران چگونه بوده است؟ آیا نهادهای موجود قادرند وضعیت محیط‌زیست را بهبود دهند؟ سدسازی می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ موردی کاویده شود.

 

پس‌ازاین بحث فصل هفتم از کتاب اخلاقی‌سازی فناوری از فربیک مورد مباحثه قرار گرفت که خلاصه آن به قلم آقای ریاحی به شرح زیر است:

 

فصل هفتم از کتاب اخلاقی‌سازی فناوری

در فصل هفتم از کتاب اخلاقی سازی فناوری،  فر بیک به محدودیت‌‌های نظریه خود اشاره می‌کند. فناوری برای فر بیک همواره در حال واسطه‌گری فعال بین انسان- جهان بوده و نظریه اخلاقی پیشنهادی او نیز تلاش داشت بر هدایت و شکل‌دهی به این واسطه‌گری تمرکز نماید. اما برخی از فناوری‌ها را نمی‌توان به کمک واسطه‌گری تحلیل نمود لذا نیازمند تأمل اخلاقی به شکل دیگری هستند.
 به دیگر سخن فر بیک تلاش نمود تا اخلاق فناوری را  از یک رویکرد مدرنیستی که در آن انسان دارای خودمختاری کامل است نجات دهد و تصویر منفعلانه از اخلاق فناوری به‌عنوان سپری برای جلوگیری از نفوذ تأثیرات منفی فناوری به حیطه انسان در هم شکند. اقتضای رویکرد پدیدارشناسانه که فناوری و انسان را اموری درهم‌تنیده در نظر می‌گیرد اخلاق فناوری است که در آن عامل‌های هیبریدی انسان – فناوری دخیل‌اند و آزادی در آن نه به شکل مطلق که به‌صورت رابطه‌ای تعریف می‌گردد. در این نگاه به فناوری‌ای که فر بیک از آن با عنوان رویکرد پسا مدرن نام می‌برد اخلاق درگرو برقراری یک رابطه آزاد با فناوری و شکل‌دهی به آن است.‌ بااین‌وجود رویکرد پسامدرن نمی‌تواند پدیده‌هایی مثل کاشتنی‌های مغزی (Brain implant) یا فناوری‌هایی که اعمال ما را بالاجبار متعین می‌کنند توضیح دهد. دلیل این امر آن است که امکان فاصله گرفتن از این فناوری‌ها و برقراری یک رابطه آزاد با آن وجود ندارد.  نورو ایمپلنت‌ها بین انسان و جهان یک واسطه‌گری جدید انجام نمی‌دهد بلکه انسان را به وجودی جدید تبدیل می‌کند.
فر بیک برای توضیح این فناوری‌ها به بسط روابط بین انسان و تکنولوژی که آیدی مطرح ساخته می‌پردازد. وقتی در روابط آیدی از سمت رابطه بدنمندی ( روابطی که در آن فناوری با شفاف شدن در ترکیب با بدن قرار می‌گیرد) به سمت پس‌زمینگی (رابطه‌ای که فناوری حضور مستقیم ندارد ولی امکان تجربه جهان به شیوه‌ی خاصی را می‌دهد) حرکت می‌کنیم فاصله بین انسان و فناوری در حال افزایش است. اما ازنظر فر بیک یک رابطه دیگری وجود دارد که پیش از رابطه بدنمندی قرار می‌گیرد و آن رابطه سایبورگی شدن است. فرق سایبورگی شدن با بدنمندی این است که در رابطه بدنمندی اگرچه انسان و فناوری ترکیب می‌شوند اما همچنان قادریم که تمییزی بین آن‌ها قائل شویم اما در رابطه سایبورگی این تمایز مبهم و غیرقابل تشخیص می‌گردد. همان‌طور که گفته شد نوروایمپلنت‌ها مثال خوبی از این فناوری‌ها هستند. آن‌ها رابطه انسان و جهان را واسطه‌گری‌ نمی‌کنند بلکه انسان را مستقیماً به وجودی نوین مبدل می‌سازند.
با تحلیل رابطه هرمنوتیکی دومین دسته از محدودیت‌ها نظریه فر بیک آشکار می‌شود که تحت عنوان رابطه کامپوزیتی مطرح می‌گردد. در رابطه هرمنوتیکی فناوری بازنمایی از یک واقعیت در اختیار ما قرار می‌دهد اما در رابطه کامپوزیتی فناوری به‌خودی‌خود یک واقعیت کاملاً نوین در اختیار ما قرار می‌دهد. در رابطه هرمنوتیکی قصدیّت و ادراک ما به‌وسیله یک بازنمایی از عالم تحت تأثیر قرار می‌گیرد اما در رابطه کامپوزیتی قصد تکنولوژی به شکل مستقلی به قصدیت ما  افزوده می‌گردد. مشابه این رابطه در فناوری‌هایی که عمل ما را به‌صورت اجباری تحت تأثیر قرار می‌دهند دیده می‌شود. برای مثال سیستم‌های تعیین سرعت خودکار ماشین درواقع قصدیت و جهت‌گیری خود را بر ما تحمیل می‌کنند و سرعت ماشین را همواره مشخص می‌سازند. بدین ترتیب مجدداً مشکل اخلاق فناوری پسا مدرن آشکار می‌گردد  زیرا در این روابط ما هیچ راهی برای شکل‌دهی به رابطه برقرارشده با این فناوری‌ها نداریم. درواقع تأکید فر بیک بر شکل‌دهی  به رابطه انسان و فناوری در جهت برسازی سوژه دلخواه در این فناوری‌ها قابل‌بحث نیست.
ازنظر فر بیک تنها راه مواجهه اخلاقی ما با قصدیت کامپوزیتی در عمل پذیرش یا نفی کامل آن‌هاست و ازآنجاکه این نوع رابطه می‌تواند تأثیرات زیادی بر انسان‌ها داشته باشد مسئولیت اخلاقی سنگینی در مواجهه با آن‌ها خواهیم داشت. اما در مورد قصدیت سایبورگی، فر بیک معتقد است تأملات اخلاقی باید ادامه داشته باشد و به مثال‌هایی در حوزه اخلاق نورو بسنده می‌کند.

متن شما