جلسه سیزدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه سیزدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری

جلسه سیزدهم از حلقه تخصصی کارگروه اخلاق و فناوری در تاریخ بیست و دوم اسفندماه برگزار شد. در این جلسه پس از بحث پیرامون مسائل ستادی کارگروه، مباحثه روی فصل سوم کتاب فربیک توسط اعضاء انجام پذیرفت که خلاصه آن فصل به شرح زیر است.

فصل سوم کتاب اخلاقی سازی فناوری

در فصل‌های پیش فربیک به ربط اخلاقی(Moral Relevance)  مصنوعات پرداخته بود اما در این فصل سؤال اصلی جایگاه این ربط اخلاقی در حیطه علم اخلاق است. آیا باید مصنوعات را نیز همچون انسان به‌عنوآن‌یک عامل اخلاقی در نظر گرفت یا به صورتی دیگر به آن نگریست؟ برای تعیین این جایگاه فربیک تلاش می‌کند یک تبیین غیر مدرن از سوژه اخلاقی ارائه کند. او در ابتدا به بررسی ربط و اهمیت اخلاقی از دیدگاه متفکران فناوری همچون لنگدون وینر، برنو لاتور، لوچیانو فلوریدی و آلبرت برگمان می‌پردازد.

می‌توانیم در بین این دیدگاه‌ها ۳ نوع نگرش به اهمیت اخلاقی مصنوعات را از هم تمیز دهیم. نخست نگاهی است که  مصنوعات را تجلی‌گاه نیت‌ها و خواست‌های هنجاری و ارزشی ما ‌می‌داند و از آن‌ها تعبیر به ابزار اخلاقی (Moral instrument) می‌کند. مثال پل‌های ویرنر که بر اساس ارزش‌های نژادپرستانه بنا شدند از این دسته است. بااین‌وجود تقریباهمه این متفکران معتقدند مصنوعات بسیار بیشتر از صرف یک ابزار برای مادی سازی ارزش‌های ما هستند بلکه قادرند خود مستقل از نیت‌های ما تأثیرات اخلاقی داشته باشند. در نگاه دوم مصنوعات به‌عنوان عامل‌های اخلاقی (Moral Agent) لحاظ می‌شوند. رویکرد لوچیانو فلوریدی از این دسته است هرچند در نگاه او تنها سیستم‌ها پیچیده و باهوش مصنوعی که قادر باشند معیار‌های خاصی را ارضا نمایند را می‌توان عامل اخلاقی دانست. برونو لاتور نیز به نحوی مصنوع را عامل اخلاقی می‌داند هرچند او به عاملیت فی‌نفسه و مستقل مصنوع از انسان قائل نیست و انسان و غیرانسان در کنار هم و در یک شبکه از عوامل‌اند که امر اخلاقی را رقم می‌زنند. از سوی دیگر رویکرد لاتور را در کنار متفکرانی همچون برگمان می‌توان در دسته سومی با عنوان واسطه‌گری اخلاقی (Moral Mediation) نیز قرارداد. در این رویکرد، اگرچه مصنوعات به‌عنوآن‌یک عامل مستقل اخلاقی دیده نمی‌شوند اما در جهت‌دهی به اعمال، تصمیمات و شیوه زندگی ما تأثیر جدی دارند و درنهایت در آن قصدیّت کامل انسانی کنار گذاشته می‌شود.

فربیک برای ارائه تبیین غیر مدرن خود از سوژه اخلاقی که بتواند واسطه‌گری اخلاقی فناوری را نیز در بر بگیرد به دو مقوّم اصلی عامل اخلاقی در فلسفه اخلاق مدرن یعنی قصدیّت (intentionality) و آزادی (Freedom) می‌پردازد.  برای او هر دو این موارد به شکل خالص امور انسانی نیستند بلکه به‌وسیله فناوری واسطه‌گری شده‌اند. قصدیت در دو معنای توانایی ایجاد نیت و تصمیم‌گیری در علم اخلاق و سوگیری همیشگی انسان به واقعیت در پدیدارشناسی فهمیده می‌شود. برای فربیک اما این دو معنا هیچ‌گاه جدا از هم نخواهند بود، ما قادر به ایجاد تصمیم نیستیم مگر این‌که از پیش به جهت مندی خاصی نسبت به واقعیت پیدا کرده باشیم. حال ازآنجاکه متفکرانی همچون آیدی در سطح ادراک و لاتور در سطح عمل نشان داده‌اند که دربارگی و سوگیری ما نسبت به جهان به شکلی اساسی به کمک فناوری رخ می‌دهد بنابراین قصدیت امری واسطه‌گری شده است. درنتیجه قصدیت را نباید یک امر صرف انسانی بلکه یک ترکیبی از امر انسانی و فناورانه بدانیم.

درباره آزادی نیز فربیک با بازتفسیر آن تلاش می‌کند نشان دهد آن‌یک امر فی‌نفسه انسانی نیست. درواقع برخلاف تصور مدرن از آزادی که آن را عدم وجود هیچ تأثیر خارجی و تحمیل‌شده بر سوژه می‌داند ما هیچ‌گاه در خلأ و جدای از نیرو‌هایی محیطی  قرار نداریم. آزادی ما موقعیت مند است. این محیط است که  شرایطی را فراهم می‌کند و گزینه‌های را روبروی ما قرار می‌دهد که تنها با برقرار کردن یک رابطه  با آن می‌توانیم آزادی خود را اعمال کنیم. در فرهنگ فناورانه جدید اما این محیط که زمینه و امکان تحقق آزادی را میسر می‌سازد به‌وسیله فناوری است که تأمین می‌شود. برای مثال سونوگرافی موقعیت‌ و محیط کاملاً جدید را فراهم می‌کند که ما تنها در مواجه با چنان محیط و امکان‌هایی است که می‌توانیم آزادی خود را برای تصمیم گرفتن محقق سازیم.  لذا فناوری نیز همچون قصدیّت امری ترکیبی از انسان و فناوری است. اگرنه قصدیت و نه آزادی امری صرفاً انسانی نیستند بلکه واسطه‌گری شده به‌وسیله فناوری‌اند بدین ترتیب سوژه اخلاقی در چارچوب‌های اخلاقی نیز نباید انسانی مستقل و جدا از هرگونه تأثیر در نظر گرفته شود بلکه با سوژه‌ای غیر مدرن جدید روبرو هستیم که ترکیبی از انسان و فناوری است.

با این بازتفسیر از سوژه اخلاقی فربیک قادر می‌شود تا تأثیرات اخلاقی فناوری را نیز در چهارچوب‌های علم اخلاق بگنجانند و بر این اساس به انتقادات افرادی همچون سویسترا که برای مصنوعات هیچ جایگاهی در حیطه اخلاق در نظر نمی‌گیرند پاسخ می‌دهد. برخلاف نظر سویسترا این رویکرد می‌تواند با نگاه کانتی همخوان باشد چون واسطه‌گری فناوری به معنای تعطیل عقل توسط سوژه انسانی نیست بلکه عقلانیت و همچنین آزادی سوژه در چهارچوب‌هایی که فناوری برای او واسطه‌گری می‌کند ممکن می‌شود. همچنین واسطه‌گری فناوری در پیامدگرایی نیز مهم می‌شود چون می‌تواند بر فهمی که ما از بیشترین لذت برای بیشترین تعداد افراد داریم تأثیرگذار باشد. دست‌آخر رویکرد واسطه‌گری اخلاقی بیشترین تطابق را بااخلاق فضیلت دارد چراکه سوژه اخلاق در آن انسان فی‌نفسه مدرن نیست بلکه تأثیر محیط و انسان باهم در نظر گرفته می‌‌شود.

(خلاصه فصل۳ کتاب فربیک از آقای حسین تاجمیر ریاحی)

 

#اخلاق_و_فناوری#اندیشکده_مهاجر#فربیک#فلسفه_تکنولوژی