به فرهنگ رحم نمی‌کنید، به مهندسی رحم کنید!

ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری / a.safdari313313@yahoo.com

به فرهنگ رحم نمی‌کنید، به مهندسی رحم کنید!

نوشتاری در مورد ادغام معاونت فرهنگی

همۀ ما متخصصان حل سؤالات تستیِ چهارگزینه‌ای هستیم، و اینک یک تست چهارگزینه‌ای!

عناوین و عبارت‌های زیر را که از وب‌سایت یک سازمان گرفته شده‌اند در نظر بگیرید:

برنامۀ مشترک فرهنگ، هنر و فناوری/ ادارۀ هنر / مرکز هنر، علم و فناوری/ شورای هنر/ بخش هنرهای نمایشی و موسیقی/ انجمن هنر/ گالری و موزه

این عناوین و عبارات ، به کدام‌یک از سازمان‌های زیر مربوط می‌شوند؟

 

  1. یک فرهنگسرا
  2. یک دانشگاه یا دانشکدۀ هنر
  3. یک مرکز خصوصی هنری
  4. دانشگاه MIT

مطمئنم آن‌قدر باهوش هستید که گزینۀ ۴ را انتخاب کنید و بازهم مطمئنم آن‌قدر این گزینه عجیب هست که باعث شگفتی‌تان بشود و با خود بگویید: MIT و هنر؟ MIT و موسیقی؟ MIT و گالری. بله! البته که MIT و هنر! البته که MIT و موسیقی! البته که MIT و گالری!  ما ولی از MIT فقط دپارتمان‌های مهندسی و آزمایشگاه‌های علمی‌‌اش را می‌شناسیم، شاید هم نخواسته‌اند بشناسیم. من MIT را انتخاب کردم چون در زمان‌های دور و شاید بسیار دور قرار بود دانشگاه خودمان، صنعتی شریفِ عزیز MIT خاورمیانه باشد. وگرنه سایر دانشگاه‌های بزرگ و درجه‌یک جهان – و حتی درجه‌دو و سه جهان- هم همین‌گونه‌اند. فضایی متنوع، تکثرگرا، پویا و بانشاط. و اصلاً مگر غیرازاین باشد، می‌توان رشد کرد؟ می‌توان خلاق بود و به توسعۀ جامعه کمک کرد؟ مگر غیرازاین است که از جامعه‌ای تک‌بعدی، انسان‌های تک‌بعدی زاده می‌شوند؟ و در جهانی متکثر و شدیداً در حال تغییر و تحول، انسان تک‌ساحتی محکوم‌به فناست.

اگر هم فرض کنیم فعالیت‌های فرهنگی و هنری در یک دانشگاه صنعتی ارزش ذاتی ندارند، اما با قطعیت می‌توان گفت که ارزش ابزاری دارند. این فعالیت‌ها، علاوه بر تقویت روحیۀ همکاری و خلاقیتِ دانشجویان،  فضای خشک و گاه تحمل‌ناپذیر دانشگاه را متبوع و تحمل‌پذیر می‌کنند. همۀ این‌ها نهایتاً منجر به افزایش بازده تحصیلی و رشد خلاقیت‌ دانشجویان – خلاقیت، یکی از ارکانِ اصلیِ مهندسی محسوب می‌شود – خواهد شد. ولذا تعطیلی یا ادغام معاونت فرهنگی، نهایتاً به فرآیند آموزش مهندسی ضربه خواهد زد.

این نوشتار کوتاه را با نقل‌قولی از میرزا ملکم خان به پایان می‌برم. او در کتابچه غیبی یا دفتر تنظیمات چنین می‌نویسد:

ما خیال می‌کنیم که درجه ترقی آن‌ها همان‌قدر است که در صنایع ایشان می‌بینیم. حال‌آنکه اصل ترقی ایشان در آئین تمدن بروز کرده است. ملل یوروپ هرقدر که در کارخانه‌جات فلزی ترقی کرده‌اند، صد مراتب بیشتر در کارخانه‌جات انسانی پیشرفته‌اند.

  کارخانۀ انسانی که هیچ، این کارگاه کوچک را هم تعطیل کنید؛ فقط بعدها که خواستید علل تعطیلی کارخانجات بزرگِ صنعتی را ریشه‌یابی کنید، به تعطیلی کشیدنِ این کارگاه‌های کوچک را به یاد بیاورید. 

متن شما