چرا ایده مادی نئوداروینیستی از جهان قریب‌به‌یقین غلط است؟

نیما نریمانی / مدیر کارگروه علم و دین / دانشجوی دکتری فلسفه دین / [email protected]

چرا ایده مادی نئوداروینیستی از جهان قریب‌به‌یقین غلط است؟

 

توماس نیگل در یوگوسلاوی در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. او تحصیلات فلسفی خود را در دانشگاه کورنل ۱۹۵۸ B.A و سپس در دانشگاه آکسفورد ۱۹۶۰ و پس‌ازآن در هاروارد Ph.D در ۱۹۶۳ تحت راهبری جان رالز که بعدتر او را مهم‌ترین فیلسوف سیاست قرن بیستم نامید به پایان رساند.

پس‌ازآن در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و پرینستون مشغول آموزش شد و نهایتاً در دانشگاه نیویورک مستقر گشت. او عضو آکادمی هنر و علوم امریکا، و همچنین آکادمی انگلستان است و در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان عضو جامعه فیلسوفان آمریکایی برگزیده شد.  او در زمینه‌های فلسفی چون اخلاق و سیاست، فلسفه ذهن و معنای زندگی به‌طور تخصصی کار کرده است.

نیگل در کتاب اخیر خود با عنوان

 Mind and Cosmos:Why the Materialist Neo-Darwinian Conception of Nature is Almost Certainly False

منتشرشده در سال ۲۰۱۲ به سراغ جهان‌بینی غالب علمی امروز یعنی ماتریالیسم داروینیستی درباره جهان رفته است. او بااینکه خود را یک ملحد می‌داند معتقد است که این ایده اشکالات جدی‌ای دارد و نمی‌تواند ویژگی‌های مهمی در جهان همچون حیات، آگاهی، غایتمندی و اخلاق را توضیح دهد.

در ادامه بخش‌هایی از معرفی کتاب توسط نیگل را مرور می‌کنیم.

هدف از این کتاب آن است که بگوید مسئله ذهن و بدن یک مسئله خاص و جزئی مربوط به رفتار موجودات زنده نیست، بلکه فهم کلی و کلان ما از جهان را مورد هجمه قرار می‌دهد(Nagel, 2012, p. 3).

در میان دانشمندان و فیلسوفان که در باب روند جهان به‌طور کلان سخن می‌گویند، ماتریالیسم تقلیل‌گرا به‌طور گسترده تنها گزینه مطرح است(۴). نقطه آغاز بحث (برای تغییر این نگاه)، شکست تقلیل‌گرایی در مورد ذهن و تقلیل آن به بدن است، ایده‌ای‌ که در فلسفه ذهن به سبب انگیزه نشان دادن قوت علوم فیزیکی برای توضیح همه‌چیز قویاً انگیخته شده است(۴). تقلیل حیات به شیمی- فیزیک در زیست‌شناسی نگاه غالب است و هرگونه مقاومت در برابر آن نه‌تنها از منظر علمی که به‌عنوان موضعی سیاسی غلط قلمداد می‌شود. اما زمان زیادی است که من ایده مادی پیدایش موجودات زنده، شامل انسان‌ها و دیگر موجودات، که نگاه استاندارد پیدایش تکاملی است را غیرقابل‌باور یافته‌ام(۵).
به نظر می‌رسد، همچنان که عموماً هم‌چنین است، ایده غالب کنونی راجع به جهان(یعنی همان ماتریالیسم داروینیستی) نتیجه‌ی فرض‌های (خاص) حاکم بر تفکر(بشر) است که خودشان بی‌وجه‌اند و برخلاف عقل سلیم[۱](وجدان عمومی)(۵).  پیدایش حیات درنتیجه‌ی زنجیره‌ی اتفاقی رخدادهای فیزیکی در کنار مکانیسم انتخاب طبیعی بسیار غیرقابل‌باور و نامحتمل است(۶). وقتی تحقیقات اخیر زیست‌شناسی مولکولی در مورد پیدایش و تکامل حیات صرفاً بر اساس قوانین فیزیک و شیمی تردیدهای درستی ایجاد کرده است، این می‌تواند با شکست تقلیل‌گرایی در حوزه روان(ذهن) به فیزیک ترکیب‌شده و نشان دهد که امر دیگری در تاریخ جهان وجود دارد و مؤثر است که سبب می‌شود روند حرکت جهان غایتمند باشد به‌جای آنکه صرفاً مکانیکی و کور باشد(۷).
در طرح این‌چنین سؤالات و تردیدها ناظر به جریان غالب علمی در مورد جهان من از طرق متفاوتی برانگیخته شدم: حمله سالیان اخیر به داروینیسم که توسط مدافعان ایده طراحی هوشمند بیان‌شده است. اگرچه افرادی همچون مایکل بهی[۲] و استفن میر[۳]  در نقدهای خود به‌هرحال تحت تأثیر گرایشات مذهبی خویش هستند، ادله تجربی ایشان علیه احتمال پیدایش و تکامل حیات صرفاً بر اساس قوانین فیزیک و شیمی در نوع خود بسیار جالب و قابل‌توجه است.‌.. این نقدها نسبت به نگاه غالب علمی باید بسیار جدی گرفته شود(۱۰).
ممکن است کسی اساساً نسبت به امکان وجود خالق و طراح نسبت به عالم تردید داشته باشد، همچنان که نگاه غالب چنین است و معتقد به‌کفایت مکانیسم مادی در تبیین حیات. اما این فرضی است(بی‌دلیل) که (امروز) پروژه علم را راهبری می‌نماید، به‌جای آنکه یک نظریه علمی تأییدشده باشد(۱۱). من شخصاً به وجود این فرض بی‌دلیل نزد خودم اعتراف می‌کنم که اجازه نمی‌دهد طراحی داشتن جهان را به‌عنوان یک گزینه واقعی در نظر بگیرم. من شخصاً فاقد حس خداجویی[۴]  هستم که بسیاری از انسان‌ها را قادر می‌سازد اهداف الهی را در جهان بفهمند همچنان که از لبخند در چهره فردی به حس او پی می‌برد(۱۲).
به‌هرروی من معتقدم مدافعان جنبش طراحی هوشمند[۵] به خاطر به چالش کشیدن جهان‌بینی علمی که به این دلیل که ما را از دین رها کرده نزد هوادارانش محبوب است، سزاوار قدردانی هستند. این جهان‌بینی نیاز به‌جایگزینی دارد، علی‌رغم دست آوردهای بزرگ ماتریالیسم تقلیل‌گرا[۶] که زمان زیادی منبع اصلی فهم ما از جهان و (وسیله‌ی) کنترل آن بود(۱۲).

 

Nagel, T. (2012). Mind and Cosmos: Why the Materialist Neo-Darwinian Conception of Nature is Almost Certainly False: Oxford.

 

 

 

 

 

 

 


[۱] Common Sense

 

 

 

[۲] Michael Behe

 

 

 

[۳] Stephen Meyer

 

 

 

[۴] Sensus Divinitatis

 

 

 

[۵] Intelligent Design

 

 

 

[۶] Reductive Materialism

 

 

 

 

متن شما