این قصه برای نخوابیدن است…

این قصه برای نخوابیدن است…

نشست علم و اسلام که به همت اندیشکدۀ مهاجر و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف با سخنرانی دکتر مظفر اقبال در روز یکشنبه ۷ آبان در سالن جابر دانشگاه برگزار شد.  

 پیش از شروع سخنرانی با پخش بخش‌هایی از مستندِ معروف علم و اسلام جمال‌الخلیلی زمینه‌ای برای شروع برنامه فراهم شد. در ابتدای برنامه دکتر گلشنی توضیح کوتاهی در مورد سابقۀ دوستی‌شان با اقبال در همایش بزرگ علم و اسلام و فعالیت‌های او ارائه می‌کنند. اگرچه مظفر اقبالِ پاکستانی دانش‌آموختۀ دکترای شیمیِ دانشگاه ساسکاچوآنِ کاناداست، اما هم‌اکنون حوزۀ پژوهشی او مطالعاتِ اسلامی و به‌ویژه نسبت علم و اسلام است. او بنیان‌گذار و رئیس مرکز علوم اسلامی در آلبرتای کاناداست. دکتر گلشنی سپس از ایشان دعوت می‌کند که برای ایراد سخنرانی در جایگاه حاضر شوند.
پروفسور اقبال سخنرانی خود را با موضوع "آیا علم تجربی دین دارد؟" آغاز می‌کند. او ابتدا تاریخچه مختصری از رابطه علم و دین مسیحیت در اروپا ارائه داد و تأکید کرد که ریشه بحث تضاد علم و دین از دنیای مسیحی آغازشده و در دوران شکوه تمدن اسلامی این‌چنین مسئله ایی مطرح نبوده است.  او در ابتدا تذکر می‌دهد که بحث او منحصر در علوم طبیعی خواهد بود و به علوم انسانی نخواهد پرداخت. چراکه به نظر می‌رسد قسمت سخت ماجرا همین است که نشان دهیم اسلام و اساساً هر جهان بینیِ دیگری- می‌تواند نسبتی با علم برقرار کند.  او برای آنکه این خط‌وربط را نشان دهد، سعی می‌کند نگاهی کل‌گرایانه نسبت به علم ارائه داده و ازاین‌جهت نه از علم که از "فعالیت علمی" سخن می‌راند. او تأکید می‌کند که فعالیت پژوهشی آزمایشی که دانشمندان عهده‌دار آن هستند، صرفاً یک بخش کوچک از فعالیت علمی است و این فعالیت دارای لایه‌های متعددِ دیگری هم هست. ازجملۀ آن‌ها می‌توان به لایۀ اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، جهان‌بینی و اخلاقی اشاره کرد. اقبال با ارائۀ مثال‌های متعدد در هرکدام از این لایه‌ها سعی می‌کند این موضع که علم ماهیتی خنثی و صرفاً ابزاری ندارد را تقویت کند.
در لایه‌ی جهان بینی می‌توان این سؤال را طرح کرد که دنیای مادی که علم آن را توصیف می‌کند چیست؟ این‌یک سؤال متافیزیکی است که فراتر از خود علم است. به‌عنوان یک مسلمان ما جهان هستی را مخلوق خداوند متعال میدانیم که برای هدف خاصی طراحی‌شده است ولی از دید علم مدرن جهان موجودی بی‌روح و بی‌هدف و بی‌معنا و صرفاً ابزاری برای رسیدن بشر به اهداف خود است. دکتر اقبال در ادامه به لایه اخلاقی علم اشاره کرد و گفت بنابر آیات قران ما خلیفه خداوند در زمین هستیم و رابطه خود با طبیعت را باید بر این مبنا تنظیم کنیم. علم اسلامی به‌گونه‌ای خواهد بود که با لحاظ مسئولیت‌های اخلاقی انسان به شناخت طبیعت خواهد پرداخت. دکتر اقبال از زنجیره غذایی امروز به‌عنوان مثالی استفاده کرد تا نشان دهد جهان‌بینیِ خدا ناباورانه که امروز بر کل فعالیت علمی حاکم شده، همۀ موجودات طبیعی ازجمله حیوانات، گیاهان و …- به‌مثابه منابعی برای کسبِ سودِ بیشتر می‌بیند و به همین دلیل مثلاً به دانشمندان بودجه‌های کلانی می‌دهند تا روی دست‌کاری ژنتیکیِ گاوها تحقیق کنند تا بتوانند به هر قیمتی که شده از این حیوانات، شیر بیشتری تولید کنند و به سود بیشتری دست یابند. حال‌آنکه در نگاه دینی چنین عملی جایز نیست و سود، فقط یکی از عواملِ تعیین‌کننده محسوب می‌شود. خودِ موجودات از احترام خاصی برخوردارند و باید با آن‌ها رفتاری اخلاقی داشت. او همچنین از صنایع نظامی، پزشکی و دارویی به‌عنوان نمونه‌های دیگری یادکرد که نشان می‌دهند امروزه بخش زیادی از فعالیت‌های علمی بیش از هر چیز با حرص قدرت و پول پیش می‌روند و اخلاقیات و حقوق طبیعت و حیوانات را نادیده می‌گیرند. دکتر اقبال اظهار داشت که بر اساس جهان بینی علم امروزی تمام طبیعت ابزاری در دست انسان است که باید برای منافع مادی‌اش از آن حداکثر بهره را ببرد و این منافع هم عمدتاً نصیب قشر محدودی از قدرتمندان و ثروتمندان جامعه می‌شود.
گام بعدیِ استدلالِ اقبال همین است که اگر چنین نگاه لایه‌لایه و کلانی به علم داشته باشیم، به‌راحتی می‌توانیم سخن از تأثیر دین بر علم بزنیم. چراکه با ورود جهان‌بینی دینی، همۀ لایه‌های فعالیت علمی دستخوش تغییر می‌شوند و لذا نتیجۀ نهایی هم تغییر می‌کند. درنتیجه با علمی دیگرگونه مواجه می‌شویم.
پس‌ازاین استدلال، اقبال توضیح می‌دهد که در دهۀ ۸۰ میلادی و حتی در سال‌های اخیر، کسانی به دنبال آن بوده‌اند که تمام نتایج علمی جدید را با متنِ قرآنی تطبیق دهند. یا به دنبال موضوعات غلطی همچون درجه حرارت جهنم بوده‌اند او این جریان راجریانی پوچ و تهی می‌داند که مسئلۀ علمِ اسلامی را به‌درستی درک نکرده است. او در پایان سخنرانی‌اش می‌گوید که امیدوار است مسلمین از خواب غفلت بیدار شده و با تکیه‌بر ظرفیت‌های درونیِ اسلام به سمت کار و پژوهش در زمینه‌های علمی پیش بروند. وی درنهایت یادآور شد که در تاریخ علوم برآمده از تمدن‌های مختلف علم اسلامی با هشت قرن متوالی سرآمدی طولانی‌ترین بازه شکوفایی را در مقایسه با علم برآمده از سایر تمدن‌ها داشته و این پس نیز اگر مسلمانان تلاش کنند می‌توانند علم جدیدی با چهارچوب اسلامی برآمده از قران و سنت تولید کنند. او تأکید کرد که در گام اول باید این آگاهی که علم مدرن ماهیتی خنثی ندارد را گسترش داد.
پس از پایان سخنرانی خلاصه مختصری از صحبت‌های دکتر اقبال به فارسی ارائه شد و حضار پرسش‌هایشان را مطرح کردند. دکتر اقبال در جواب پرسشی درباره این‌که چرا ایشان در سخنرانی‌اش جنبه‌های مثبت علم را نادیده گرفته، به بی‌عدالتی‌هایی اشاره کرد که در توزیع این دستاوردها وجود دارد، اینکه عمدتاً کشورها و انسان‌های خاصی در جهان از آن‌ها بهره‌مند شده‌اند. اقبال تأکید کرد که بر ضد پیشرفت علمی و فنّاوری نیست بلکه معتقد است که مسیر آن باید اصلاح شود. یکی دیگر از سؤالات اساسی مطرح‌شده در مورد چگونگیِ سیاست‌گذاریِ علمی بر اساس جهان بینی اسلامی بود.  اقبال در پاسخ این سؤال مهم تأکید کرد که آینده تمدن اسلامی درگرو پاسخ صحیح به این پرسش است و باید از همین امروز این سیاست‌گذاری‌ها را آغاز کنیم تا در نسل‌های آینده شاهد مجموعه سیاست‌گذاری‌هایِ کاملاً پخته‌ای باشیم که بر اساس جهان‌بینی اسلامی تدوین‌شده است. او ادامه داد که می‌توان به کمک دو منبع مهم قرآن و سنت چنین چهارچوبی را تدوین کرد و از پیامبر که با تشکیل هسته مرکزی قوی بر ضد نظم موجود در جهان خودش قیام کرد الگو گرفت. دکتر اقبال در جواب پرسش‌هایی که از جهات مختلف به دنبال ویژگی‌های دقیق علم اسلامی یا مثالی از آن بودند تأکید کرد که تاکنون هیچ علم اسلامی جدیدی تولید نشده و فقط به مثال‌های تاریخی در تمدن اسلامی گذشته می‌توان اشاره کرد.
پس از اتمام جلسه، دانشجویان پرسش‌های خود را رودررو مطرح کردند و ضمن پذیرایی به ادامه بحث پرداختند.

 

 

متن شما