اهمیت فرهنگی و فلسفی جایزه نوبل فیزیک امسال

جواد درویش / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه علم و دین

اهمیت فرهنگی و فلسفی جایزه نوبل فیزیک امسال

نوبل فیزیک ۲۰۱۷ که به سه فیزیکدان آمریکایی اهدا شد، از جهات مختلف بسیار حائز اهمیت است. چراکه کشف این سه دانشمند، پیش‌بینی ۱۰۰ سال پیش انیشتین را تائید کرد. این کشف در فیزیک و کیهان‌شناسی بی‌اندازه مهم است، اما برای من که رشته‌ام متأسفانه فیزیک نیست! این کشف از دو جنبه دیگر  اهمیت دارد

  اهمیت فرهنگی
( البته لازم است اشاره‌کنم  آنچه اینجا به‌عنوان اهمیت فرهنگی می‌نویسم صرفاً یک نکته حاشیه‌ای و فرعی از منظر خودم هست و اصراری ندارم آن را در عرض اهمیت علمی و فلسفی این جایزه قرار دهم )
مسئله فرهنگی این جایزه برمی‌گردد به شخصیت چندبعدی و فرهنگی یکی از دانشمندانی که امسال این جایزه را دریافت کردند. کیپ استفان ترون Kip Stephen Thorne استاد فیزیک آمریکایی که از دوستان نزدیک و قدیمی استفان هاوکینگ هم هست. او سال ۲۰۰۹ از موسسه تحقیقاتی که بوده خودش را بازنشست می‌کند و بعدازآن بیشتر رو می‌آورد به فعالیت‌های فرهنگی، ترویجی و رسانه‌ای!
من با سوابق او در سایت closer to truth  ( که به نظرم بهترین و بزرگ‌ترین فعالیت رسانه‌ای در موضوع علم و الهیات است و خودش در یک مطلب جداگانه جای معرفی دارد) آشنا شدم. او ضمن همکاری با این سایت، در ساخت چند فیلم که مهم‌ترین آن‌ها فیلم Interstellar ساخته کریستوفر نولان معروف است، همکاری و مشارکت نزدیک داشته. همچنین در دوره‌ای به نوشتن کتاب‌های مقدماتی و پایه در فیزیک روی آورده و با برخی رمان نویسان معروف که بخصوص روی سفر در زمان(time travel) رمان‌هایی علمی- تخیلی نوشته‌اند، هم همکاری و مشارکت داشته است.
این نکته جالبی بود برای من که او در همین دوره‌ای که این‌کاره‌ای فرهنگی را انجام می‌داده، به کشف مهمی در کار علمی خودش هم رسیده و این کارها شاید ذهن او را به حقایق عالم نزدیک‌تر هم کرده و در این کشف بی‌تأثیر نبوده است.

 اهمیت فلسفی
یکی از مسائل مهم در فلسفه علم، واقع‌گرایی یا ابزارگرایی علمی است. سؤال فیلسوف علم این است که اگر مثلاً نیوتن گفته F=ma این نسبت با همه اجزا آن مثل نیرو و شتاب، واقعاً در طبیعت به همین شکل وجود دارد یا صرفاً واژه‌ها و مفاهیمی است که در ذهن نیوتن و ما وجود دارد؟ هردو دسته در فلسفه علم طرفدارانی دارد.
اما کشف اخیر که به نوبل امسال منتهی شد، یک برگ برنده مهم برای واقع‌گرایان علمی به‌حساب می‌آید.
۱۰۰ سال پیش انیشتین در نظریه نسبیت عام وجود امواج گرانشی را پیش‌بینی و معرفی کرده بود. امواج گرانشی به زبان ساده یک غیر فیزیکدان! : ( لطفاً فیزیکدانان هم ببخشند و هم اشتباهات را بفرمایند تا اصلاح کنم )
 یک معما بعد از نیوتن این بود که اگر بین دو جرم، گرانش وجود دارد و مثلاً اجسام به سمت زمین جذب می‌شوند، این نیرو از کجا می‌آید؟ نیوتن صرفاً وجود گرانش را کشف کرد ولی اینکه چرا گرانش وجود دارد را جواب نداد.
انیشتین اوایل ۱۹۰۰ به دنبال جواب این سؤال نظریه نسبت عام را مطرح کرد و امواج گرانشی را دلیل وجود نیروی گرانش دانست. او گفت ما غیر از سه بعد فضایی، یک بعد چهارم از جنس فضا-زمان هم داریم که در آن انحناها و خمیدگی‌هایی وجود دارد. این خمیدگی به دلیل وجود اجسام سنگین مثل زمین در وسط پهنه فضا-زمان است (شکل زیر )


همچنین حرکت‌ها و برخوردهای بسیار سهمگین در کیهان، موج‌هایی در این پهنه ایجاد می‌کند. مثل زمین‌لرزه یا برخورد دو کشتی غول‌پیکر وسط دریا که گاهی امواج آن تا ساحل می‌آید. این موج‌ها نیرو دارند که همان نیروی گرانش است.
انیشتین اولاً وجود این موج‌ها را که حاصل برخوردهای سهمگین سیاهچاله‌ها و… هستند را پیش‌بینی کرده بود و ثانیاً با محاسبه این خمیدگی‌ها و امواج گرانشی، پیش‌بینی کرده بود کل جهان از یک برخورد بسیار عظیم در حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ایجاد شده است. به این نظریه در کیهان‌شناسی تورم کیهانی و لحظه اول را بیگ بنگ یا انفجار بزرگ می‌گویند. این نظریه معتبرترین نظریه کیهان‌شناسی است.
حالا افرادی که امسال جایزه نوبل گرفتند توانسته‌اند رصدخانه‌های عظیم و درعین‌حال بسیار دقیقی بسازند که امواج گرانشی را رصد کنند. یعنی موج‌هایی که از برخوردهای عظیم کیهانی و حتی از انفجار اولیه در فضای ایجادشده را الآن ردیابی کنند. پس کشف آن‌ها هم تأییدی است بر وجود امواج گرانشی  و هم تائید نظریه تورم کیهانی.
و اهمیت فلسفی این کشف در اینجاست که آنچه انیشتین صرفاً از روی قواعد ریاضی و معادلات روی کاغذ پیش‌بینی کرده بود، در عالم واقع رصد شده است و این نشان می‌دهد علم و نظریات علمی کشف از واقع می‌کنند. البته این اولین بار نیست که واقع‌گرایی علمی این‌گونه تقویت می‌شود.

#درویش#نوبل_فیزیک#اندیشکده_مهاجر#علم_و_دین

متن شما