تکنولوژی بدیل و تکنولوژی دینی

تکنولوژی بدیل و تکنولوژی دینی

مصاحبه با دکتر مصطفی تقوی استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف

 

۱- به نظر شما تکنولوژي چه آسیب‌ها و مشکلاتی را دامن‌گیر بشریت کرده که فکر گریز از تکنولوژي فعلی به‌سوی تکنولوژي بدیل را به‌ ذهن‌ها انداخته است؟ مصادیق و حوزه‌های این مشکلات چه مواردی هستند؟

مصادیق و حوزه‌های این مشکلات کم‌وبیش مشهور است: مشکلات زیست‌محیطی (مانند بحران لایه اوزون، آلودگی دریاها و رودخانه‌ها، انقراض نسل برخی حیوانات و …)، مشکلات جسمی (مانند آثار بیماری‌زای فست فودها، افزایش آمار چاقی و …)، مشکلات روحی (مانند افسردگی، اعتیاد اینترنتی، غفلت از خویشتن و …) و مشکلات فرهنگی (مانند کم‌رنگ شدن اهمیت عناصر فرهنگی بومی مثل زبان‌های مختلف، کم‌توجهی به ایده‌های تمدن‌آفرین برخی فرهنگ‌ها، تضعیف برخی سبک‌های زندگی، دشوار شدن دین‌داری و اخلاق‌مداری در فضای تکولوژیک جدید و …). علاوه بر این موارد، برخی حتی توسعه تکنولوژی به شیوه امروزی را منشأ پیدایش مشکلات اقتصادی نیز می‌دانند.

لیکن قبل از ورود به پرسش بعدی لازم است نکاتی را در خصوص پرسش نخست شما عرض کنم:

  • بهتر است به‌جای تکنولوژی فعلی یا رایج از عبارت نظام تکنیکی یا تکنولوژیک فعلی یا رایج استفاده کنیم. زیرا کل‌گرایی را بهتر نشان می‌دهد. شما برای تحلیل بهتر آثار توسعه تکنولوژی در جهان امروز نیاز به رهیافتی کل گرا دارید و باید ابعاد گوناگون آن را باهم و در ارتباط باهم ببینید.
  • درست این است که بگویید که فعالیت تکنیکی یا تکنولوژیک بشر در عصر حاضر چه مشکلاتی را به بار آورده است. تکنولوژی را هرگونه که تعریف کنید نمی‌توانید منشأ انسانی آن را نادیده بگیرید؛ این انسان است که آگاهانه یا گاهی با درجاتی از ناآگاهی  منجر به توسعه تکنولوژی در وجوه گوناگون زندگی بشری می‌شود. وقتی می‌گویید تکنولوژی چه مشکلاتی را به بار آورده است، ممکن است این شبهه پیش بیاید که شما برای خود تکنولوژی، خودمختاری یا درجاتی از خودمختاری قائل هستید.
  • نکته دیگر مربوط به تعبیر شما در خصوص افتادن ایده تکنولوژی بدیل به ذهن‌ها است. اگر منظورتان این است که آرمان تکنولوژی بدیل، کم‌وبیش، در اذهان عموم مردم و سیاست‌گذاران و متفکران اجتماعی، در سرتاسر جهان، آرمانی رایج و آرزویی جاافتاده است باید عرض کنم که بنده چنین تصوری ندارم و آرزو می‌کنم ای‌کاش این تصویر درست بود. متأسفانه متفکران اندکی بر این آرمان پای می‌فشرند و از این گذشته، سخن همین تعداد اندک نیز مبانی یکسان و نتایج واحدی در بر ندارد.
  • درست است که فعالیت تکنیکی بشر آسیب‌ها و مشکلاتی را به همراه آورده است، ولی نباید فراموش کنیم که همین فعالیت، خدمات زیادی برای بشر ارائه داده است و مشکلات زیادی را از او حل کرده است. تکنولوژی همیشه چیزی داده و چیزی گرفته و سرجمع نمی‌توان به‌راحتی قضاوت کرد که نظام تکنیکی رایج به نفع بشریت بوده یا به ضررش. درهرحال پرسش اصلی که اکنون بیش‌ازپیش هیبت و پیچیدگی خود را برای بشریت نشان داده، این است که چگونه می‌توان در خصوص بعد سیاه و مضر تکنولوژی اندیشید، آن را ریشه‌یابی کرد و چگونه می‌توان نظام تکنیکی بهتری داشت.
  • نکته آخر اینکه پرسش شما پیش‌فرض مهمی دارد که باید توجه لازم را به آن داشته باشیم. وقتی صحبت از نظام تکنیکی رایج و نظام تکنیکی بدیل می‌کنیم، گویا فرض کرده‌ایم که نظام تکنیکی با همه جنبه‌های کثیر آن حول محوری در حال شکل‌گیری و حرکت است، گویا فرض کرده‌اید که رشته‌ای همه این ابعاد کثیر نظام تکنیکی را به هم وصل می‌کند. این فرض، فرض سنگینی است و نمی‌توان به‌راحتی از توجیه آن گذشت. برخی همچون فینبرگ و هایدگر چنین تلقی‌ای دارند.

۲- در پرسشِ پیش، فرض کرده بودیم که نظام تکنیکی بدیل امکان‌پذیر است. لطفاً توضیح دهید که چرا اساساً نظام تکنیکی بدیل ممکن است؟

دلیل عمده امکان‌پذیر بودن نظام تکنیکی بدیل این است که مبانی شناختی هنجاری انسان ابزارساز در تولید تکنولوژی تأثیر دارد. این مبانی در چند مقام ممکن است تأثیرگذار باشد:

  • در مقام انتخاب سازوکار علّی لازم برای تولید تکنولوژی

واقعیتِ بکر، غنی و پیچیده است و دارای سازوکارهای علّی گوناگون و مختلف. مبانی شناختی هنجاری که خود تحت تأثر نیازها، فرهنگ، دین، عادات، خرافات، انتظارات، مشاهدات، عقاید و … قرار دارد، ممکن است در انتخاب این سازوکارها تأثیر داشته باشد. تأکید می‌کنم که این سخن بدان معنا نیست که مثلاً حادثه هیچ نقشی در انتخاب این سازوکارها ندارد.

  • در مقام طراحی (یا مقام سامان دادن به تکنولوژی یا مقام درکنار هم نهادن سازوکارهای گوناگون انتخاب‌شده)

معمولاً تکنولوژی‌ها، بخصوص تکنولوژی‌های نسل جدید که از درجه پیچیدگی بالایی برخوردار هستند، از کنار هم نهادن سازوکارهای علّی متعددی که هرکدام از وجهی از واقعیت اخذشده‌اند، حاصل می‌شود. مبانی شناختی هنجاری در این مقام نیز جلوه می‌کند.

باید توضیح عرض کنم که این دو مقام که توضیح آن گذشت، در آثار فینبرگ با قدری تفاوت در لفظ و معنا، تحت عنوان ابزاری سازی اولیه و ثانویه آمده است. همچنین برای درک بیشتر آنچه در مورد یک آمد، به آثار “روی بسکر” مراجعه بفرمایید.

  • در مقام سامان دادن به سیستم‌های اجتماعی تکنیکی

مصنوعات تکنیکی بعد اجتماعی بسیار مهمی دارند که در لفظ مصنوع تکنیکی چندان آشکار نیست. مرتبط با هر مصنوعی، تعداد قابل‌توجهی کاربر و عملگر وجود دارند که اگر آن‌ها خود را با ویژگی‌های مصنوع هماهنگ نکنند، ممکن است به‌کارگیری مصنوع آدمی را به هدفی که آن مصنوع را برای آن ساخته نرساند. مانند هواپیما که اگر کاربران آن، یعنی عمدتاً مسافران، و عملگران مربوط به آن، مانند نیروهای انسانی برج مراقبت، خلبانان، نیروهای خدماتی و … درست عمل نکنند ممکن است نه‌تنها هواپیما هدف از پیش تعیین‌شده را محقق نکند، بلکه منجر به فاجعه انسانی نیز گردد. به همین جهت بهتر است به‌جای «مصنوع تکنیکی» از «سیستم اجتماعی- تکنیکی» استفاده کنیم. حال نکته‌اینجاست که مبانی شناختی- هنجاری در شکل‌گیری بعد اجتماعی مصنوعات تکنیکی نیز ممکن است نقش‌آفرین باشد.

به‌این‌ترتیب مبانی شناختی هنجاری در سه مقام مهم شکل‌گیری نظام تکنیکی ممکن است تأثیرگذار باشد. و ازآنجایی‌که انواع مبانی شناختی هنجاری در تمدن بشری ممکن است رخ دهد امکان نظام تکنیکی بدیل وجود دارد. البته نباید فراموش کرد که نوآوری‌های تکنیکی فقط وابسته به تغییر در مبانی شناختی هنجاری نیست و ممکن است در عین ثابت ماندن این مبانی نوآوری‌هایی در تکنولوژی رخ دهد.

۳- آیا می‌توان از ارزش‌ها و شناخت‌هایی که دین در اختیار ما قرار می‌دهد، برای رسیدن به تکنولوژي دینی بهره برد؟

طبق آنچه در پاسخ به پرسش دوم بیان شد، نظام تکنیکی متأثر از دین ممکن است. لیکن برای جلوگیری از سوءتفاهم‌ها باید بین سه مقام تفکیک قائل شویم: گاه شما با تأمل در چیستی تکنولوژی به این مهم پی می‌برید که مبانی شناختی- هنجاری در شکل‌گیری تکنولوژی ممکن است نقش ایفا کند. بنابراین نتیجه می‌گیرید که نظام تکنیکی متأثر از دین امکان‌پذیر است. گاه به این مقدار اکتفا نمی‌کنید و پا فراتر می‌نهید و مورد کاوی هایی به انجام می‌رسانید و نشان می‌دهید که در مواردی مبانی شناختی- هنجاری دینی می‌تواند نظام تکنیکی متفاوتی به وجود آورد و حتی ممکن است بخشی از آن نظام تکنیکی را هم به اجرا درآورید. اما مقام سوم این است که شما عملاً در بلندمدت دست به ایجاد نظام تکنیکی دینی می‌زنید. این فرآیند معلوم نیست چه زمانی به طول انجامد.

همان‌گونه که در پاسخ به پرسش پیشین اشاره شد، مبانی شناختی- هنجاری بعد از انضمامی شدن ممکن است تبلور مادی یا اجتماعی بیابد. فینبرگ معتقد است که نظام تکنیکی امروز که هم دارای ابعاد مادی است و ابعاد اجتماعی را شامل می‌شود، تجلی‌گاه ارزش‌های سرمایه‌داری است. او استدلال می‌کند که با مبنا قرار دادن ارزش‌های دموکراتیک و سیاست‌گذاری تکنولوژی بر اساس آن‌ها می‌توانید نظام تکنیکی متفاوتی را به وجود آورید که در آن ارزش‌های سرمایه‌داری حکم نمی‌رانند. مشابه استدلال‌های او می‌توانید از امکان‌پذیری نظام تکنیکی دینی نیز دفاع کنید.

اما بحث که به اینجا رسید علاقه دارم به نکته ای اشاره‌کنم که امیدوارم هیچ‌گاه از آن غفلت نکنیم. جامعه ما جامعه‌ای است که افراد زیادی، از عموم مردم گرفته تا خواص اهل اندیشه و مسئولان، علاقة ویژه‌ای به دین دارند و در برابر فرهنگ سکولار و نگرش‌های طبیعت‌گرایانه عکس‌العمل نشان می‌دهند. همین امر باعث شده است که تنور بحث علم دینی در جامعه ما و جوامع مشابه ما داغ باشد. آرمان علم دینی را باید عکس‌العملی در برابر علم سکولار و طبیعت‌گرایانه دانست. بحث تکنولوژی دینی نیز چنین خاستگاهی دارد. پرداختن به این مقوله‌ها برای بسیاری راهی به رهایی به‌حساب می‌آید و امیدوارند با جان گرفتن تمدن اسلامی مشکلات اساسی جوامع اسلامی و انسانی حل شود. اما تأکید بر این مباحث نظری نباید باعث شود از نکته‌ای ساده غفلت کنیم. برخی از مشکلات جان کاهی که هم‌اکنون گریبان جامعه ما را گرفته با رعایت قواعد ساده اخلاقی و کسب برخی مهارت‌های ساده و پایه در مدیریت قابل‌حل است. اصلاح جامعه و تحقق بخشیدن به آرمان‌های اسلامی از گام‌های ساده شروع می‌شود. به آنچه می‌دانیم عمل کنیم، و درعین‌حال تلاش کنیم تا آنچه نمی‌دانیم را بیابیم.

نکته دیگری که در همین راستا به ذهنم  می‌رسد عرض کنم، این است که جامعه ما اکنون نیاز مبرم به سه نوع فعالیت دارد. شاید این نکته برای کسانی که در عنفوان جوانی قرار دارند و می‌خواهند برحسب استعدادهای خود و شرایط جامعه رسالتی برای خود تعریف کنند مفید واقع شود. یکی از این سه نوع فعالیت نظریه‌پردازی‌های مبنایی است. طیف وسیعی از دانش‌ها و روش‌های بسط یافتة وارداتی وجود دارد که باید مورد ارزیابی و نقادی جوامع اسلامی قرار گیرد. لازمه چنین فعالیت وسیع و عمیقی تسلط به اندیشه غربی و اسلامی است. دومین فعالیت، طیف گستردة فعالیت‌های سیاست‌گذارانه و آینده‌نگرانه است. مبانی شناختی- هنجاری دینی باسیاست‌گذاری و آینده‌نگری متناسب منجر به‌نظام کارآمد عملی خواهد شد. و این فعالیتی است که باید جامعه ما به لحاظ دانشی و مهارتی در خصوص آن اهتمام لازم را داشته باشد. نوع سوم فعالیت، فعالیت‌های انضمامی مبتنی بر مبانی شناختی- هنجاری دینی است. یعنی عملاً جامعه بتواند سیستم‌های اجتماعی- تکنیکی مبتنی بر هنجارها و جهان‌بینی دینی را تقویت و تأسیس کند. در هر سه این حوزه‌ها کارهایی به انجام رسیده، ولی راه باقی‌مانده بسیار طولانی است.

۴-   بحث تکنولوژي بدیل سؤالاتی را به ذهن متبادر می‌کند مثلاً درمجموع چقدر می‌توان اراده‌ی خود را به فناوری سرایت داد؟ یا این‌که چقدر می‌توان آسیب‌های ناخواسته‌ی فناوری را شناخت و از آن‌ جلوگیری کرد؟ از سوی دیگر با فرض ِ‌توان‌مندی در اعمال اراده‌ی نیک در ساختن فناوری آینده،‌ این خواست در مقابل ِ منافع سودآور افراد و شرکت‌های کلان قرار دارد توضیح این‌که امروزه تجارت‌های مرتبط با حوزه‌ی مسائل جنسی، یا تسلیحات جنگی، مواد مخدر و الکلی و..  از بزرگ‌ترین و سودآورترین حوزه‌های تجاری به‌حساب می‌آیند و این حوزه‌های سودآور حاضر به تن‌ دادن به موازین اخلاقی نیستند و به هر قیمتی بنا دارند که تجارت خود را به‌پیش بکشند یا کارخانجات بزرگ حاضر نیستند سود خود را به خاطر آسیب‌های زیست‌محیطی تعطیل کنند و ازاین‌روی به تعهدات بین‌المللی هم پایبند نمی‌شوند و قس علی‌هذا .

با این دو مقدمه، این دو پرسش پیش می‌آید که ۱٫ برای طرح تکنولوژي بدیل، خواست‌های نیک تا چه حد می‌توانند جلوی خواست‌های سودآور را بگیرند؟ و ۲٫ جامعه‌ی ایران تا چه حد می‌تواند برای خود برنامه‌ای مستقل در توسعه‌ی فناوری داشته باشد که آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی ِ مناطق دیگر دهکده‌ی جهانی دامن‌گیر آن نباشد.

نظام تکنیکی فعلی، با تمام محاسن و معایبش توسط انسان‌ها ساخته‌شده و دلیلی ندارد که نوع بشر نتواند آن را اصلاح کند. بنابراین جامعه‌ای همچون ایران هم می‌تواند در اندیشه تأسیس نظام تکنیکی هماهنگ با مبانی شناختی- هنجاری خود باشد. اما باید این نکته را تصریح کرد که نظام تکنیکی، گرانشی برای خود دارد که اجازه نمی‌دهد به‌راحتی نظام تکنیکی دیگری ظهور کند و اوج بگیرد. این نکته اخیر نیاز به بسط مفصل دارد که فرصت این گفت‌وگو اجازه نمی‌دهد.

۵-  چه توصیه‌های عملیاتی برای تحقق تکنولوژي بدیل یا تفکری بدیل در کنار تفکر تکنولوژيک دارید؟ هم توصیه‌های ناظر به الزام نهادینه شدن مطالعات تکنولوژي و اخلاق تکنولوژي و هم توصیه‌های عملی و راهبردی ناظر به طراحی کالاهای تکنولوژيک را ذکر بفرمایید.

پاسخ به چنین پرسشی که دارای ابعاد گوناگون است، فقط با سیاست پژوهی متناسب با آن امکان‌پذیر است. آنچه در اینجا می‌توان گفت ایده‌هایی است اساسی که می‌تواند پایه سیاست پژوهی مزبور قرار گیرد. ابتدا باید جامعه به این درک برسد که نظام تکنیکی حاضر مشکلاتی به بار آورده است که ریشه در مبانی شناختی-  هنجاری آن دارد. این موضوع خود، مسیری طولانی است و ممکن است سال‌ها به طول انجامد. در گام بعدی باید عملاً بیاموزیم که چگونه به نحوی انتقادی در نظام تکنیکی رایج، به‌عنوان ساختارهای مادی و اجتماعی شکل‌گرفته، زندگی کنیم و از آن بهره ببریم و درعین‌حال، تا حد ممکن و مقدور، به هنجارهای خود احترام بگذاریم و جهان‌بینی خود را حفظ کنیم. همراه با این شیوه انتقادی باید در اندیشه تبیین مبانی شناختی-  هنجاری‌ای  بود که انضمامی شدن آن، نظام تکنیکی متفاوتی را به بار می‌آورد که بیشتر با سعادت بشری هم‌راستا ست. درنهایت با پافشاری بر این مبانی باید نظامی نظری- عملی متناسب با آن را تأسیس کرد.

این تحول ممکن است به ظهور تمدنی متفاوت منجر شود و نباید در خصوص تحقق آن دچار خام‌اندیشی شویم. ممکن است این رخداد سال‌ها و حتی قرن‌ها طول بکشد.

آقای دکتر به خاطر  وقتی که در اختیار ما قرار دادید  تشکر می‌کنم.

 

 

متن شما