تکنولوژی و عواقب آن

تکنولوژی و عواقب آن

مصاحبه با پروفسور اندرو فینبرگ  استاد دانشگاه  سیمون فریزر کانادا در حاشیه همایشی ملی  «فرهنگ و تکنولوژی» 

پروفسور فینبرگ عزیز؛

همایشی ملی تحت عنوان «فرهنگ و تکنولوژی» با حمایت دانشگاه صنعتی شریف در اوایل ماه مه در تهران برگزار می‌شود. با در نظر گرفتن اینکه جنابعالی سابقه درخشانی در این زمینه‌دارید، امیدواریم که مخاطبان ما را از اندیشه‌هایتان بهره‌مند گردانید. برای ما مایه خشنودی خواهد بود که پاسخ شما را به سؤالات زیر داشته باشیم. پاسخ جنابعالی در ویژه‌نامه همایش منتشر خواهد شد.

  1. پیامدهای جانبی تکنولوژی مدرن بر بشریت چه بوده است که شما را برانگیخته تا درباره تکنولوژی بدیل نظریه‌پردازی کنید؟ می‌توانید این پیامدها را با ذکر مواردی شرح دهید؟

پیامدهای جانبی تکنولوژی  مدرن متعدد هستند. شگرف‌ترین پیامد منفی آن آلودگی است که سلامتی انسان و اقلیم او را تهدید می‌کند. اما مشکلاتی دیگری هم وجود دارد. در حالی غربی‌ها تکنولوژی مدرنشان را در انقلاب صنعتی توسعه دادند که مردم عادی قدرت ناچیزی در شکایت و انتقاد از کارگران و انجمن‌ها پیرامون مسائلی چون خطر استفاده از سموم، استعداد زدایی از کار و آلودگی شهری داشته‌اند. امروزه مردم بیشتر و بیشتر راجع به این مشکلات تظاهرات می‌کنند و خواستار تغییر به‌منظور بهتر ساختن زندگی می‌شوند. آیا این می‌تواند به سمت یک تکنولوژی حقیقی جایگزین رهنمون شود؟ من به این موضوع امیدوارم. معتقدم که بسیاری از تغییرات مهم هم‌اکنون در حال انجام است. من دو نمونه از آن را ذکر خواهم کرد. محیط‌زیست‌گراها افکار عمومی را بیدار کرده‌اند و برای اولین بار در تاریخ جوامع مدرن، صنعت تلاش می‌کند تا صنایع تکنولوژیک را با محدودیت‌های محیط‌زیست طبیعی سازگار کند. نمونه دوم اینترنت است. قبل از اینترنت تمام ارتباطات رسانه‌ای به‌صورت پخش شدن(broadcast) و یک‌طرفه بود]مانند تلویزیون[. این مسئله به تعداد معدودی از مردم که کنترل سیستم پخش را داشتند، قدرت و تسلط نامعقولی بر جامعه می‌داد. هکرها ارتباط بر روی شبکه‌های کامپیوتری ازجمله اینترنت را به جامعه معرفی کردند. هیچ‌کدام از این شبکه‌ها در اصل برای ارتباطات انسانی تصور نمی‌شدند اما امروزه ما یک جایگزین برای رسانه‌های سخن‌پراکنی داریم که مردم عادی را به میزان بی‌سابقه‌ای قدرتمند می‌کند. این‌ها نوآوری‌هایی هستند که امکان وقوع مدرنیته بدیل را نشان می‌دهند اما هنوز تا رسیدن به آن راه بسیاری داریم.

  1. چگونه می‌توان راجع به تکنولوژی بدیل فکر کرد؟ بر چه مبنای نظری می‌توان امید به تحقق چنین ایده‌ای داشت؟

این مهم است که به شیوه انتزاعی و دلبخواهی نظریه‌پردازی نکنیم. در عوض، باید نگاه کنیم به تظاهرات و جنبش‌های واقعی، به اکتشافات هکرها و دیگرانی که توانایی اصلاح سیستم موجود را دارند. می‌توانیم از این تجربیات به سمت مفهوم متفاوتی از تکنولوژی در مواردی مشخص، منتقل شویم. برای نمونه، می‌توانیم به بازطراحی شهرها به‌منظور جایگزینی اتومبیل‌ها با حمل‌ونقل عمومی، فکر کنیم. ما همچنین بایستی از کار هکرها که اینترنت را به صحنه‌ای برای ارتباطات آزاد تبدیل کردند، حمایت کنیم و آن را مغتنم شماریم.

  1. ویژگی‌های این نوع از تکنولوژی چیست و چگونه از تکنولوژی کنونی متمایز می‌شود؟

ویژگی اصلی یک بدیل مطلوب، ادای احترام به انسان و طبیعت است. این به معنای احترام به‌سلامتی(health) است و همچنین به ارزش‌هایی چون زیبایی، صلح و همزیستی است که نقش کمرنگی در جوامع کنونی دارند؛ جوامعی که به‌طور انحصاری بر سود اقتصادی متمرکزشده‌اند.

  1. چه چالش‌ها و فرصت‌هایی می‌تواند از یک منظر دینی در مقوله تکنولوژی بدیل ایجاد شود؟ آیا ظرفیتی در اندیشه‌هایی دینی وجود دارد که الهام‌بخش ما برای نظریه‌پردازی در باب تکنولوژی بدیل باشد؟

این برای من سؤال سختی است. در غرب مداخله اصلی دین در مناقشات تکنولوژیک به شبیه‌سازی انسان مربوط است. تلاش برای محدود کردن سقط‌جنین و پیشگیری از بارداری با ادله دینی در تعارض با برابری انسان‌ها ازجمله برابری زن و مرد است من البته فکر نمی‌کنم این تنها سهم مشارکت دین باشد. از طرف دیگر، تمام سنت‌های دینی، فروتنی را توصیه می‌کنند و ما قطعاً به میزان بیشتری از این فضیلت‌ها نیازمندم آن‌هم در جوامعی که آرزو و اشتیاقشان تسلط بر طبیعت و بازسازی دنیا برای راحتی انسان است. تواضع و فروتنی در برابر خلقت، احترام به طبیعت را توصیه می‌کند و تعقیب بی‌پایان قدرت و ثروت را بدون اعتنا به عواقبش مذموم می‌شمرد.

  1. با در نظر گرفتن اینکه هدف انقلاب اسلامی، طرح‌ریزی تمدنی بدیل بوده است، تلاش‌های صورت گرفته توسط جمهوری اسلامی ایران را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌نمایید؟

من راجع به دستاوردهای جمهوری اسلامی اطلاع اندکی دارم چون این موضوع در رسانه‌های غربی تا جایی که من به آن دسترسی دارم، زیاد موردبحث قرار نمی‌گیرد. کاش دراین‌باره بیشتر می‌دانستم تا بتوانم به این پرسش به طرز مناسبی پاسخ‌گویم. در عوض، خود من سؤالاتی دارم:  آیا جمهوری اسلامی راهکارهایی اصیل و مختص به خودش را برای مشکلات بنیادی جوامع مدرن غربی آزموده است؟ مشکلاتی از این قبیل: طراحی نامطلوب شهری مبتنی بر حمل‌ونقل ماشینی، سودگرایی (commercialism) که موجب افت کیفیت غذا و سایر محصولات شده است، کارگران کارخانه‌ها به چرخ‌دنده‌های ماشین تولید تقلیل پیداکرده‌اند، ایده‌آل ِ اشتباهی که در رابطه با گذران زندگی شخصی فرد تعریف‌شده که آن باعث شده فعالیت‌های مشترک ما از بین برود و به دست‌آوردهای تکنیکی مثل ارتباطات آزاد در اینترنت وابسته شود. این‌ها طبق دیدگاه محدود من، چند نمونه از دامنه‌هایی است که در آن نوآوری تکنیکی می‌تواند آثار و تبعات تمدنی داشته باشد.

 

متن شما