آیا نمی‌توانیم بگوییم فلان خودرو اسلامی است و آن‌یکی نیست؟

مهدی خلیلی / دانشجوی دکتری فلسفه علم / مدیر کارگروه اخلاق و فناوری / [email protected]

آیا نمی‌توانیم بگوییم فلان خودرو اسلامی است و آن‌یکی نیست؟

رئیس‌جمهور چندی پیش در سی‌ویکمین جشنواره خوارزمی درباره علم، فناوری و دانشگاه سخنرانی کرد. این سخنرانی، که می‌توان آن را بیانگر موضع رسمی دولت (و چه‌بسا حاکمیت) درباره موضوعات طرح‌شده دانست، وجوه مختلفی داشت که شاملِ اقتصاد دانش، رابطه دانش و آزادی، رابطه علم و فناوری و دین و غیره می‌شدند. 

در اینجا بنادارم به بخشی از مطالب ایشان که متناسب با نسبت فناوری و دین است بپردازم. آن بخشی از این سخنان که مدنظر است به‌قرار زیر است:
قطعاً علم اسلامی و غیراسلامی شبیه همدیگر است و تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد، بلکه اهداف فرق دارد. ما نمی‌توانیم بگوییم فلان خودرو اسلامی است و آن‌یکی نیست. این‌که شما یک قرآن در داشبورد خودرو بگذارید که خودروی اسلامی نمی‌شود. اما این‌که چگونه از این خودرو به نحو احسن استفاده کنیم، می‌تواند در این تقسیم‌بندی مؤثر بوده و تأثیر بگذارد. این نحوه استفاده نشان‌دهنده فردی است که دارای آرمان‌های بلند است.
رئیس‌جمهور در این بخش حکمی درباره  علم صادر می‌کند و می‌گوید علم نمی‌تواند اسلامی یا غیراسلامی باشد، و بعد برای تأیید حرفش به مثال خودرو اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که خودرو نمی‌تواند اسلامی یا غیراسلامی باشد. اما اینجا مغالطه‌ای رخ داده؛ خودرو مصداقی از فناوری ست و نمی‌تواند به‌عنوان تأییدی بر ادعایی باشد که درباره علم طرح می‌شود. توضیح اینکه هدف علم هدفی معرفت‌شناسانه است، یعنی علم بنا دارد پدیده‌ها را بشناسد و به همین خاطر معطوف به صدق یا کفایت تجربی ست. اما فناوری هدفی به‌کلی متفاوت دارد؛ هدف فناوری حل مشکلات عملی ست، فناوری‌ها کارکرد دارند، و ساخته می‌شوند تا در جهت تأمین آن کارکرد عمل کنند. ازاین‌رو، نظریه مکانیک نیوتن که از واقعیت حکایت می‌کند علم است، اما خودرو که برای برآوردن کارکردی خاص ساخته‌شده فناوری ست. پس علم و فناوری دو مقوله متفاوت‌اند و نباید آن‌ها را باهم خلط کرد.
اما ممکن است رئیس‌جمهور بین علم و فناوری خلط نکرده باشد بلکه چنین فکر کرده که چون علم نمی‌تواند دینی یا غیردینی باشد، پس فناوری (که یکی از مصادیق آن خودرو است) هم نمی‌تواند دینی یا غیردینی شود. اما این استدلال نیز اشتباه است؛ چه‌بسا بتوان بی‌آنکه به علم دینی قائل شد از نسبت فناوری و دین دفاع کرد. یعنی چه‌بسا نظریه نیوتن دینی یا غیردینی نباشد ولی بتوان این جمله رئیس‌جمهور را که «ما نمی‌توانیم بگوییم فلان خودرو اسلامی است و آن‌یکی نیست» نقد کرد و خودرو را دینی و غیردینی دانست. من در ادامه، بدون اینکه موضعی درباره علم دینی بگیرم از نسبت ارزش و فناوری دفاع خواهم کرد.
همان‌طور که آمد فناوری کارکردی دارد. حال، آیا نمی‌توان حالتی را تصور کرد که کارکرد آن فناوری در ارتباط مستقیم یا معکوس با یک ارزش اخلاقی باشد؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است پیشاپیش این توضیح داده شود که کارکرد یک فناوری در بستری خاص معنا پیدا می‌کند؛ مثلاً ممکن است قاشق که کارکردش انتقال غذا یا مواد غذایی ست در بستری به‌عنوان سفت کننده پیچ پیچ گشتی- استفاده شود، یا ممکن است پلاستیک فریزر وقتی باران می‌آید بیشتر ابزاری باشد شبیه چتر. با این توضیح، استفاده معمول در بستری خاص از یک فناوری را کارکرد آن می‌دانیم. حال می‌توان دو پرسش اساسی را طرح نمود : آیا نمی‌توان فرض کرد بین کارکرد معمول یک فناوری (در بستری خاص) و ارزشی اخلاقی رابطه باشد؟ مثال‌هایی وجود دارد که این رابطه را تصدیق می‌کنند. مثلاً کوره انسان سوزی هیتلر، که در بستر استفاده‌اش کارکردی جز کشتن انسان‌ها نداشته، با (ضد)ارزش نژادپرستی در ارتباط مستقیم بوده است. بمب اتم هم‌چنین ابزاری ست که خواه‌ناخواه کارکردش تخریب وسیع است و لاجرم با ارزش‌های اخلاقی در ارتباط است. به همین قیاس، کارکرد ابزارهای شکنجه با صلح‌طلبی در تضاد است، کارکرد خیلی از اسباب(بازی)های جنسی با ارزش حیا در تضاد است. کارکرد سرعت‌گیر با ارزش ایمنی در نسبت مستقیم است، کارکرد کاتالیزور اگزوز خودرو با ارزش‌های زیست‌محیطی در تناسب‌اند، همین‌طور الی‌آخر.
اما به‌جز "کارکرد" می‌توان از نسبت تأثیرات جانبی فناوری و ارزش‌های اخلاقی هم بحث کرد. توضیح اینکه، استفاده از یک فناوری اثراتی روی زندگی انسان می‌گذارد. این تأثیرات ربط مستقیمی به کارکرد آن فناوری ندارند، به همین خاطر تأثیرات جانبی آن فناوری شمرده می‌شوند. مثلاً کارکرد معمول خودرو منتقل کردن سرنشینان یا بار و غیره است اما همین خودرو می‌تواند بحران زیست‌محیطی به بار بیاورد و ازاین‌جهت باارزش‌های محیط‌زیستی در تضاد باشد. یا می‌تواند طراحی ایمنی نداشته باشد و درنتیجه موجب تلفات انسانی شود. یا طراحی‌اش طوری باشد که افراد معلول نتوانند از آن استفاده کنند، که در این صورت با ارزش شمول انسانی یا عدالت در تضاد باشد. یا می‌تواند طوری طراحی شود که محدودیت‌های بی‌شماری برای راننده‌اش در نظر بگیرد (مثلاً حرکت کردن را منوط به بستن کمربند ایمنی و هوشیار بودن راننده کند فرض کنید مثلاً با یک دوربین یا ضربان سنج بتوان هوشیاری را سنجید) و بدین شکل با آزادی مطلق فرد در تضاد باشد. یا مثلاً فرض کنید شیشه خودرو طوری باشد که از بیرون نتوان داخل ماشین را دید، در این صورت با تبدیل کردن داخلِ ماشین به حریم خصوصی عملاً در بستر اجتماعی یک کشور مسلمان و معتقد به حجاب، این اثر را ایجاد کند که زنانی که داخل ماشین حجاب نمی‌کنند آشکارا دیده نشوند و در این صورت به نظر می‌رسد این با ارزش دینی حجاب و حیا در ارتباط باشد.
در همه مثال‌های بالا (چه کارکرد فناوری در ارتباط با یک ارزش باشد، چه اثرات و نتایجی ایجاد شود که در نسبت با یک ارزش اخلاقی باشند) می‌توان فناوری را باارزش‌های اخلاقی سنجید و این دلیلی ست بر اینکه فناوری می‌تواند اخلاقی یا غیراخلاقی باشد. حال اگر دین را مبنای اخلاق بدانیم، می‌توان بر اساس ارزش‌های اخلاقِ دینی فناوری‌ها را ارزیابی اخلاقی کرد، و از این دفاع کرد که فناوری می‌تواند دینی، غیردینی، یا ضد دینی باشد: فناوری‌هایی که "کارکرد" یا "اثرات جانبی" شأن در بستری خاص در نسبت مستقیم باارزش‌های دینی باشند دینی‌اند، اگر در تضاد باارزش‌های دینی باشند ضد دینی‌اند، در غیر این دو صورت غیردینی‌اند. به‌طور مثال، اگر فرض بگیریم دین اسلام حامی محیط‌زیست، حامی کرامت انسان، حامی عدالت و حامی حجاب است، متناسب با این ارزش‌ها می‌توان خودروهایی را که برقی‌اند و به محیط‌زیست کمتر آسیب می‌زنند، خودروهایی را که ایمن‌ترند و جان انسان‌ها را محترم می شمرند، خودروهایی را که امکان استفاده‌ی انسان‌های مختلف اعم از معلول و غیر معلول- را فراهم می‌کنند، و خودروهایی را که فضای داخلشان را بدل به حریم خصوصی می‌کنند، اسلامی‌تر از دیگر خودروها دانست.
درنتیجه، خودرو و دیگر فناوری‌ها را می‌توان باارزش‌های اخلاقی و دینی ارزیابی کرد، لذا خودرو و دیگر فناوری‌ها می‌توانند متصف به صفت اخلاقی و دینی شوند. همچنین بر اساس ارزش‌های دینی و اخلاقی می‌توان پیشنهادهایی برای طراحی فناوری‌ها داد که کارکردشان باارزش‌های مطلوب در تناسب است و اثرات جانبی خوبی به بار می‌آورند. این بحث ما را به اخلاق طراحی می‌کشاند که در کنار اخلاق استفاده (که در سخنرانی رئیس‌جمهور به‌درستی به آن اشاره شد) دو رکن مهم از اخلاق فناوری را می‌سازند. در این راستا، سیاست ورزان و سیاست‌گذاران کشور لازم است طوری عمل کنند که ارزش‌های دینی و اخلاقی در اقدامات ملی نمایان شوند. البته روشن است که چنین اتفاقی باید بدون تحمیل به مردم، در بستری دموکراتیک و با رضایت عمومی اتفاق بیفتد، وگرنه مصداق تحمیل است و خود رفتاری ست غیراخلاقی و غیردینی.
درنهایت، از رئیس‌جمهور و مشاوران ایشان انتظار می‌رود در بحث‌های تخصصی درباره علم و فناوری اولاً دقیق‌تر به بیان مطالب بپردازند، ثانیاً از مشورت پژوهشگران به‌روز، متعهد و جوانی که در این زمینه‌ها مشغول به فعالیت‌اند استفاده کنند تا سیاست‌های دقیق‌تری درباره علم و فناوری اتخاذ شود.

 

#خودرو_اسلامی#اندیشکده_مهاجر#اخلاق_و_فناوری#مهدی_خلیلی#حسن_روحانی