آیا فیلترینگ اخلاقی ست ؟

مهدی خلیلی / دانشجوی دکتری فلسفه علم / مدیر کارگروه اخلاق و فناوری / [email protected]

آیا فیلترینگ اخلاقی ست ؟

فیلترینگ تلگرام بحث درستی یا نادرستی فیلترینگ را باری دیگر مطرح کرده است. بحثی که اگرچه مسالۀ بومی کشور ماست، توجهی جدّی بدان نمی‌شود.

این روزها افراد مختلفی از وجوه گوناگون درباره فیلترینگ تلگرام بحث می‌کنند، برخی درباره مضرّاتی که فیلترینگ این پیام رسان برای اقتصاد کشور داشته است صحبت می‌کنند، برخی تلگرام را به عنوان بستری برای اشاعۀ رفتارهای تروریستی و ضدامنیتی مذمّت می‌کنند، برخی از اینکه کلید تلگرام دست مسئولان کشور نیست احساس نگرانی می‌کنند، و برخی فیلترینگ تلگرام را به نفع پیام رسان‌های داخلی‌ای همچون پیام‌رسان سروش ارزیابی می‌کنند و قس علی هذا. من در این جا قصد ندارم همه ابعاد فیلترینگ تلگرام را بحث کنم، بلکه فقط می‌خواهم از وجه اخلاقی این موضوع را بررسی کنم. سوالی که من دارم این است که در چه صورت می‌توان فیلترینگ را اخلاقی یا غیراخلاقی دانست؟
در مرحلۀ اول باید دید فیلترینگ به لحاظ بحثهای اخلاقی چه معنایی دارد؟ به نظر می‌رسد فیلترینگ را بتوان ذیلِ رفتارهای پدرسالارانه (Paternalistic) طبقه‌بندی کرد. این رفتارها -طبق تعریف- رفتارهایی‌اند که از سوی فرد یا نهادی صورت می‌گیرند تا با نادیده گرفتن آزادی و اختیار شخص، او را به سوی عملی که ادعا می‌شود خیر است سوق دهند. در رفتارهای پدرسالارانه، شخص به مثابۀ کودکی در نظر گرفته می‌شود که یا نمی‌تواند کار خیر را تشخیص دهد، یا ارادۀ انجام کار خیر را ندارد، پس لازم است کس دیگری به جای او تصمیم بگیرد. اگر این تعریف از رفتار پدرسالارانه را بپذیریم، فیلترینگ ذیلِ این رفتارها می‌گنجد. از آنجایی که نهادهای حاکمیتی در موضوع فیلترینگ تشخیص می‌دهند که سایت یا پیام‌رسان یا هر نرم‌افزار دیگری شرّ است و به خیر اشخاص است که از آن استفاده نکنند و با این ملاحظه که اشخاص یا خود این موضوع را تشخیص نمی‌دهند یا ارادۀ انجام دادن آن را ندارند، به جای آن‌ها تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند.
اگر حاکمیت از طریق ساز و کارهای دموکراتیک نظرات اشخاص را درباره چیزی که قرار است فیلتر شود جویا شود ، و تنها در صورتی آن را فیلتر کند که عموم مردم با فیلترینگ آن موافق باشند، نمی‌توان آن فیلترینگ را رفتاری پدرسالارانه دانست. اما از آن‌جا که چنین ساز و کارهایی فعلا در مورد فیلترینگ در ایران وجود ندارد و تلقی چنین است که فیلترینگ صرفا از سمت حاکمیت و بدون کسبِ اجازه از مردم صورت می‌گیرد، می‌توان فیلترینگ را، لااقل به شکلی که الان اجرا می‌شود، بدون تردید نوعی رفتار پدرسالارانه دانست. 
گام بعدی برای بررسی وجه اخلاقی فیلترینگ این است که بدانیم پیش شرط‌های فعل اخلاقی چیست. علمای اخلاق بر آن‌اند که فعل اخلاقی شامل حُسن فعلی و حُسن فاعلی است. حُسن فعلی به اثرات خارجی عمل و حُسن فعلی به نیّات و انگیزه‌های شخص مربوط می‌شود و این دو وجه هر دو لازمه رفتار اخلاقی‌اند یعنی بدون آن‌ها نمی‌توان کاری را اخلاقی دانست. در ضمن، لازمه و شرطِ حُسن فاعلی یا نیّت، ارادۀ شخص است؛ اگر شخص از روی اجبار فعلی را انجام دهد، کار او عاری از حُسن فاعلی است و به همین دلیل کارش را نمی‌توان خوب یا بد دانست.
حال که تصوری از فیلترینگ و  پیش‌شرط‌های کار اخلاقی بیان شد، می‌توان نسبت میان فیلترینگ، به عنوان رفتاری پدرسالارانه، را با اخلاق بررسی کرد. به نظر می‌رسد طی رفتارِ ظاهرا پدرسالارانه دو حالت قابل تصور است:
شخص خود به انجام این عمل رضایت داشته است.(مثلِ اشخاصی که خود حاضر‌اند بدون اجبار استفاده از تلگرام را کنار بگذارند)
شخص به انجام این عمل رضایت نداشته است
.
در حالت دوم می‌توان چنین گفت که پیش شرطِ انجام کار اخلاقی که ارادۀ شخص است- لحاظ نشده است، پس نمی‌توان کار آن شخص در عدم استفاده از محتوایِ "شرِّ" فیلترشده را اخلاقی دانست. کار شخص در پرهیز از انجام کار شرّ وقتی قابل ستایش است که از روی ارادۀ شخص انجام شود.
تا این جا نشان دادیم چنین نیست که فیلترینگ اشخاص را به انجام کاری اخلاقی سوق دهد. چرا که پیش‌شرط انجام کار اخلاقی اراده- در آن لحاظ نشده است. اما آیا این به این معناست که فیلترینگ غیراخلاقی است؟ نمی‌توان به این سادگی چنین نتیجه گرفت؛ اما می توان از وجوه متعدد بحث اخلاقیِ  فیلترینگ و دیگر رفتارهای پدرسالارانه را بررسی کرد. در ادامه برخی از این وجود طرح می‌شوند.
وجه اول، مربوط به مفهوم "شرّ"ی است که پیش‌فرضِ انجام رفتارهای پدرسالارانه است. آیا اساسا می‌توان به نحو آفاقی ثابت کرد رفتاری ضرورتا شرّ است؟ اگر کسی تشخیص داد که رفتاری شرّ نیست، اما دولت یا حاکمیت تشخیص داد که آن رفتار شرّ است، چه باید کرد؟ مثلا اگر بخشی از جامعه استفاده از محتوای جنسی یا ضد دینِ رسمی یا ضدحاکمیتی را خیر تفسیر کردند در حالی که حاکمیت این محتوا را شرّ دانست، چگونه می‌توان از موضعی بی‌طرف دست بالا را به حاکمیت داد و به رفتار پدرسالارانه راضی شد؟
به فرض که حاکمیت با رفتار پدرسالارانه جلوی انجام عمل شرّ را بگیرد، آیا این به تنبلی اخلاقی اشخاص جامعه نمی‌انجامد؟ وقتی ارادۀ شخصی در انجام کار خیر یا انجام ندادنِ کار شرّ دخیل نیست، ارادۀ شخص روز به روز تضعیف می‌شود، و بالعکس، تنها در صورتی ارادۀ اخلاقی شخص رشد می‌کند که با وجودِ امکانِ انجام دادنِ کار غیراخلاقی از آن اجتناب کند.
سوال دیگر این است که حاکمیت در چه صورت حق دارد حق تصمیم‌گیری و ارادۀ انسان‌ها را محدود کند؟ به عبارت دیگر، به فرضِ اینکه شخصی مرتکب رفتاری غیراخلاقی شود، آیا این امر به حاکمیت این حق را می‌دهد که مداخله کرده و آزادی شخصی را نفی کند؟ و مهم‌تر این که آیا نفیِ آزادی و ارادۀ شخص، که از پایه‌ای‌ترین حقوق اجتماعی اوست، خود کاری غیراخلاقی نیست؟ اگر آری، در چه صورت می‌توان با انجام کاری غیراخلاقی جلوی رفتار غیراخلاقی دیگری را گرفت؟
پرسش‌های اخیر تنها بخشی از پیچیدگی اخلاقیِ بحث فیلترینگ را روشن می‌کند، و اهمیت پرداختن به این موضوع را روشن می‌سازد. جا دارد اندیشمندان اخلاق و علوم انسانی به این وجوه بیندیشند تا بتوان به رفتاری اندیشیده و قابل دفاع در این زمینه دست یافت.